بعد از تجربه تلخ و تاریک «تفاهم» با آمریکا، ادبیات دفاع از آن دستخوش تغییر شده است. گویا سنگر قدیمیِ «همه چیز با آقا هماهنگ است» دیگر کارایی سابق را ندارد و حالا مدافعان آن، سنگر تازهای ساختهاند؛ سنگری به نام «عقلانیت»! واژهای که هرجا استدلال کم میآورد، به کمک میآید و هرجا پاسخگویی دشوار میشود، پشت آن پنهان میشوند.
دوگانهسازی میان «عقلانیت» و «تندروی» هم ظاهراً به فرمولی تکراری برای تخطئه هر صدای مخالف تبدیل شده است. کافی است کسی درباره نتیجه یک تصمیم، نسبت آن با منافع ملی یا تجربههای تلخ گذشته سؤال کند؛ مسئول مربوطه خیلی زود برچسب «تندرو» آماده است و در مقابل، گوینده خود را در جایگاه «عاقل» مینشاند! البته برای فهم اینکه این عقلانیت دقیقا چیست و چه نسبتی با واقعیت دارد، باید به سراغ مشاوران رفت؛ چراکه گاهی اصل ماجرا در توضیحاتی است که اطرافیان برای مواضع صاحبان قدرت ارائه میکنند.
سخنان امیر ابراهیم رسولی، مشاور رئیس مجلس، در یک گفتوگوی تصویری و طرح بحث درباره انتقام رهبر شهید، با پیوستی همراه بود که بیش از آنکه نشانی از عقلانیت داشته باشد، تأسفآور بود. دوگانه ذلتبار «خونخواهی ـ پوشک» شاید بهترین نمونه برای فهم عقلانیتی باشد که قرار است با استفاده از مشکلات اقتصادی مردم، از یک موضع سیاسی دفاع کند.
ظاهراً در این منطق، مسئله انتقام از جنایتکاران با قیمت پوشک قابل معامله است! یعنی اگر مردم مشکل اقتصادی دارند، باید از مطالبه خون رهبر شهید دست بکشند؟ آیا قرار است ناکارآمدی اقتصادی برخی مسئولان، به قیمت کوتاه آمدن از عزت و امنیت ملی توجیه شود؟
اما عجیبتر آنکه حتی برای ساختن همین دوگانه نیز، مثال انتخابشده با واقعیتهای اقتصادی چندان سازگار نیست.
چند نکته خطاب به آقای رسولی؛
اول؛ افزایش چندبرابری قیمت پوشک، مربوط به پیش از جنگ و ناشی از حذف ارز ترجیحی است. یعنی اگر قرار است قیمت پوشک به عنوان شاهدی برای آثار جنگ و ضرورت چشمپوشی از انتقام مطرح شود، بد نیست ابتدا روشن شود چرا این افزایش قیمت، پیش از جنگ اتفاق افتاده است. مگر هر مشکلی در اقتصاد را میتوان به جنگ و تبعات آن حواله داد؟
دوم؛ آقای رسولی! شما مشاور رئیس مجلس هستید. اگر دغدغهتان واقعا معیشت مردم است، راهحل را در جای دیگری جستوجو کنید. مسیر دفاع از سفره مردم، از بازگرداندن مجلس به «رأس امور» و احیای نقش نظارتی آن میگذرد، نه از ساختن دوگانه میان پوشک و خون شهید. مجلسی که قرار است بر عملکرد دولت نظارت کند، باید در برابر نابسامانیهای اقتصادی مطالبهگر باشد. البته اگر قرار باشد دو سال تمام، مجلس از «رأس امور» فاصله بگیرد، دیگر نمیتوان هر جا پاسخگویی سخت شد، پوشک را به میدان فرستاد!
سوم؛ اگر به این استدلال باور دارید، یک پیشنهاد ساده وجود دارد؛ شبانه به میان همان مردمی بروید که خود را همصدا با آنان، خونخواه رهبر شهید میدانید و همین حرفها را برایشان تکرار کنید. بگویید میان خونخواهی شهید و خرید پوشک باید یکی را انتخاب کنند. آن وقت شاید معلوم شود این دوگانه واقعا مطالبه مردم است یا ساخته ذهن کسانی که میخواهند برای تصمیمات خود، از جیب و سفره مردم هزینه کنند.
تلاش برای تقلیل مسئله انتقام و پاسخ به جنایت، با چنین دوگانهسازیهایی بیش از آنکه نشانه «عقلانیت» باشد، نشانه یک رفتار توجیهگرانه است؛ رفتاری که میکوشد ضعف و ناکارآمدی خود را پشت مشکلات اقتصادی مردم پنهان کند، بیآنکه یکبار هم درباره ریشههای داخلی این مشکلات و مسئولیتی که متوجه مدیران است سخن بگوید.
اگر اقتصاد مشکل دارد، مسئول حل آن مردم نیستند. اگر بازار آشفته است، مردم مدیر بازار نیستند. اگر ارزش پول ملی کاهش یافته، مردم سیاستگذار اقتصادی نیستند. چرا هرجا نوبت مسئولیت میرسد، مسئولان عقب میروند و مردم جلو فرستاده میشوند؟!
در این میان، آقای مهدی محمدی، دیگر مشاور رئیس مجلس نیز ظاهراً نخواسته از این قافله عقب بماند. ایشان که زمانی از مدافعان برجام بود و آن را متنی متوازن میدانست، در گفتوگویی تلفنی در یک برنامه تلویزیونی، ظاهراً از یک مسیر غلط به سمت مسیری غلطتر حرکت کرده و این بار در تحلیل وضعیت اقتصادی، انگشت اتهام را به سوی مردم گرفته است.
این هم البته نوعی «عقلانیت» است! وقتی بازار متلاطم میشود، به جای آنکه از مسئول کنترل بازار سؤال شود، از مردم سؤال میشود چرا سرمایهشان را حفظ کردهاند! وقتی ارزش پول کاهش پیدا میکند، به جای آنکه سیاستگذار اقتصادی پاسخگو باشد، شهروندی که نگران آب شدن داراییاش است، متهم میشود!
واقعاً مسئول کنترل وضعیت اقتصادی و مسئول نظارت بر آن چگونه میتواند همیشه از دایره مسئولیت خارج باشد؟ وظیفه ایجاد آرامش در بازار و صیانت از معیشت مردم بر عهده چه کسی است؟ مگر مردم موظفاند سرمایهشان را قربانی تصمیمات اقتصادی مسئولان کنند تا ثابت کنند «عقلانیت» دارند؟
مردم ولینعمت مسئولان هستند، نه سپر بلای تصمیمات آنان.
اگر مردم برای حفظ ارزش دارایی خود نگرانند، پیش از سرزنش آنان باید از خود پرسید چه اتفاقی افتاده که شهروند احساس میکند اگر امروز تصمیم نگیرد، فردا بخشی از حاصل سالها تلاشش از بین خواهد رفت.
مسئله دقیقا همینجاست؛ «عقلانیت» اگر قرار است معنایی داشته باشد، پیش از هر چیز یعنی پذیرش مسئولیت. یعنی وقتی تصمیمی گرفته شد و نتیجه مطلوب نبود، به جای پیدا کردن مقصر در میان مردم، مسئول تصمیم پاسخگو باشد.
اما اگر «عقلانیت» قرار است اسم رمز فرار از پاسخگویی باشد؛ اگر قرار است هر منتقدی با برچسب «تندرو» کنار زده شود؛ اگر قرار است مشکلات اقتصادی مردم تبدیل به چماقی برای ساکت کردن مطالبه عزت و امنیت ملی شود و اگر قرار است در نهایت، مردم هم بابت نگرانیهای اقتصادی خود متهم شوند، دیگر بهتر است صریح باشیم؛ این «عقلانیت» نیست، هنر توجیه است!
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید