یادداشت از طیبهالسادات غفاری – کهگلویه و بویراحمد
از محرومیت قهرآمیز دختران در باکو تا ابتذال خزنده در تهران
در تاریخ تمدنها، پوشش همواره خط فاصل میان کرامت انسانی و انحطاط بوده است. اصالت همهی ادیان الهی، از آدم تا خاتم، بر حفظ حریم و پوشش کامل استوار بوده و اسناد تاریخی قرنهای گذشته در سراسر جهان، گواهی روشن بر این حقیقتاند که زیست عفیفانه، سنتی مشترک در میان تمام جوامع بشری بوده است. اما آنچه امروز در جریان است، روایتی پر از درس و عبرت است: غرب و بخشهایی از جهان، تازه راه را از بیراه شناخته و در حال بازگشت به این اصالت تاریخی خویشاند؛ در حالی که جوامع مسلمان در حال تکرار همان مسیرِ به خطا رفتهی غرباند!
هویت مذهبی در همهی ادیان، سیری تکاملی و هماهنگ داشته و در آیین اسلام به کمال خود رسید؛ در دورهای این روند در بین کشورهای مختلف به حاشیه رفت، اما در حال حاضر بهشکل شگفتانگیزی در حال پیشروی است. در روسیه، عکس محجبه در اسناد رسمی دولتی ثبت میشود و در جوامع غربی، آمار زنانی که برای محافظت از خویش در برابر نگاه کالایی و ابزاری، داوطلبانه به پوششهای باوقار روی میآورند، روزبهروز بیشتر میشود. غرب پس از دههها تجربهی تلخ برهنگی و بحرانهای هویتی، در حال بازگشت به فطرت و اصالت پوشش است.
اما در مقابل، جوامع مسلمان دچار یک «گمگشتگی اصالتیِ» شگفتآور شدهاند. آنها راهِ آزموده و شکستخوردهی غرب در فاصلهگرفتن از اصالت را پیش گرفتهاند؛ هرچند که انتهای این دور باطل، دستآخر بازگشت به اصل حقیقی است، اما هزینهای که جوامع اسلامی برای این انحراف میپردازند، بسیار گزافتر است.
نگاهی به جغرافیای جهان اسلام، گواه این فاجعهی هویتی است. عربستان سعودی را بنگرید؛ سرزمینی که روزگاری قطب گسترش اسلام و مهد غیرت عرب بود، امروز به روزی افتاده که با ریشههای اصیل صدر اسلام، فاصلهای کهکشانی گرفته است.
در این میان، رخدادهای برخی کشورهای همسایه، روی خطرناکتری از این سناریو را به نمایش میگذارد. مسئلهی آذربایجان بسیار دردآور است؛ محروم کردن کودکان و دختران نوجوان از تحصیل به جرم محجبه بودن، دیگر یک تصمیم سادهی حکومتی نیست؛ این صفآرایی تمامعیاری در برابر کرامت زن است تا او را میان «دین و هویتش» و «حق تحصیل و کار» در تنگنای اجبار بگذارد.
اما آنچه بیش از پیش تأملبرانگیز و تأسفآور است، سکوت معنادار مقامات رسمی کشورمان، از جمله ریاستجمهوری، در برابر این اقدامات ضدانسانی و ضداسلامی در آذربایجان است. وقتی این سکوتِ دستگاه اجرایی را در کنار تساهل، اهمال و حتی مقاومت در برابر اجرای قانون حجاب در داخل کشور میگذاریم، ذهن هر ناظر بیداری به سمت یک همسویی و هماهنگی خاموش سوق داده میشود. دقیقاً همین پازل است که باور اجرای تدریجی نسخهی آذربایجان در ایران را از یک احتمال دور، به هشداری ملموس تبدیل میکند.
تردید نباید کرد که آنچه امروز آذربایجان در حال تجربهاش است، نسخهای طراحیشده برای آیندهی جوامع اسلامی است؛ سناریویی که با شعار فریبندهی آزادی انتخاب کلید میخورد، به ابتذال و عریانیِ رو به رشد راه میگشاید، و در نهایت با هنجارسازی کاذب، همان صفآراییِ خشن علیه دین را پیاده میکند. البته که ساختار استوار نظام اسلامی و جایگاه ولایت فقیه در ایران، سد محکمی در برابر تحقق کامل این آرزوی شوم است؛ اما غفلت از پیشروی این ابتذال، جامعه را به سمت دو دستگی سوق خواهد داد.
غربِ خسته از بحرانِ برهنگی، تازه در حال کشف اصالت پوشش است؛ و در سوی مقابل، جوامع اسلامی از دو سو در معرض تهدیدند: لبهی نخست قیچی، محرومیت قهرآمیز از تحصیل و کار به جرم حجاب (مانند آذربایجان همراه با سکوتِ مبهم دولتمردان ما)، و لبهی دیگر آن، ترویج خزنده و خاموش ابتذال برای تهی کردن هویتِ زن مانند آنچه در ایران در حال رخ دادن است.
راه نجات اما روشن است: نه تسلیم شدن به قهر حکومتهایی که دختران و زنان را از تحصیل و کار محروم میکنند، و نه افتادن در دام ابتذال مدنی که زن را به یک کالای نمایشی بدل میسازد. راه چاره، بازگشت به «عزت اصیلی» است که اسلام به زن هدیه داده است. زن مسلمان، نه ابزاری برای نمایش در ویترینهای مدرنیته است و نه قربانی خشونت عریان باکو.
و حرف آخر با دولتمردان و مسئولان اجرایی کشور؛ خوابزدگی در برابر ترویج خزندهی ابتذال در داخل و سکوتِ مصلحتاندیشانه در برابر فجایع پیرامونی، نه تدبیر است و نه دیپلماسی؛ چشم بستن بر حکم الهی است.
جمهوری اسلامی ایران که برآمده از نهضتی جهانی برای یاریرسانی به مظلومان است، نمیتواند در برابر محرومیتِ تحمیلی بر دختران محجبه در مرزهای پیرامونی بیتفاوت بماند؛ چرا که حمایت از حقوق زنان مسلمان و پاسداری از کرامت انسانی، مرز جغرافیایی نمیشناسد.
در همین راستا، مادهواحدهی ایجاد مدرسهی مجازی، مصوب هزار و بیستوپنجمین جلسهی شورای عالی آموزشوپرورش در تاریخ ۱۴۰۱/۱۲/۱، ظرفیتی برای بررسی برخی وضعیتهای خاص فراهم میکند. در بند «الف» این مصوبه از «خارجیان علاقهمند به تحصیل در نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران» نام برده شده است. بهرهگیری مسئولانه از این ظرفیت ــ در صورت انطباق مورد با ضوابط مصوبه و صلاحیت شورا ــ میتواند محک عملیِ توجه مسئولان به حق تحصیل دخترانی باشد که بهسبب پایبندی به حجاب از تحصیل محروم میشوند. تاریخ شهادت خواهد داد که غفلت از صیانت حریم حیا و کرامت زن، بخشودنی نیست.
امروز میدان اصلی مبارزه، میدانِ بصیرت، هوشیاری و مقاومت فرهنگی است؛ پاسداری از گوهری که پرچمدارِ حیا، کرامت و تمدنسازی نوین است. بیشک فردا از آنِ جوامعی است که اصالت خویش را پاس بدارند و راه بهخطارفتهی دیگران را تکثیر نکنند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید