وقتی سیاست و اقتصاد، زن را برای رسیدن به اهداف خود مصادره میکنند
زن در جهان امروز بیش از آنکه فقط یک مسئله اجتماعی باشد، به میدان مهمی برای رقابتهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تبدیل شده است. سالهاست از «آزادی زن» سخن گفته میشود؛ اما شاید پرسش مهمتر این باشد: آزادی از چه چیزی و برای رسیدن به چه چیزی؟
اگر قرار بود زن از تبعیض و تحقیر رها شود، این رهایی ارزشمند است؛ اما وقتی زن برای اثبات استقلال خود باید از مادری، همسری، خانواده و حتی بخشی از هویت زنانهاش فاصله بگیرد، باید پرسید آیا واقعاً از یک وابستگی رها شده یا فقط به نوع دیگری از وابستگی وارد شده است؟
در بخشی از جریانهای فکری و فرهنگی غرب، زن در فرآیندی پیچیده، از «انسان صاحب کرامت» به نیروی کار، مصرفکننده، تصویر تبلیغاتی و گاه ابزار سیاسی تبدیل شده است. بدن زن به بخشی از صنعت تبلیغات و سرگرمی راه یافت و تصویر او به ابزاری برای فروش کالا و ساختن الگوهای مصرف تبدیل شد. همزمان، «مسئله زن» نیز در رقابتهای سیاسی و رسانهای، گاه به ابزاری برای فشار بر جوامع دیگر بدل شده است.
حتی پژوهشهای دانشگاهی درباره ایران نشان دادهاند که بدن و نقش اجتماعی زن در دورههای مختلف تاریخی، صرفاً یک مسئله اجتماعی نبوده و به میدان نمادین رقابتهای سیاسی تبدیل شده است.
اینجاست که باید پرسید:
اگر زن برای بازار، ابزار مصرف است و برای سیاست، ابزار قدرت؛ پس این همه سخن از رهایی زن برای چیست؟
مسئله، مخالفت با تحصیل، اشتغال، مشارکت اجتماعی یا سیاسی زنان نیست. زن میتواند دانشمند، مدیر، معلم، سیاستمدار و کنشگر اجتماعی باشد. مسئله این است که برای اثبات توانمندی اجتماعی خود مجبور نباشد زن بودنش را انکار کند.
زن نیروی کار صرف نیست؛ کالا نیست؛ ابزار تبلیغات نیست و نباید وسیلهای برای رسیدن دیگران به اهداف سیاسی باشد.
زن، گوهر یک جامعه است؛ و گوهر را نباید در بازار سیاست و اقتصاد به قیمت منفعت دیگران معامله کرد.
در نگاه اسلام، زن پیش از آنکه موضوع سیاست باشد، انسانی صاحب کرامت است و خانواده، نه زندان او، بلکه یکی از مهمترین بسترهای آرامش و رشد انسان است. قرآن رابطه زن و مرد را بر پایه «مودت و رحمت» معرفی میکند و آن را مایه سکون و آرامش میداند.
در چنین نگاهی، مادری نیز نقشی فرعی و کمارزش نیست. پیامبر اکرم(ص) هنگامی که درباره شایستهترین فرد برای نیکی و حسن معاشرت مورد سؤال قرار گرفت، سه بار «مادرت» را مقدم داشت و سپس از پدر یاد کرد.
و در قله این نگاه، حضرت زهرا سلاماللهعلیها قرار دارد؛ زنی که نمیتوان او را در یک نقش محدود کرد. او مادر بود، همسر بود، مدیر خانه بود، عابد بود و در بزنگاههای سرنوشتساز اجتماعی و سیاسی نیز حضور یافت.
رهبر انقلاب درباره زندگی حضرت زهرا(س) تعبیر بسیار دقیقی دارند: «نقشهای جامع از هویت زن در منطق اسلام»؛ الگویی که در آن، «مادر خوب، همسر خوب، مجاهد فیسبیلالله، مدیر خانه» و «عابد و بنده خدا» بودن در کنار یکدیگر قرار گرفته است.
این همان تفاوت اساسی است: اسلام برای اجتماعی شدن زن، خانواده را از او نمیگیرد و برای حفظ خانواده نیز زن را از جامعه حذف نمیکند.
اما مسئله وقتی جدیتر میشود که این الگوهای فرهنگی وارد جامعهای مانند ایران شوند؛ جامعهای که خانواده هنوز یکی از اصلیترین پایههای هویت اجتماعی آن است.
دشمنی با ایران فقط در میدان نظامی و اقتصادی اتفاق نمیافتد. جنگ فرهنگی، جنگ بر سر تعریف زن، خانواده، هویت و آینده یک ملت نیز هست.
البته نمیتوان بدون سند مدعی شد که همه جریانهای غربی یک برنامه واحد و متمرکز برای فروپاشی خانواده ایرانی دارند. اما نمیتوان تأثیر الگوهای فرهنگی و رسانهای را نیز نادیده گرفت؛ الگوهایی که گاهی ازدواج را محدودیت، مادری را مانع پیشرفت و تعهد خانوادگی را نشانه عقبماندگی معرفی میکنند.
خطر دقیقاً همینجاست: وقتی زن ایرانی برای اثبات خودش، مجبور شود از آنچه قرنها بخشی از هویت او بوده فاصله بگیرد.
زن ایرانی نباید ابزار هیچ پروژهای باشد؛ نه ابزار سیاست، نه بازار، نه رسانه و نه رقابت فرهنگی.
او حق دارد تحصیل کند، کار کند، مدیر باشد، مطالبهگر باشد و در عرصه عمومی اثر بگذارد؛ اما نباید برای رسیدن به این جایگاه، به او القا شود که مادر بودن ضعف است، همسر بودن عقبماندگی است و خانواده مانع آزادی.
مسئله، انتخاب میان زن و خانواده نیست؛ مسئله، ساختن جامعهای است که زن را مجبور نکند برای داشتن یکی، دیگری را قربانی کند.
اگر زن را گوهر میدانیم، معنایش پنهان کردن او از جامعه نیست؛ معنایش این است که کرامت، هویت و انتخاب او را به هیچ منفعت سیاسی و اقتصادی نفروشیم.
دختران ما باید یاد بگیرند که هر شعاری که با نام «آزادی زن» مطرح میشود، الزاماً در خدمت زن نیست. باید بتوانند بپرسند: چه کسی از این تصویر سود میبرد؟ چه کسی این تعریف را ساخته است؟ و این مسیر در نهایت زن را به کجا میرساند؟
زن ایرانی اگر هویت خود را بشناسد، نه قربانی سیاست خواهد شد و نه ابزار فرهنگ بیگانه.
او میتواند زن باشد، مادر باشد، همسر باشد، مدیر باشد، کنشگر اجتماعی باشد و در ساختن آینده ایران نقشآفرین بماند.
مسئله این نیست که زن آزاد نباشد؛
مسئله این است که آزادی را چنان معنا نکنیم که زن برای آزاد بودن، مجبور شود خودش را از دست بدهد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید