زنان ایران، از پشتیبانی جبهههای هشت سال دفاع مقدس تا شهادت با موشک و ترور دانشمندان ایران
ترور ناجوانمردانه پاسدار شهید «افسانه عقیلا»، فرمانده حوزه خواهران افضل شهرستان مهرستان، آن هم در آستانه خانه و در برابر چشمان فرزندان خردسالش، بار دیگر پرده از ماهیت نبردی برداشت که سالهاست علیه موجودیت و هویت این ملت در جریان است. این اقدام تروریستی یک حادثه کور و منفرد نیست، بلکه قطعهای از پازل تهاجم همهجانبهای است که سرمایههای انسانی و نمادهای اقتدار جامعه ما را هدف گرفته است؛ همان هجمهای که در هفته فراجا خون پاک شهیده «نصرت افتخاری» را در مسیر امنیت مردم بر زمین ریخت، و در میانه جنگ 40 روزه شهادت دانشمند برجسته شهید «مهسا طاهری» را در خط مقدم پیشرفت علمی رقم زد و همزمان با ارتحال فاطمهصغری فلکیان معروف به «ننه عصمت» همراه شد؛ مادری که از دل تودههای مؤمن مردم برآمد و با بافتن دستکش برای رزمندگان دفاع مقدس، نماد پیوند عمیق زن ایرانی با سرنوشت کشورش شد و سال ها نمادی مهم در عرصه فرهنگ تبدیل شد.
اما تناقض بزرگ و رسوایی تاریخی درست در نقطهای شکل میگیرد که دستگاههای رسانهای و محافل شبهروشنفکری وارد میدان میشوند. سالهاست جریان خاصی در سینمای جشنوارهای و محافل غربی اصرار دارد تصویری کاریکاتوری، معکوس و در بند از زن ایرانی بسازد؛ تصویری که در آن جامعه ایران همواره یک سیاهچال رو به ویرانی و خانهای در حال سقوط بازنمایی میشود که هنر زن در آن، فرار از وطن و لجنمال کردن ارکان خانواده و هویت پدر است. اوج این وقاحت را اخیراً در جشنواره ونیز شاهد بودیم؛ جایی که یک نابازیگر در روزهایی که کودکان و زنان این سرزمین زیر بار ترور و جنایات حامیان همان جشنوارهها مقاومت میکردند، پشت تریبون قرار گرفت و علیه ملت و کشور خود مرثیهسرایی کرد. جالب اینجاست که نه فرانسه و نه هیچیک از مدعیان غربی که در سال ۱۴۰۱ برای زن ایرانی اشک تمساح میریختند، امروز کلمهای در محکومیت ترور افسانه عقیلا در پیش چشم کودکانش یا ترور دانشمندی چون مهسا طاهری بر زبان نمیآورند و در برابر جنایات آمریکا و رژیمهای دستنشانده علیه زنان این منطقه سکوت مطلق اختیار کردهاند.
ریشه این رفتار را باید در همان تحلیلی جستوجو کرد که رهبر شهید بیان کردند؛ اینکه غربیها به زن ایرانی ترحم ندارند، بلکه از او کینهای عمیق به دل دارند. این کینه به این دلیل است که زن مسلمان ایرانی بنبستهای نظری تمدن غرب را شکست و «الگوی سومی» را خلق کرد که نه در انفعال و تحجر سنتی خلاصه میشود و نه به کالا و ابزار مصرف نظام سرمایهداری تقلیل مییابد. در مبانی اصیل اسلامی، چنانکه در قرآن کریم تصریح شده، اصالت با انسانیت، تقوا و عمل صالح است و جنسیت امری عارضی در تکالیف و نقشهاست؛ تا جایی که خداوند متعال برای نشان دادن بالاترین افق ایمان به همه مؤمنان اعم از زن و مرد، دو بانو یعنی همسر فرعون و حضرت مریم را به عنوان الگو معرفی میکند. در این دیدگاه، زن نهتنها منفعل نیست، بلکه جایگاه مادری در آن به معنای راهبردی تربیت انسان و جامعهسازی است؛ همان حقیقتی که اگر در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس جریان نداشت، انقلاب هرگز به پیروزی نمیرسید.
واقعیت میدانی امروز ایران نه در قابهای تصنعی و وطنفروشانه جشنوارههای غربی، بلکه در متن جامعه جاری است. زن ایرانی امروز در عالیترین سطوح علمی و پژوهشی در قالب دانشمندانی چون مهسا طاهری دستاورد میآفریند، در حوزه امنیت و دفاع در قامت افسانه عقیلا و نصرت افتخاری تا پای جان میایستد، در میدانهای ورزشی نظیر بازیهای آسیایی با وقار و اقتدار پرچم کشور را به اهتزاز درمیآورد و در سنگر خانه و اجتماع، نسلهای متعهد و آگاه را پرورش میدهد اما دشمن چشم دیدن چنین زنانی را ندارد و او را به ناجوانمردانه ترین شیوه به شهادت می رساند تا این الگوی آزادگی را سانسور کند. سانسوری خشونت بار که نشاندهنده هراس دشمن از تکثیر این الگوی پیشرو است
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید