روایت ۲۵۰ شب فعالیت مردمی از زبان محمد آبشاری خادم میدان فردوسی تهران | مطالبه عدالت و ایستادگی پای آرمانهای انقلاب
همزمان با دویستوپنجاهمین شب حضور مستمر مردم در میادین، محمد آبشاری، از خادمان میدان فردوسی و خادم تکیه انتقام، در گفتوگو با روزنامه «عصر ایرانیان» از شکلگیری اجتماعات مردمی، حالوهوای روزهای نخست حضور در میدان و استمرار این حرکت پس از شهادت رهبر انقلاب گفت. او با تأکید بر اینکه حضور مردم در میدان دیگر صرفاً یک تجمع نیست، این حرکت را الگویی ویژه در عرصه مطالبهگری اجتماعی دانست و از ضرورت شنیدهشدن مطالبات مردم و پاسخگویی شفاف مسئولان سخن گفت.
از شروع فعالیتها در میدان فردوسی بگویید. روزهای اول این میدان چه حالوهوایی داشت و فعالیت شما از کجا آغاز شد؟
محمد آبشاری هستم، خادم تکیه انتقام میدان فردوسی تهران. در ابتدا چند گروه در اینجا فعالیت میکردند؛ از جمله گروههای دانشجویی و بچههای طرح ولایت تهران. همه تلاشمان این بود که در کنار این جوشش و به تعبیر بهتر، بعثتی که در میان مردم و رهبری ایجاد شده بود، نقشی ایفا کنیم.
خدا لطف کرد و همه چیز را جفتوجور کرد. ما با وجود همه کماخلاصیها و کمبود نیتهای خیر، سعی کردیم قدمی برای خدا برداریم و به لطف خدا این کار پیش رفت و همچنان ادامه دارد.
لحظهای که خبر شهادت رهبر انقلاب را شنیدید، کجا بودید و حالوهوای آن لحظه چگونه بود؟
صبح آن روز در میدان انقلاب بودیم و مردم به میدان آمدند. لحظه بسیار سختی بود؛ هیچوقت فکر نمیکردیم چنین حیاتی داشته باشیم و روزی این لحظه را درک کنیم.
از کودکی با ایشان زندگی کرده بودیم؛ از نماز عید فطر گرفته تا ۲۹ خرداد ۱۳۸۸، روزهای قدس و مراسم فاطمیه. اما تصور اینکه روزی به میدان انقلاب بیاییم و در غیاب ایشان عزادار باشیم، برایمان بسیار سخت بود.
اصلاً تصور نمیکردیم روزی کسی غیر از آقا پرچم را به دست امام زمان(عج) بسپارد. حالا ممکن است 2۰۰ شب، ۳۰۰ شب یا حتی دو سال و سه سال گذشته باشد، اما همچنان همه داغداریم.
در این مدت، گاهی صداهایی از بیرون میدان شنیده میشود که با خواستههای مردم حاضر در میدان متفاوت است. واکنش مردم به این صداها چیست؟
این مردم واقعاً جنسشان، جنس «قیام لله» و «کان لله» است. صداهایی که بوی خدایی ندهد و رنگوبوی اصیل انقلاب را نداشته باشد، آنها را آشفته میکند و خود مردم پاسخ این مسائل را میدهند.
این پاسخ را با حضور پررنگشان، با خواستههایی که از ما برای برگزاری برنامهها دارند و با اتفاقاتی که برگرفته از صحبتهای آقا و حس خونخواهی است، نشان میدهند؛ گاهی با پلاکارد، گاهی با برنامه و گاهی با پرچم خونخواهی.
اینها نشان میدهد جنس این مردم با مردم پیش از ۹ اسفند بسیار متفاوت شده است. شاید پیش از این بعثت، مردم نگاه متفاوتی داشتند، اما وقتی مردم به این درجه میرسند، این حرکت دیگر فقط یک تجمع نیست؛ بلکه مردم خودشان را موظف میدانند مسیر را به مسئولان نشان دهند.
بهعنوان کسی که بیش از ۲۰۰ شب در کف میدان و در میان مردم حضور داشتهاید، نگاهتان به مراحل بعدی این میدان و حرکت مردم چیست؟
اتفاقی که این تجمعات به انقلاب دادهاند، یک اتفاق ویژه و یک الگوی زیبا و خاص در عرصه مطالبهگری و فعالیتهای اجتماعی است.
ما در این میدان از کمک به ازدواج و اشتغال گرفته تا کمک به اقشار آسیبپذیر را دنبال کردهایم. در کنار آن، اتفاقات اخیر نیز برای مردم سؤال جدی ایجاد کرده است؛ از جمله موضوعاتی که در قوه قضاییه رقم خورد و مسائلی که در مجلس و حوزه اقتصادی، از جمله موضوع دلار، مطرح شد.
من اینجا به نمایندگی از مردم میدان فردوسی سؤال میکنم: خوب است که به مسائل رسیدگی شود، اما باید شفاف گفته شود که این رسیدگی واقعاً مسبوق به سابقه بوده است یا خیر.
سالها با یک دهه پرخسارت و پرهزینه در عرصه کشورداری مواجه بودیم، اما اتفاقی نیفتاد. مردم واقعاً سؤال دارند که چرا از کنار آن مسائل گذشت شد؟ چرا از کنار برخی فسادها و مفسدینی که به مردم آسیب زدند و باعث تورم و سختی مردم شدند، عبور شد؟
اما در موضوعی که مواجهه با آن در حد زندان رفتن هم نبوده، چنین برخوردی صورت میگیرد. حتی عمر نمایندگی فردی نیز به واسطه نمایندگی مردم به پایان میرسد؛ آن هم درباره کسی که مردم او را هم در این میدان و هم در جاهای دیگر دیدهاند.
درست است که علیه بسیاری از نیروهای حزباللهی مجلس سیاهنمایی میشود و شاید خودشان هم در برخی موارد در این مسائل دخیل باشند، اما نکته اینجاست که این افراد پای کار مردم بودند، حرف مردم را میشنیدند و آن را به گوش مسئولان میرساندند.
با توجه به این اتفاقات، نگاه شما نسبت به برخورد با این نماینده چیست؟
نباید با چنین اتفاقی مردم را جریحهدار کرد. به نظر من یک مقداری کجسلیقگی است. برای انقلاب در بسیاری از موارد میشد کارها را بهتر انجام داد.
به نظرم در اینجا مقداری در حق انقلاب اجحاف شد و انقلاب اسلامی مظلوم واقع شد؛ بهخصوص وقتی عناصری که دلسوز انقلاب و مردم هستند، در چنین شرایطی قرار میگیرند.
اگر بخواهید در پایان، حرف آخر خود را با مردم و مسئولان مطرح کنید، چه میگویید؟
حرف آخر ما این است که پای کار آقا، سیدمجتبی، هستیم و سرباز او میشویم. مردم نیز در این میدان دارند سربازی خودشان را انجام میدهند.
ما پای انتقام آقا ایستادهایم و مردم این میدان را حالا حالاها رها نمیکنند. امشب باران گرفت، زیر باد و باران و حتی در شرایط سخت، مردم در خیابان بودند وحالا حالاها هم هستند.
هستیم و مثل آقای شهیدمان و مثل امام رشیدمان با همه کس و کارمان در میدانیم و از نظام حفاظت میکنیم.
امیدواریم که مسئولانمان هم بیش از گذشته قدر این مردم را بدانند.





دیدگاهها ۰