نویسنده: پیمان نوروزی – استان تهران، شهر دماوند
در لایههای زیرین اقتصاد محلههای ما، سازوکاری وجود دارد که در هیچ کتاب درسی اقتصاد مدرنی تعریف نشده است: «حساب نسیه». نسیه در فرهنگ بومی ما، صرفاً یک وام کوتاهمدت یا بدهی مالی نیست، بلکه در واقع نوعی «سرمایه اجتماعی» است. این ساختار اقتصادی بومی، پیوندی عاطفی و اخلاقی میان مردم یک محله و کاسبان محلی ایجاد میکند که بر پایه شناخت، اعتماد و همسایگی شکل گرفته است. در واقع، نسیه ابزاری برای توزیع غیررسمی ثروت و ایجاد یک شبکه ایمنی اجتماعی است که اجازه نمیدهد هیچ خانوادهای در لحظات سخت، دچار گرسنگی یا شرمساری شود. بخش بزرگی از تابآوری اقتصادی اقشار متوسط و کمبرخوردار در مواجهه با بحرانهای ناگهانی زندگی، مدیون همین سیستمهای خرد و مبتنی بر اعتماد است.
در سالهای اخیر، چشمانداز اقتصادی محلههای ما تغییر کرده است. رشد شتابان و بیرویه فروشگاههای زنجیرهای و هایپرمارکتهای بزرگ، در حالی که وعده راحتی و قیمت ارزان را میدادند، در واقع یک جایگزینی فرهنگی-اقتصادی را رقم زدند. در این مدل جدید، الگوی «اعتبار محلی» جای خود را به «کالای قسطی» داده است.
تفاوت این دو در کجاست؟ در سیستم محلی، اعتبار بر اساس «شخصیت» و «سابقهی اخلاقی» فرد تعریف میشد؛ یعنی کاسب میدانست شما کیستید، کجا زندگی میکنید و در شرایط سخت چه پیشینهای دارید. اما در مدل زنجیرهای، جایگاه «شناخت متقابل» و «درک انسانی» کاملاً حذف شده و جای خود را به الگوریتمهای خشک اعتبارسنجی بانکی داده است. در اینجا شما دیگر یک «همسایه» یا «انسان» نیستید، بلکه یک «کد ملی» یا یک «شماره حساب» هستید که باید استانداردهای سختگیرانهی مالی را داشته باشید تا اجازه خرید به شما داده شود.
آسیبهای این جایگزینی عمیقتر از آن است که بتوان به سادگی نادیده گرفت. در سیستم سنتی، اگر خریدار در پرداخت دچار مشکل میشد، کاسب با درک وضعیت او، مهلتی میداد یا در پرداختها تسهیل میکرد؛ چرا که هدف نهایی، حفظ پیوند انسانی و کمک به همسایه بود. اما در ساختار فروشگاههای زنجیرهای، اگر خریدار نتواند اقساط یا پرداختهای خود را بهموقع انجام دهد، با ابزارهای سختگیرانهی بانکی روبهرو میشود.
مسدود شدن حسابهای مالی، توقیف داراییها و قرار گرفتن در لیست سیاه بانکی، نتیجهی عدم پرداخت در این سیستمهاست. این اتفاق نه تنها مشکل مالی فرد را حل نمیکند، بلکه او را از چرخه فعالیت اقتصادی خارج کرده و عملاً فلجش میکند. در این مدل، «خطای انسانی» یا «سقوط اقتصادی موقت» هیچ جایگاهی ندارد و سیستم بدون هیچگونه انعطافپذیری، فرد را به حاشیه میراند.
بزرگترین کمک مردم به امنیت اقتصادی خود، بازگشت به حمایت از کاسب خرد محلی است. جایی که تجارت با «اعتماد» و «حفظ حرمت» گره خورده است. گواه این مدعا، پیوندهای عاطفی عمیقی است که هنوز در گوشه و کنار محلهها میبینیم؛ همانجا که کاسب محلی در لحظات سخت، یا هنگام تجهیز جهیزیه عروس خانوادهای کمبرخوردار، با صبوری و آبروداری در کنار مردم میماند و بخشی از هزینهها را با نسیه و اعتماد پذیرفته است. این رفتارها در هیچ فروشگاه زنجیرهای تعریف نشده است، زیرا در منطق آنها، «سود» بر «سرمایه انسانی» اولویت دارد.
حمایت از بنگاههای کوچکمقیاس و کسبوکارهای محلی، صرفاً یک اقدام اقتصادی نیست، بلکه یک کنش اجتماعی برای حفظ کرامت انسانی است. ما باید بدانیم که با هر خریدی از کاسب محله، در واقع در حال سرمایهگذاری روی «شبکههای حمایتی» خود هستیم. بازگشت به این سیستمها، یعنی بازگشت به جهانی که در آن انسانها بر اساس کد ملی شناخته نمیشوند، بلکه بر اساس مهر، اعتماد و آبروداری با یکدیگر دادوستد میکنند. حمایت از اقتصاد خرد، در حقیقت، حمایت از انسانیت در اقتصاد است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید