روایتسازی جریان تسلیمطلب از بازداشت آشوبگر ۸۸ که قصد ایجاد انحراف در خیابان داشت، جهت پایین کشیدن پلاکاردها
دستگیری یک نفوذی، دستمایه هجمه به مبعوثان خیابان از سوی اقلیت عقبماندهای شد که جای رشد کردن و رسیدن به تراز مردم پیشتاز، سعی در تخریب و ارائه تصویر منزوی از آنان دارند؛ با این سناریو که این خانم دستگیر شده، علیه ظریف و روحانی شعار میداد و به دولت و دستگیری رسایی نقد میکرد. پشت این نقاب انقلابیگری اما، باطنی تسلیمطلب و هملباس با روحانیها و ظریفها وجود دارد؛ چون او، سابقه دستگیری بهعلت فتنهگری در ۸۸ در کارنامهاش دارد. سناریویی به قصد ایجاد ترس و خفقان میان مردم مبعوث، هجو مطالبات بهحق آنان و منحرف خطاب کردنشان؛ کسانی که ۲۵۰ شب در گرما و سرما و جنگ و آتشبس، کشور را از کودتای داخلی و جنگ خارجی مصون نگه داشتهاند. مردمی که رهبر شهید “مبعوث” نامیدشان که کار را تمام خواهند کرد و خلف صالح ایشان، همواره از آنان تقدیر کردهاند، طبق گزارشات، بارها میان آنان حضور پیدا کرده و با پیام علیالاصول، بر جهتگیری پلاکاردهایشان، مهر قبولی زدند.
پلاکاردهایی که سند مکتوب حقانیت مردم مبعوث برای تاریخ هستند؛ رسانه دانشآموختگان مکتب خامنهای شهید که حالا درست منطبق بر منظومه فکری رهبری، حتی از مسئولین در تحلیل و اقدام جلوترند. مردمی که امواج حضورشان، همنواخت با امواج موشکهای فرزندانشان در نیروهای مسلح، نظام اسلامی و ایران را در برابر استحاله و تجزیه، پدافند کردند. به عبارتی، دربرابر آن دست دشمن که در جنگ ۱۲ روزه، به بهانه غیبت چندروزه رهبری، از آستین برخی حسابهای کاربری در فضای مجازی بیرون آمد که مستقیم و غیرمستقیم، روحانی تسلیمطلب را رهبر بعدی معرفی میکردند و در دی ۱۴۰۴ این پروژه نفوذیها جلوه دیگری پیدا کرد.
روحانی همان کسی است که دولتش را، اطرافیان و اعضای ستاد آن نامزد قانونشکن و فتنهگر ۸۸ تشکیل میدادند. کسی که برایش اقلیتی نفوذی، در خیابان وحشیگری میکردند و از میان مردم فریبخورده یارکشی. یکی از همان نفوذیها که میگفتند “نه غزه، نه لبنان” حالا میان تجمعات مردم مبعوث آمده و از وحدت ساحات میگوید و خواستار دستگیری روحانی و ظریف است! بله او نفوذی است، اما همجنس با همان رسانههای غربگرا و تسلیمطلب که حالا از این دستگیری، میخواهند ابزاری برای پایین کشیدن پلاکاردهای مردم بااخلاص و هوشیار خیابان بسازند.
مردمی که در فاصله میان آتشبس و تفاهم، هر شب از اعتماد به آمریکا و تکرار مذاکره جنگآور و خسارتبار، با استناد به ارشادات رهبری شهید، نهی میکردند؛ رهبری نیز در پیام خود پس از تفاهم، نگاشتند :«علیالاصول نظر دیگری داشتم»؛ نظری متفاوت با آن گروه از مسئولانی که عملههایشان در خیابان سعی داشتند پلاکارد پایین بکشند تا خدشهای به مذاکره و تحجرشان در نحوه کشورداری، وارد نیاید. در روزهای پیش از تفاهم نقضشده و جنگآور اسلامآباد بود که حجتالاسلام قاسمیان در همین باره گفت: «از جاهای معلومالحالی میگویند پلاکاردهایی که ما حرف رهبری را رویش نوشتهایم بیاورید پایین!»؛ یا شیخ اسماعیل رمضانی نوشت: «مردم کف خیابان پیدرپی به بنده میگویند وقتی پلاکاردی با جملات نقل شده از رهبر شهید در نفی مذاکره یا تاکید بر مطالبه شروط دهگانه رهبری در دست میگیرند افرادی تحت عنوان برخی نهادهای امنیتی با آنها برخورد می کنند!»
پلاکارد پایین کشیدن، ناقض وفاق است؛ زیرا وفاق نه حول افراد و جریانات سیاسی، بلکه حول رهبری حکیم معنا پیدا میکند. شخصیتی محبوب قلوب مردم مبعوث که حکمتشان علیالحساب پس از نقض تفاهم و جنگ سوم، به استناد پبام علیالاصول جلوه کرد. حالا ایشان چنان تمام این ۹ماه، در پیامی که از دیدار با فرماندهان نظامی بیرون آمد، فرمودند: «حضور هشتماهه ملت مبعوث در میادین، امتدادبخش دفاع مقدس هشتساله است که به موازات پایمردی نیروهای نظامی، انتظامی و بسیجی، از تمامیت سرزمینی ایران و نظام اسلامی حفاظت کرده است و خواهد کرد.»
بنابراین پیام، روایتسازی جعلی برخی افراد و رسانهها علیه نظام و تمامیت سرزمینی ایران است و مستلزم برخورد قاطع دستگاه قضایی. همچنین این دستگاه محترم شایسته است نسبت به خواستههایی که زنجیره رسانههای غربگرا حالا به بهانه این همفکر نفوذی قصد هجو و تمسخرشان را دارند، حساس باشد. این که دشمن با فرستادن مهره خود سعی کرده روحانی و ظریف را که دارای ترکفعلها و اقدامات بیشمار زیانبارند، سفیدشویی کند و نقد به دولت و یا دستگیری نماینده مردم را هزینهدار و ممنوع کند، قابل تامل است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید