امروز، فردای انتخابات ۱۴۰۳ است؛ همان فردایی که وعده داده بودند با پزشکیان همهچیز گل و بلبل میشود. اما حالا، درست در برابر چشم مردم، تمام آن وعدهها غلط از آب درآمده است. ارزی که قرار بود سامان یابد، رها شد؛ تورم افسارگسیخته شد؛ و دولتی که با شعار امید آمد، امروز جای هیچ دفاعی ندارد. قیمت محصولات لبنی و گوشتی سرسامآور است، بیکاری بیداد میکند، و هر روز یک تصمیم تازه، یک فشار تازه بر دوش مردم گذاشته میشود.
گرانیهای پیاپی بنزین، ضربهای مستقیم بر معیشت مردم وارد کرده است. هر بار که دولت بیهیچ منطق اقتصادی سهمیه کارتهای سوخت را کاهش داده یا قیمت را بالا برده، موج تازهای از فشار بر زندگی روزمره شکل گرفته است. تاکسیهای اینترنتی که برای بسیاری از جوانان تنها راه فرار از بیکاری بود، با افزایش هزینه سوخت دیگر به صرفه نیستند؛ رانندهای که دیروز با امید اندک میتوانست هزینه خانه و خانواده را تأمین کند، امروز با قیمتهای جدید عملاً در بنبست قرار گرفته است. این تصمیمها نه فقط سفره مردم را کوچکتر کرده، بلکه کل چرخه اقتصاد خرد را مختل ساخته است: از حملونقل عمومی تا توزیع کالا، از قیمت نان و لبنیات تا هزینه درمان. وقتی بنزین گران میشود، همهچیز گران میشود؛ و این یعنی دولت با یک تصمیم بیپایه، بار سنگین تازهای بر دوش مردمی گذاشته که پیشتر زیر فشار تورم و بیکاری خم شده بودند.
این همان شنبهی فردای انتخاباتی است که هشدار داده بودند با پزشکیان بلایی بدتر از دوران روحانی بر سر مردم خواهد آمد؛ و آمد. بلایی که نه فقط اقتصاد، بلکه زندگی روزمره مردم را به گروگان گرفت. امروز آغاز رنج است، به دلیل جمعهای که درست انتخاب نکردیم؛ همان روزی که اشتباه صندوق، به بهای سنگین سفره و معیشت مردم تمام شد. این دولت تنها چیزی که دارد، مجموعهای از تصمیمهای بیپایه و اساس است که هر روز رنج تازهای به زندگی مردم اضافه میکند. مردم دیگر تحمل ندارند؛ آنها هر روز هزینهی انتخابی را میپردازند که بهجای اصلاح، به بحران بدل شد. این دولت، بهجای آنکه امید بیاورد، تنها یک چیز را به یادگار گذاشته است: سنگینیِ اشتباه انتخاب.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید