اظهارات اخیر رئیسجمهور در دیدار با ولادیمیر پوتین، تصویری نگرانکننده از نوع نگاه دولت به جنگ و بازدارندگی ارائه میدهد. آنجا که میگوید: «هر بار با آمریکا گفتوگو میکنیم، دوباره حمله میکنند، اما ما از میز مذاکره کنار نخواهیم کشید»، در واقع اعتراف میکند که میز مذاکره هیچ کارکردی در مهار حملات نداشته و حتی نتوانسته هزینهی تجاوز را افزایش دهد.این نوع بیان، برای طرف مقابل به معنای حملهی بدون هزینه را متبادر میکند. مخابرهی سیاست خارجیِ دولت، به چنین روش و روندی، زبانِ بیهزینهی جنگ را صادر میکند و این طبیعی است که چرخهی «حمله و مذاکره» بیوقفه تکرار شود، چرخهای که نه بازدارندگی و نه امنیت را میسازد.
در همین فضاست که پرسش اصلی شکل میگیرد: این دور باطل تا کِی ادامه خواهد داشت؟وقتی جنگ با منطق کودکانهی «گفتوگو زیر باران موشک» تحلیل میشود، نتیجه چیزی جز استمرار خسارت نیست. سیاست خارجی، زمین بازی فانتزی نیست، جایی است که هر جمله، پیامد واقعی برای مردم دارد.
برخی دلسوزان نیز در نقد همین رویکرد، تکرار نسخهی مذاکره پس از شکست دشمن را «پرستش گوسالهی سامری» میخواند، یادآوری اینکه تحجر یعنی تکرار یک پاسخ غلط برای حل مسئلهای که سالهاست جواب نداده و بهراستی آیا نسخهی دائمیِ مذاکره جواب داده؟ نسخهای که بیست سال است نتیجهای نداشته، اما همچنان بهعنوان تنها راهحل دولتها از الجزایر تا برجام و توافق اسلامآباد عرضه میشود.
اما مسئله فقط یک جمله یا یک دیدار نیست، مسئله برداشت فانتزی از جنگ است. نگاهی که تصور میکند میتوان زیر آتش، همچنان به میز مذاکره چسبید و امیدوار بود که طرف مقابل ناگهان تغییر رفتار دهد.تا زمانی که این نگاه اصلاح نشود، چرخهی جنگ و مذاکره همچنان ادامه خواهد داشت، بیآنکه امنیتی ساخته شود یا هزینهای برای متجاوز تعریف گردد.
صلحِ فانتزی در میدان واقعی
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید