امروز: 1405/07/22 ساعت : 01:55
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • قدهای کوتاه و تراز بلند ایران

    روایتی از توصیه مهم جلیلی به دانشگاهیان و دانشجویان

    تحلیل‌های جلیلی و تجویزهایش جلوتر از زمان است. او بارها گفته که: هنر آن است که با تحلیل درست، از پیشامدها پیشی بگیریم. برای این کار باید صحنه را خوب دید و تحلیل کرد و نیازهای آینده را همین الان دید و به آنها پرداخت. این‌گونه می‌توان از آنچه قرار است پیش بیاید پیشی گرفت و در مواجهه با حوادث، فایده بیشتر و هزینه کمتری داشت.

     

    مهر سال پیش بود، زمانی که «اسنپ‌بک» یا همان مکانیزم ماشه برای همه عیان شده بود و همه فهمیده بودند چه کلاهی در برجام بر سر ملت رفته است. تقریباً همه این سؤال را می‌پرسیدند: مگر می‌شود انسان عاقلی مکانیزم حل اختلافی ظالمانه و یک‌طرفه‌ای مانند مکانیزم ماشه را بپذیرد؟ انتقاد از برجام فراگیر شده بود. اما جلیلی می‌گفت الان انتقاد کردن از مکانیزم ماشه هنر نیست. این مسئله‌ی ده سال قبل است. هنر آن بود که همان زمان این مساله فهم و برای اصلاحش کنش‌گری می‌شد تا از تحمیل هزینه بر مردم جلوگیری می شد. اما آن زمان فضای جامعه این بود که همه از برجام تعریف می‌کردند و در تبریک گفتن آن از همدیگر سبقت می‌گرفتند. صحبت‌های جلیلی از این جنس است. معمولاً گذر زمان اهمیت صحبت‌های جلیلی را مشخص می‌کند.

     

    مرداد ۱۴۰۴ هم تجربه مشابهی بود. جلیلی در صحبت‌هایش به آن اشاره کرد. زمانی که او حقیقت دعوت غرب‌گراها برای تغییر پارادایم و مذاکره با آمریکا را دعوت به گوساله‌پرستی دانست، هنوز چند ماه مانده بود که مذاکرات با آمریکا مجدداً شروع شود و به شهادت رهبر انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، منجر شود. همان زمان یادم هست که وفاقی‌ها چه سر و صدایی به پا کردند. از نفهمی‌شان بود. مثلاً یک هنرمندشان نوشته بود مگر موسی در دسترس نیست و کوه رفته است؟! دوست داشتم بعد از ۹ اسفند از او بپرسم: حالا فهمیدی؟

     

    تأکید اصلی جلیلی در دانشگاه تهران بر «کنش‌گری تراز» بود. این یک عبارت‌پردازی صرفاً زیبا و دهن‌پرکن نیست. می‌شود ساعت‌ها درباره این مفهوم صحبت کرد. برآمده از یک واقعیت است و ریشه اصلی تفاوت دیدگاه‌ها و تجویزها که مطرح می‌شود به همین موضوع بازمی‌گردد. به عبارت دقیق‌تر، ریشه منازعه داخل ایران همین موضوع است. تراز و جایگاه ایران را چه می‌بینیم؟ این تراز چه نوع و چه سطحی از کنش‌گری را می‌طلبد؟ حتماً اینکه تراز ایران را چه بدانیم، بر تجویزی که انجام می‌دهیم اثر می‌گذارد. توصیه اصلی جلیلی به دانشگاه این بود که تراز ایران و مردم مبعوث‌شده را درک کند تا بتواند کنش‌گری متناسب با ایرانِ تراز داشته باشد و اسیر تحلیل‌های نخ‌نما و زمان‌گذشته نشود. تحلیل‌هایی که می‌خواهد جایگاه ایران و مردم ایران را به اندازه قد کوتاه خود تنزل بدهد.

     

    جلیلی در صحبت‌های خود مثال‌هایی برای این موضوع بیان کرد. مثلاً در روابط بین‌الملل، اینکه ما ایران را مانند تحلیل‌گران غربی یکی از چهار قدرت جهانی می‌بینیم یا حتی آن را بر اساس محاسبات الهی قدرت اول می‌دانیم، تجویزی خواهیم داشت؛ و یا مانند ظریف و تسلیم‌طلبان و غرب‌گرایان، ایران را در نقطه بقا و نابودی بدانیم، تجویزهایی دیگری خواهیم داشت. تجویز نگاه اول، اظهار قدرت، بازیگری در تراز خلق نظم جدید منطقه و اثرگذاری بر نظم جهان است، و توصیه نگاه دوم، اظهار ضعف و انفعال و دست و پا زدن برای بقاست. همین نگاه ترکمنچای را غایتی مطلوب می‌بیند.

     

    در عرصه سیاست خارجی هم درگیر این موضوع است. اگر ما تراز ایران را درست نفهمیم «ناگهان سطح انتظارات و بازیگری‌تان آن‌قدر پایین بیاید که حداکثر مطالبه‌تان این باشد که فلان چیز را به شما می‌دهند یا نمی‌دهند». این هشدار مهم جلیلی بود. اینکه عده‌ای بر بازگشت به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد اصرار دارند که به تعبیر رهبر انقلاب تجربه تاریکی از بدعهدی و جنایت بود، به دلیل همین درک نکردن تراز کنونی ایران است. آنها با یک نگاه سخیف و دور از واقعیت کنونی ایران فکر می‌کنند سیاست خارجی موفق یعنی اینکه یک بده‌وبستان مادی صورت بگیرد و در بهترین حالتش چند میلیارد دلار پول‌های ایران آزاد شود. آن‌قدر هم خوشایندشان است که یا حاضرند تهران را ریسه ببندند و یا از امضای ترامپ ملعون پای تفاهم‌نامه ذوق‌مرگ می‌شوند و حال خوب دارند. اما اگر بخواهیم در تراز واقعیت کنونی سیاست خارجی داشته باشیم باید بر اساس منظومه معرفتی رهبر معظم انقلاب رفتار کنیم و به تعبیر جلیلی «علی‌الاصول، مبنای عمل ما در مسیر حرکت [سیاست خارجی] باشد.»

     

    در عرصه سیاست داخلی هم کنش‌گری تراز معنا دارد. جلیلی مثالی هم در این حوزه مطرح کرد. تأکید رهبر انقلاب بر این بوده است که در این لحظه و در تراز چنین موقعیتی، اختلاف‌نظرهای حتی موجه نباید به منازعه و تفرقه تبدیل شود. به طریق اولی این اختلاف‌نظرها نباید به شکایت و محکومیت و زندان انداختن مبدل شود. دکتر جلیلی درباره به زندان انداختن حجت‌الاسلام رسایی، نماینده مردم تهران، این را بیان کرد. حتی تأکید کرد که این را به خود عزیزان گفته است و البته مشخص است که نتیجه نداده است.

     

    مثال دیگر جلیلی درباره جامعه بود. عده‌ای که ظاهرا جامعه‌شناس ولی در واقعیت جامعه نشناس هستند، درکی از «بعثت» مردم ندارند و فکر می‌کنند مردم ایران عنصری بدون عاملیت هستند و درکی از ۲۲۰ شب حضور مجاهدانه آنها در خیابان ندارند. فکر می‌کنند این حضور با بخش‌نامه و ابلاغ و تحریک افراد صورت گرفته است. اهمیتی به این پدیده معجزه‌گون نمی‌دهند. یا در مورد مطالبه فراگیر انتقام در ایام وداع و تشییع پیکر امام شهید، فهمشان این است که یک نفری چند هزار پرچم چاپ کرده و میان مردم توزیع کرده است. این افراد تراز مردم مبعوث شده را درک نمی‌کنند. حقیقت این است که عقلشان به درک این واقعیت قد نمی‌دهد.

     

    آنچه که دکتر جلیلی به دانشجویان و دانشگاهیان گفت، مساله تعیین کننده بر آینده کشور است. برای همین از آنها خواست که خیز بردارند و حماسه بیافرینند. حماسه‌سازی کنش‌گری در تراز این لحظه ایران است.

    مسعود براتی

    مسعود براتی، کارشناس، تحلیلگر و نویسنده، متولد 1364 است.براتی در دولت سیزدهم معاون سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های فنی و اقتصادی ایران و همچنین مشاور وزیر اقتصاد و دبیر کارگروه طرح‌های تحریم ناپذیر بود.

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم