امروز: 1405/07/05 ساعت : 02:25
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • ناوها نزدیک‌تر از هر زمان به قعر دریا

    شواهد جدید منتشر شده نشان از اصابت موفق موشک ایرانی به ناو آمریکایی دارد

     

    تحولات اخیر در خطوط مقدم نبرد دریایی و تقابل میان نیروهای مقاومت و ارتش متجاوز آمریکا، بار دیگر تثبیت موازنه جدیدی از قدرت را در منطقه به تصویر کشید. بر اساس گزارش‌های افشا شده از سوی وبگاه امنیتی «دیفنس سکیوریتی آسیا» و استناد به داده‌های دقیق تصاویر ماهواره‌ای «سنتینل-۲»، ناوهای هواپیمابر و شناورهای جنگی ایالات متحده پس از مواجهه با پاسخ‌های موشکی کسرکنندهٔ ایران در ۵ سپتامبر، مجبور به ترک مواضع تهاجمی خود در نزدیکی دریای عمان و عقب‌نشینی آشکار به مناطق دوردست‌تر در دریای عرب شده‌اند.

    ​این جابه‌جایی عملیاتی که در واژگان تحلیلی غرب تحت عناوین تاکتیکی پوشش داده می‌شود، در حقیقت اعترافی صریح به پایان دوران سیادت بی‌دردسر ناوهای غول‌پیکر آمریکایی در منطقه است. خروج ناوهای مطرحی همچون «جورج واشنگتن»، «جورج اچ. دبلیو. بوش» و ناو آبی-خاکی «باکسر» به همراه ناوگروه ناوشکن‌های همراه از خطوط محاصره ادعایی، تنها یک پیام روشن دارد: فرماندهان پنتاگون به‌خوبی دریافته‌اند که شناورهای چند میلیارد دلاری‌شان در معرض سیبل‌های نقطه‌زن و فناورانه نیروهای مسلح ایران و محور مقاومت قرار گرفته‌اند.
    ​برای سال‌ها، ماشین تبلیغاتی استکبار جهانی با اتکا به حضور ناوهای هواپیمابر، اراده سیاسی خود را بر ملت‌های منطقه دیکته می‌کرد و ناوهای چند ده‌هزار تنی را قلعه‌های نفوذناپذیر پهنه دریاها می‌نامید. اما تحولات اخیر و شلیک موفق موشک‌های پرقدرت، این افسانه مدرن را با چالش جدّی مواجه کرد.

    ​اظهارات اخیر محسن رضایی مبنی بر انفجار موشک‌ دقیق ایرانی بر بالای ناو آمریکایی و متلاشی شدن سامانه‌های پدافندی و تجهیزاتی آن، نشان داد که گنبدها و سامانه‌های دفاعی چندلایه‌ای همچون «ایجس» و «فالانکس» در برابر نسل جدید موشک‌های مقاومت، ناکارآمدتر از آن هستند که در محاسبه گنجانده شوند.
    ​وقوع این انفجار دالان‌های نظامی و رسانه‌ای غرب را شوکه کرد؛ انفجاری که تنها یک ضربه سخت‌افزاری نبود، بلکه ضربه‌ای مهلک به دکترین حضور نامشروع آمریکا در خلیج فارس، دریای عمان و غرب آسیا وارد آورد. گزارش‌های تأییدشده درباره تلفات انسانی متجاوزان از جمله زخمی شدن حداقل ۳۷ ملوان و تفنگدار دریایی آمریکایی که به‌عنوان آمار جدید آسیب‌دیدگان نبرد با ایران معرفی شده‌اند اثبات کرد که هزینه هرگونه ماجراجویی برای نیروهای تروریست سنتکام، نقد، مستقیم و خونین خواهد بود.

    ​کارشناسان غربی و رسانه‌های حامی واشنگتن در تلاشند تا انتقال ناوها به دریای عرب را اقدامی منطقی جهت «افزایش عمق عملیاتی» و «پیچیده‌تر کردن شناسایی و هدف‌گیری برای ایران» توصیف کنند. اما این تحلیل‌ها فراری مذبوحانه از حقیقت روبه‌روست.

    ​واقعیت این است که انتقال شناورها به صدها کیلومتر دورتر، در درجه اول نشان‌دهنده شکست استراتژی «فشار حداکثری دریایی» و عقب‌نشینی از خطوط تعیین‌شده است. دور ساختن ناوها از سامانه دفاعی و آتش‌بار ساحلی و موشکی جبهه مقاومت، به‌معنای اذعان به این حقیقت است که آمریکا توان پشتیبانی مستقیم و حفاظت از نیروهای خود در آب‌های نزدیک را ندارد.

    ​علاوه بر این، اگرچه استقرار در دریای عرب فاصله جغرافیایی بیشتری ایجاد می‌کند، اما در سناریوی نبردهای مدرن و با اتکا به پرتابه‌های فراملی، پهپادهای نقطه‌زن و موشک‌های پیشرفته ایران، عقب‌نشینی به آب‌های آزادتر هرگز به معنای مصونیت مطلق نخواهد بود. ایران و جبهه متحد مقاومت بارها نشان داده‌اند که از اشراف اطلاعاتی، تصاویر ماهواره‌ای و سامانه‌های راداری چندلایه برخوردارند و هرگونه تحرک دشمن را در هر نقطه‌ای از دریای عرب تا اقیانوس هند رصد و زیر نظر دارند.

    ​امروز در پهنه خلیج فارس، دریای عمان و آب‌های مواج منطقه، واقعیتی آفتابی و غیرقابل انکار در برابر دیدگان جهانیان شکل گرفته است: زبان تسلیم و پالس‌های انفعالی مذاکره در برابر دشمنی که خوی استکباری دارد، هرگز راهگشا نبوده و نخواهد بود. آنچه عقب‌نشینی ذلت‌بار ناوهای هواپیمابر و ناوشکن‌های مدرن آن‌ها را رقم زد، نه نامه‌نگاری‌های دیپلماتیک و نشست‌های لبخند پشت درهای بسته، بلکه شلیک قاطعانه موشک‌های نقطه‌زن و اراده پولادین دلاورمردان نیروهای مسلح بود. میدان نبرد اثبات کرد که حصر ادعایی دشمن، زنجیری ناپایدار و پوشالی است که تنها با زور سلاح، اقتدار نظامی و ایمان راسخ فرزندان این ملت از هم می‌پاشد، نه با التماس بر سر میزهای معامله.

    ​تکیه بر قدرت بومی، باور به توان رزمی ناوشکن‌ها، سامانه‌های موشکی مدرن و پهپادهای تهاجمی ایران اسلامی، خط بطلانی کشید بر این باور غلط که می‌توان با دادن پالس ضعف، شر متجاوز را کم کرد. تجربه تاریخی به روشنی نشان داده که دولت زیاده‌خواه و تروریست آمریکا جز زبان زور و اقتدار، هیچ منطق دیگری را به رسمیت نمی‌شناسد.
    هر زمان که از مواضع اقتدار و صلابت عقب‌نشینی شد و چشم به گشایش‌های موهوم دیپلماتیک دوخته شد، دشمن پیشروی کرد و دامنه زیاده‌خواهی خود را گسترش داد؛ اما آنگاه که صدای شلیک موشک‌های مقاومت بر بالای ناوهای غول‌پیکر دشمن طنین‌انداز شد و ده‌ها تفنگدار متجاوز را به خاک و خون کشید، حساب کار به دست فرماندهان پنتاگون آمد و آن‌ها را ناچار به فراری تاکتیکی به آب‌های دوردست دریای عرب کرد.

    ​محاصره‌های ظالمانه اقتصادی و نظامی، طلسم‌های شکست‌ناپذیری نیستند که دست‌نیافتنی باقی بمانند. محاصره در قاموس جبهه مقاومت، نه با عقب‌نشینی‌های سیاسی، بلکه با قدرت نظامی و اتکا به توان داخلی شکسته می‌شود. هنگامی که شناورهای چند میلیارد دلاری دشمن از ترس پرتابه‌های هوشمند جبهه حق مجبور به تغییر موقعیت می‌شوند، پیام صریحی به ناظران داخلی و خارجی مخابره می‌شود: توان ضربه زدن به هر نوع ناو هواپیمابر، ناوشکن و ناوچه دشمن در دقیق‌ترین و دورترین نقاط در اختیار نیروهای مسلح ایران است و این توانمندی، بزرگ‌ترین تضمین‌کننده امنیت و اقتدار ملی است.

    ​نبرد ۵ سپتامبر و پیامدهای پیروزمندانه آن برای ایران اسلامی، حامیان این راه و ملت‌های آزاد منطقه، آورده‌های راهبردی و غیرقابلی انکار به همراه داشت. جبهه مقاومت اثبات کرد که دیگر زمان «بزن دررو» به پایان رسیده و پاسخ به هر تجاوزی، مستقیماً نخبگان نظامی و شریان‌های اصلی تجهیزاتی آمریکا را هدف قرار می‌دهد. ناوهای هواپیمابر که روزگاری نماد اعمال قدرت بودند، امروزه به اهدافی بزرگ، کند و آسیب‌پذیر تبدیل شده‌اند که نگهداری آن‌ها در نزدیک مرزهای مقاومت، هزینه‌های حیاتی به پنتاگون تحمیل می‌کند.

    ​وقت آن رسیده است که همه جریان‌ها و نگاه‌های داخلی، اتکا به سراب مذاکره با دشمن پیمان‌شکن را کنار بگذارند و به توانمندی‌های بومی، ایمان، دانش و بازوان پرتوان فرزندان خردورز و شجاع این ملت در پاسداری از مرزهای آبی و خاکی اعتماد کامل داشته باشند. شلیک ۵ سپتامبر و آشفتگی در خطوط پدافندی دشمن ثابت کرد که معادلات منطقه را جوانان مومن و متخصص نیروهای مسلح در میدان دفاع رقم می‌زنند.

    ​عقب‌نشینی ذلت‌بار ناوهای «جورج واشنگتن»، «جورج اچ. دبلیو. بوش» و «باکسر» نقطه عطفی در تاریخ رویدادهای نظامی منطقه است. دشمن ضربه شست اقتدار ایران و مقاومت را چشید و ناچار شد فاصله‌ای ایمن‌تر برای بقای خود برگزیند؛ هرچند که در جغرافیا و نبرد جدید، هیچ فاصله‌ای در برابر اراده، سلاح متکی بر ایمان و موشک‌های نقطه‌زن امت اسلام ایمن نیست.اکنون بیش از هر زمان دیگری مشخص شده که وقت شکست محاصره، قدرت نظامی و آتش موشکی فرا رسیده است.

    مهدی محمودی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم