سعید جلیلی: نماز در اندیشه سیاسی اسلام فراتر از عبادت فردی، مبنای ادارۀ جامعه
روز سهشنبه ۲۱ مهرماه، دکتر سعید جلیلی، نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی، در صد و پنجاه و هشتمین جلسه از سلسله جلسات حکمت سیاسی اسلام در قرآن، در پی پیام رهبر معظم انقلاب به سیوسومین اجلاس سراسری نماز، به تبیین نگاه قرآن کریم به وظایف حاکمیت و دولت در اقامه نماز در جامعه پرداخت.
در اندیشه سیاسی اسلام، اقامه نماز از وظایف اساسی حکومت است؛ چنانکه قرآن کریم میفرماید: «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ»؛ یعنی کسانی که اگر در زمین به آنان قدرت و امکان استقرار دهیم، نماز را برپا میدارند. تفاوت این اندیشه با سایر اندیشهها در جایگاه محوری ارتباط با خداوند است؛ ارتباطی که بر تمام شئون اندیشه سیاسی و تعریف وظایف حکومت تأثیر میگذارد و اقامه نماز را بهعنوان وظیفهای متمایز مطرح میکند.
«صلاة» در معنای لغوی به مفهوم توجه و معطوف شدن است؛ این توجه گاهی از سوی انسان به خداوند و گاهی از سوی خداوند به انسان صورت میگیرد. در آیه «هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ»، یعنی خداوند کسی است که بر شما توجه و رحمت دارد و در آیه «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ»، به صلوات و درود خداوند و فرشتگان بر پیامبر اشاره شده است. بنابراین، فهم مفهوم نماز علاوه بر بُعد عبادی و مناسکی آن، مستلزم توجه به معنای ارتباط و توجه به خداوند است.
نماز در اندیشه سیاسی اسلام صرفاً رابطه فردی میان انسان و خدا نیست، بلکه باید سایر ابعاد زندگی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. خداوند میفرماید: «أَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي»؛ نماز را برای یاد من برپا دار. یاد خدا تنها به ذکر گفتن محدود نمیشود، بلکه با سرنوشت و فرجام انسان ارتباط دارد. قرآن میفرماید: «إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»؛ نماز، عبادت، زندگی و مرگ انسان باید در یک مسیر و هماهنگ با یکدیگر باشند. ازاینرو، یکی از مهمترین عرصههای تحقق این نگاه، رفتارهای اجتماعی و سیاسی انسان است؛ عرصهای که نمیتوان آن را از جایگاه نماز در زندگی جدا دانست.
نماز در اندیشه اسلامی، از عوامل هویتبخشی به جامعه دینی و تقویت پیوندهای مشترک میان اعضای آن است. این نگاه اجتماعی در شکل برگزاری نماز جماعت و نماز جمعه و حتی اعتکاف نیز ظهور پیدا میکند؛ بهگونهای که اعتکاف، با وجود آنکه فرصتی برای ارتباط فردی انسان با خداوند است، در مسجد جامع شهر توصیه میشود. قرآن کریم با تعبیر «أَقِيمُوا الصَّلَاةَ» همگان را به برپایی نماز فرامیخواند و در کنار زکات، اقامه نماز را از مبانی شکلگیری اخوت دینی معرفی میکند: «فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ»؛ پس اگر توبه کردند، نماز را برپا داشتند و زکات پرداختند، برادران دینی شما هستند. بر این اساس، نماز در شکلگیری برادری دینی، تقویت همبستگی و تحکیم وحدت جامعه اسلامی نقش دارد و به مناسبات اجتماعی آن هویت مشترک میبخشد.
نماز با تقویت ارتباط انسان با منبع لایزال قدرت و علم الهی، زمینهساز آرامش و رهایی از ترس و اندوه است؛ چنانکه قرآن کریم میفرماید: «لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛ نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند. این پیوند با خداوند، با نصرت و معیت الهی نیز ارتباط دارد.
قرآن کریم با قرار دادن اقامه نماز در کنار زکات و صدقات، بر امتداد ارتباط با خدا در رفتار اقتصادی و اجتماعی تأکید میکند. ازاینرو، کسانی را که انفاق، پرداخت صدقات و رسیدگی به محرومان را تمسخر میکنند، نکوهش میکند: «يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ». همین رویکرد در عرصه جهاد نیز دیده میشود؛ آنجا که قرآن از کسانی سخن میگوید که از همراهی با پیامبر اکرم(ص) در جهاد سر باز میزنند و از حضور در این میدان کراهت دارند.
در ادامه همین بحث، قرآن درباره منافقانی که مواضعشان ریشه در کفر دارد، میفرماید: «وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَىٰ قَبْرِهِ»؛ بر هیچیک از آنان که میمیرند نماز نخوان و بر قبرشان نایست. کنار هم قرار گرفتن این آیات نشان میدهد که نماز در منظومه قرآنی از مسئولیتهای اقتصادی و اجتماعی جدا نیست؛ همانگونه که موضع انسان در برابر انفاق و جهاد اهمیت دارد، نحوه مواجهه او با این وظایف دینی نیز در مناسبات اجتماعی و مرزبندیهای ایمانی اثرگذار است.
نماز، رفتاری مجزا از سایر رفتارهای اجتماعی و سیاسی انسان نیست، بلکه باید در تمام ابعاد زندگی او جاری باشد. قرآن کریم درباره مشرکان قریش میفرماید: «وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً»؛ نماز آنان نزد خانه خدا چیزی جز سوتکشیدن و کفزدن نبود. این آیه بر تفاوت میان ظاهر نماز و حقیقت آن دلالت دارد؛ حقیقتی که در فهم آنچه انسان میگوید، خشوع و مراقبت بر نماز نمود پیدا میکند و باید در سایر رفتارهای او نیز جاری باشد.
نماز ظهر عاشورای امام حسین(ع) نمونهای از جاریبودن این حقیقت در میدان عمل است؛ حتی در میانه جنگ نیز نماز اقامه میشود، زیرا تفاوت جبهه مؤمنان با جبهه مقابل در این است که مناسبات الهی را شکل میدهد و محاسبات الهی را مبنای عمل قرار میدهد. این تفاوت به میدان جنگ محدود نیست، بلکه باید در تمام رفتارهای اجتماعی و اقتصادی نیز نمود پیدا کند؛ چنانکه قرآن، نماز همراه با کسالت و انفاق از روی اکراه را نکوهش میکند.
در اندیشه سیاسی اسلام، حکم و اطاعت تنها از آنِ خداوند است و دولت و هر نهادی که در جایگاه حکمرانی قرار میگیرد، زمانی مشروعیت دارد که در امتداد حکم الهی باشد، نه مستقل از آن. بر این مبنا، پیشوایان جامعه نیز برای هدایت مردم بر اساس فرمان خداوند و ساماندادن به مناسبات اجتماعی بر مبنای آن قرار میگیرند؛ چنانکه قرآن کریم درباره آنان میفرماید: «يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا». بنابراین، حکمت شکلگیری حکومت در این اندیشه، صرفاً اداره جامعه نیست، بلکه جاریکردن هدایت الهی در عرصههای مختلف زندگی است؛ مسئلهای که جایگاه نماز را نیز فراتر از یک مناسک فردی تعریف میکند.
نماز در اندیشه سیاسی اسلام، هنگامی نقش خود را ایفا میکند که آثار آن در مناسبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه ظهور یابد. نمونه روشن آن، مخالفت مخالفان حضرت شعیب(ع) با نمازی بود که به تغییر مناسبات اقتصادی و رعایت حقوق مردم میانجامید. قرآن کریم میفرماید: «قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ»؛ گفتند: ای شعیب، آیا نمازت به تو فرمان میدهد که آنچه را پدرانمان میپرستیدند رها کنیم یا در اموالمان هرگونه که میخواهیم رفتار نکنیم؟ تو که بردبار و خردمندی! مخالفت آنان از آنجا ناشی میشد که نمیخواستند نماز در شیوه فعالیت اقتصادی و روابط اجتماعیشان اثر بگذارد. ازاینرو، پیوند نماز با اندیشه سیاسی اسلام در این است که هدایت الهی از مناسک عبادی فراتر رود و مناسبات جامعه را در عرصههای گوناگون سامان دهد.
در جامعه ایمانی، مناسبات اجتماعی باید بر پایه مسئولیت متقابل شکل بگیرد؛ چنانکه قرآن کریم مؤمنان را اولیای یکدیگر معرفی میکند و امر به معروف، نهی از منکر و مشورت را از ویژگیهای این جامعه میداند: «وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ». ازاینرو، اقامه نماز هنگامی آثار اجتماعی خود را نشان میدهد که توجه به خدا در سایر شئون زندگی نیز جریان یابد. به تعبیر قرآن، «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ»؛ نماز از زشتیها و منکرات بازمیدارد، اما این اثر زمانی تحقق مییابد که ارتباط با خدا در رفتار و مناسبات جامعه امتداد پیدا کند.
یکی از مبانی اساسی اندیشه سیاسی اسلام، تفاوت در شناخت انسان است. برخلاف دیدگاهی که طبیعت انسان را محور تحلیل قرار میدهد، اسلام در کنار ویژگیهای طبیعی انسان، بر فطرت او نیز تأکید دارد. قرآن با اشاره به طبیعت انسان میفرماید: «إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا»؛ انسان حریص و بیتاب آفریده شده است، اما این ویژگی تمام حقیقت انسان نیست. در اندیشه توماس هابز نیز تصور «انسان گرگ انسان است» به نظریه دولتی میانجامد که وظیفه آن جلوگیری از تعدی انسانها به یکدیگر است؛ بااینحال، این نگاه تنها بخشی از حقیقت انسان را در نظر میگیرد. در نگاه اسلامی، انسان در کنار طبیعت، از فطرت و کشش به سوی خدا برخوردار است و مسئله اساسی آن است که کدامیک بر دیگری غلبه کند؛ زیرا غلبه طبیعت بر فطرت، انسان را از مسیر سعادت دور میکند، درحالیکه حرکت در مسیر فطرت، زمینه رستگاری او را فراهم میسازد.
نماز در اندیشه اسلامی، پیوند انسان با خداوند و زمینه هدایت ویژگیهای طبیعی او در مسیر فطرت است. ویژگیهایی مانند غضب و شهوت، زمینه آزمایش انساناند و سعادت او در گرو بهکارگیری این ویژگیها در مسیر صحیح است. قرآن کریم میفرماید: «إِلَّا الْمُصَلِّينَ \* الَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ»؛ نمازگزاران کسانیاند که ارتباط خود با پروردگار را استمرار میبخشند. این ارتباط نباید به عبادت ظاهری محدود بماند، بلکه باید در سایر رفتارهای انسان، از جمله مناسبات اقتصادی، نیز امتداد پیدا کند؛ چنانکه قرآن میفرماید: «وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ \* لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ». در اموال انسان، حقی برای سائل و محروم وجود دارد. قرآن همچنین درباره بدفرجامان میفرماید: «لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ \* وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ \* وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ»؛ آنان نه نماز میخواندند، نه مسکین را اطعام میکردند و در باطل فرو میرفتند. بنابراین، حقیقت نماز باید در رفتار اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی انسان آشکار شود.
با این نگاه، نماز در شکلگیری جامعه مطلوب و هدایت مناسبات سیاسی و اجتماعی آن نیز نقش محوری دارد. امام شهید ما سالها در اجلاس نماز بر این موضوع تأکید داشتند و رهبر معظم انقلاب نیز در پیام امسال، برپایی نماز را نخستین نشانه حکومت صالحان معرفی کردند. قرآن کریم میفرماید: «وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ»؛ از صبر و نماز یاری بجویید. نماز، زمینه اتصال انسان به قدرت و علم لایزال الهی را فراهم میکند و آثار این ارتباط میتواند در عرصههای مختلف زندگی فردی و اجتماعی جریان پیدا کند. صلات به معنای توجه است و هنگامی که انسان در مسیر توجه به خداوند قرار گیرد، مشمول رحمت و هدایت او میشود؛ چنانکه قرآن میفرماید: «هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا». از این منظر، نماز تنها وسیلهای برای دریافت پاداش نیست، بلکه خودِ ارتباط با خداوند و بهرهمندی از این پیوند، نعمتی ارزشمند و زمینهساز هدایت انسان است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید