امروز: 1405/06/11 ساعت : 17:01
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • نگاهی به تاریخچه قفقاز، و دلایل اهمیت کریدور زنگزور در بحث روابط بین‌الملل

    یادداشت از علی باقری – استان سمنان، شهر شاهرود

    در حوزه سیاست خارجه و مسائل مرتبط با روابط بین‌الملل، مبانی و درواقع موضوعات راهبردی عمیقی حاکم است. که جبراً و الزاماً تمامی دولت های مستقل می بایست آن نکات و موارد مهم راهبردی را رعایت کرده و در همه ارتباطات و مناسبات مشترک المنافعی که با دیگر کشورهای دنیا پیش می برند، لحاظ نمایند.

    مباحث مربوط به منطقه قفقاز و به طور اخص، بحث های پیرامون استان زنگزور و ایالت نخجوان به مطالعه عمقی و بعضا عقب گرد های متعددی به‌ تاریخ سیاست منطقه ای در این مکان حساس نیازمند است.

    اگر قصد کنکاش و پژوهش مفید را در رابطه با این نقطه جغرافیایی داریم، باید گریزی به دوره پر حادثه فروپاشی شوروی و ادوار سیاسی و ایام پس از فروپاشی و بعضا زمان آغازین شکل گیری قبایل و طوایف در قفقاز بزنیم.

    و مسلما نقش قابل توجه سرزمین های جمهوری آذربایجان ، ارمنستان و حتی  گاها امپراطوری عثمانی ، تغییرات تدریجی آناتولی(بخش هایی از ترکیه امروزی) و ایضا اتحاد جماهیر شوروی و جمهوری فدراتیو روسیه و ایران باید بررسی شود.

    اما در این مقاله حتی الامکان سعی شده‌ اهم موارد و وقایع تاریخی مشروح شود و از حواشی و اتفاقات جانبی که حساسیت زیادی هم نداشتند پرهيز گردد.

    جمهوری آذربایجان که‌ نخستین بار، حد فاصل سال های ۱۹۱۸ الی ۱۹۲۰میلادی طعم استقلال و آزادی را چشیده بود، اما مجددا برای مرتبه دوم در سال ۱۹۹۱ همزمان با  واپسین روزها و ماه های اقتدار سلطنتی شوروی کمونيست، به آزادی و خودمختاری رسید‌.

    جمهوری آذربایجان به لحاظ ساختار اداری_حاکمیتی، از ۶۶منطقه که رایون نامیده می شود و دوازده شهر تشکیل شده است.

    جمهوری نخجوان بخشی جدا ناپذیر از آذربايجان بود.

    لکن پس از مدت اندکی که از جنگ جهانی اول گذشت، قدرت مطلقه روس ها در قسمت شرقی جهان خود را نشان داد، و مراحل ابتدایی استقلال نخجوان رسما کلید خورد و در سال ۱۹۲۱، با مداخله شوروی معاهده مسکو_قارص مصوب گردید و نخجوان از چنگ مقامات باکو رهایی پیدا کرد.

    ولی این پایان ماجرا نبود. نگون بختی نخجوان ادامه داشت و این منطقه به طور دائم به آزادی نرسیده بود بلکه؛ حالا تحت‌ نفوذ سیاسی مسکو قرار گرفته بود.

    دیری نپایید که استالین در سال ۱۹۲۴ نخجوان را با ارمنستان، ایران و ترکیه هم مرز کرد و استان زنگزور را که محل تلاقی راه های تجاری و درحقیقت کانون اصلی مراودات کالاهای اساسی کشور ها محسوب می شد، به ارمنستان واگذار نمود.

    جمهوری ارمنستان نیز تا پیش از فاجعه خوجالی و جنگ قره باغ با دولت ایاز مطلب اف آذربایجان که در اکتبر ۱۹۹۱ آغاز شد، آنچنان که باید و شاید، یک بازیگر اثرگذار منطقه ای قلمداد نمی شد اما پس از نبرد خونبار ارمنستان و جمهوری آذربایجان که‌ در تاریخ مذکور شروع  و چندین سال هم به طول انجامید، اکنون مدتی است که به عنوان یکی از بازیگران غرب آسیا است که همواره سعی داشته در زمین امریکا بازی کند، ظاهر می شود.

    ارمنستان که در دهه ۹۰ میلادی علیرغم عدم موفقیت و عدم‌ دستیابی به تمام اهداف نظامی اش در درگیری با جمهوری آذربایجان اما؛ انصافا ضربات مهلکی را به بدنه حکومت قدرتمند جمهوری آذربایجان وارد آورد.

    ارامنه موفق به قتل مطلب اف اولین رئیس جمهور آذربایجان شدند، در ماه ژوئن ۱۹۹۲ وقتی که ابوالفضل ایلچی بیگ رهبر حزب جبهه خلق آذربایجان به کرسی ریاست رسید، او هم از مقابله با ارمنی ها عاجز ماند و مجبور به استعفا و سپس گریختن به نخجوان شد.

    تا اینکه سرانجام حیدر علی اف طی دو دوره ۵ساله بر مسند دولت آذربایجان تکیه نهاد و بعد از مرگ وی در دسامبر ۲۰۰۳ ، الهام پسر حیدر علی اف به قدرت رسید.

    لذا در عصر حاضر ریشه اصلی ترین دعوا ها و منازعات دیپلماتیک و لجستیکی و اقتصادی بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان، متعلق به دوران پیشین است.

     

    امروز که عالم سیاست بین‌الملل و دیپلماسی عمومی به کارزاری برای نزاع کشورها بر سر قدرت و حتی برخا نبردهای نیابتی منطقه ای و اشغالگری تبدیل شده، نقش و جایگاه بسیاری از دولت ها و ملت ها نیز تغییر یافته است و این دگرگونی و تزلزل فراوان در زمین بازی کشورها، موجب نگرانی کارشناسان و تحلیلگران از آینده سیاست منطقه ای خاورمیانه، اوراسیا و به طور خاص منطقه حساس قفقاز شده است.

    در حال حاضر روسیه، جمهوری اسلامی ایران و چین یک سوی میدان و جمهوری آذربایجان، رژیم صهیونیستی و ناتو به همراهی اتحادیه اروپا و به رهبری ایالات متحده امریکا در طرف دیگر دعوای ترانزیتی _ اقتصادی عصر امروز قرار دارند.

    اگر واقعا دغدغه ترامپ از صلح کزائی و ظاهری که بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان ایجاد کرده بحث ترويج صلح و تنش زدایی و جلوگیری از جنگ های نظامی فرا منطقه ای باشد، مسئله ای نيست. لکن ماجرا ماهیت و ذات اظهر من الشمس مکارانه آمریکا و اسرائیل است که همیشه از پشت پرده نمایان شده است.

    دونالد ترامپ با استفاده ابزاری از ارمنستان و آذربایجان و با علم به این قضیه که نه تنها الهام علی اف، بلکه مقامات ایروان نیز هیچگاه به طور متقن و مستحکم پشتوانه اقتصادی و حمل و نقلی برای تهران نبوده اند، سعی دارد با اشغال تنگه زنگزور هم فشار ها و تهدیدات نظامی را علیه ایران تشدید کند، دست جمهوری اسلامی در محور مقاومت و خصوصا اتصال ایران با لبنان را همچون سوریه قطع کند و نیز مسیر تجاری آیمک را مسدود کند تا چین از لحاظ اقتصادی فلج شود.

    و مطابق این چندسال اخیر، با تجهیز کردن اوکراین، و اولتیماتوم های همیشگی که برای کرملین ارسال می کند، بدنبال برپایی آشوب و تنش با ولادیمیر پوتین می باشد.

    معاهده مشترک امنیتی که اخیرا بین عربستان، پاکستان و ترکیه منعقد شد، گرچه بسیار شکننده، سست و به لحاظ ثقل و اعتبار حضیض می باشد، لکن این توافقنامه دفاعی سه جانبه فوق الذکر، اهمیت فطری موضوع همگرایی ، منطقه محوری و درواقع اتکا بر همسایگان را به جهت حصول امنیتی پایدار هویدا و آشکار می سازد.

    نبرد جانانه و دفاع مقدس ۴۰ روزه رمضان که هریک از اراضی غرب آسیا که تحت الاختیار سنتکام بود توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران زیر ضربات سهمگین و آتش کوبنده پهپاد ها و موشک های نیروهای مسلح قرار گرفته و بعضا به طور کامل نابود شدند، هشداری جدی بود برای سایرین و حد اقل فعلا حاکمیت ترکیه بدین مبحث جدّیت تهران در گسترده تر نمودن میدان آوردگاه پی برده است و غالب کشورهای غرب آسیا اعم از اعراب و عجمان و ترک ها درک کرده اند که صلح به دور از دیکته خارجی و به دور از مداخله بیگانه، مطلقا با اتحاد واقعی و راستین با کشورهای همجوار میسر خواهد شد.

    ظهور ایران به عنوان ابرقدرت نظامی جدید در دنیا و فاتح و ظفرمند حقیقی جنگ ۱۷ روزه هرمز در جنوب غربی آسیا ، حالا معادله نوین و حس امریکا ستیزی و درحقیقت روحیه استعمارستیزی و استکبار زدایی را درحال پایه گذاری و ارتزاق است.

    چنین دستاوردهای تدریجی مفیدی در عرصه های نظامی و دیپلماتیک، مشروط و منوط بر اتخاد مواضع مقتدرانه و عزتمندانه سردمداران دیپلماسی در بلاد مقاومت اسلامی، ادامه دار خواهد بود و نه فقط در خلیج فارس و مسئله حیاتی تنگه هرمز، بلکه در سایر کریدور ها و شاخاب ها و نقاط ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک و اقتصادی دیگر منطقه نظیر دریای کاسپین که احقاق حقوق حقه ایران بخش مهم دیگری از وظایف متولیان دستگاه سیاست خارجه کشورمان است، مطالبه ملت ایران وصول شده و امنیت و رفاهی توام با گشایش های اقتصادی در داخل کشور ایجاد خواهد شد.

    علی باقری

    علی باقری، متولد ۲۶ دی ۱۳۸۲ در شاهرود، دانشجوی کارشناسی حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهرود و فعال دانشجویی است. وی از اردیبهشت ۱۴۰۴ تاکنون در حوزه معاونت سیاست‌ورزی بسیج دانشجویی فعالیت داشته و از نویسندگان روزنامه عصر ایرانیان در صفحات امور دانشجویی و امور استان‌هاست.

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم