دشمن که از ضرب شست مردم و سربازان ایرانی در سه جنگ گذشته طی ۱۴ ماه اخیر، تلوتلو میخورد، فهمیده راهی جز رسیدن به اهداف جنگ، از طریق مذاکره نمانده. علیرغم شکست کمپین فشار حداکثری ۱ در دوره قبل، دوباره از سر استیصال شانس خود را امتحان میکند. پیوست رسانهای این پروژهی «ایرانِ ضعیف» نیز با سیاهنمایی، توسط رئیس آمریکا و زیردستانش در حال اجراست. تا جایی که ترامپ ادعا کرده «ایران به یک تار مو بند است» تا نهایتا این ادعا که «ایرانیها به شدت دنبال توافق هستند» باورپذیر شود. برخی مقامات ایرانی اما، نهتنها از پدافند دربرابر این هجمه نرم و رسانهای غافل ماندند، بلکه حتی منفعل نیز ننشستند و با ارسال پیامهای ضعف و بنبستنمایی، و نشان دادن اشتیاق از سر تحجر برای مذاکره دوباره، پازل دشمن را تکمیل کردند؛ رفتاری که مهر ۹۱ صریحا از سوی رهبر شهید نهی شده بود که فرمودند: «گاهی هست که یک نفرى در لباس خودى است، اما حنجره او سخن دشمن را تکرار میکند! خب، او را باید نصیحت کرد…».
پنجشنبه، ترامپ نوشت: «امروز کوبندهترین عملیات اقتصادی در تاریخ را علیه یک کشور اعلام میکنم!» و با سیاهنمایی ادامه داد: «نیروی دریایی و نیروی هواییشان نابود شده، کارخانههای نظامیشان به تلی از آوار تبدیل شده، پولشان بیارزش است و کشورشان به یک تار مو بند است». و بعدتر هدف خود را از این توصیفات این طور آشکار ساخت که: «آنها به شدت به دنبال توافق هستند».
شنبه نیز او با بزرگنمایی وضعیت تورم گفت: «ایران با تورم ۳۵۰درصدی مواجه است»! او که تجربه شکست مفتضحانه فشار حداکثری در دور قبل را دارد، ناامید از اثر واقعی این پروژه بر اراده مردم ایران، سعی دارد تصویری ضعیف از ایران را در رسانه نمایش دهد و آن را در ذهن ایرانی تثبیت کند تا او دست از مقاومت و دفاع از خاک و هویتش بردارد و به پای میز مذاکره بیاید تا آنچه نظامی هرگز به او نخواهد داد را بدون هزینه از دیپلماتها بگیرد.
همان پنجشنبه، معاون او، ونس هم گفت: «ما به اعمال فشار اقتصادی ادامه خواهیم داد چون معتقدیم این بهترین راه برای دستیابی به هدف نهایی است». سپس، بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا نیز ادعا کرد: «ما سختترین تحریمهای تاریخ را اعمال خواهیم کرد و به شما میگویم این کار نتیجه خواهد داد؛ در کوبا و ونزوئلا نتیجه داد و ما حکومت ایران را فرو خواهیم ریخت». دوشنبه گذشته نیز او مجموعه جدیدی از تحریمها را اعلام کرد. ادعاهایی که بیشتر جنبه روانی دارند تا واقعی؛ درست مانند زمانی که ترامپ از برجام خارج شد و اعلام آغاز کمپین فشار حداکثری کرد؛ اما در پایان دوره، بولتون، از معماران اصلی این سیاست و مشاور امنیت ملی او، اعتراف کرد که این سیاست شکست خورده.
حالا در دور دوم ترامپ نیز پس از آنکه او رسما اعلام کرد از تفاهم اسلامآباد خارج شده، رو به سیاست فشار حداکثری ۲ آورده که بنا به واقعیات میدان، به شکست حداکثری ۲ تبدیل خواهد شد. این تنها عقیده طرفداران ایران و نظام آن نیست، بلکه بلافاصله فرید زکریا، مجری و نظریهپرداز مشهور آمریکایی نیز اعلام کرد: «جنگ اقتصادی علیه ایران محکوم به شکست است». همزمان با این اقدامات خصمانه علیه ملت ایران و گزافهگوییهای مقامات آمریکایی، برخی مقامات ایرانی نیز دقیقا همین پازل را تکمیل کرده و لبه دیگر این قیچی شدند.
قالیباف، سرتیم هیئت مذاکرهکننده و رئیس مجلس سابق، که ۶ماه از تعطیلی آن میگذرد، گفت: «هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم، اگر مردم گرسنه باشند، دوام نمیآوریم»؛ جملهای که ظاهرا درست است، اما در کنار این که پیام ضعف به دشمنِ در کمین مخابره میکند، باید دید چه مقدار از فشار اقتصادی بر مردم به علت جنگ و چه مقدار به علت ناکارآمدی مسئولین است؛ که سالها در شرایط غیر جنگی نیز مردم را تحت فشار قرار داده بود؛ برای مثال قیمت دلار از سال ۹۸ و ریاست قالیباف بر مجلس تا قبل از اولین جنگ، از حدود ۱۵هزار تومان به بیش از ۸۰هزار تومان رسید.
عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی، که با عملکرد ضعیف در همین پست در دولت روحانی، از آرای باطله در انتخابات ۱۴۰۰ شکست خورد و در پست وزارت اقتصاد در دولت پزشکیان، طی تنها ۶ماه برکنار شد و دوباره به ریاست بانک مرکزی بازگشته، اخیرا گفت: «صادرات نفت و درآمد نفتی ایران صفر شده»؛ در حالی که طبق آمار کپلر، ایران اکنون ۸۳ میلیون بشکه نفت روی آب دارد و از این محل، صادرات نفت خود را ادامه میدهد. آنچه تقریبا صفر شده، جریان عبور نفت ایران از محاصره است نه خود صادرات. از طرفی طبق قانون بودجه، ایران باید ماهی کمتر از ۳ میلیارد دلار، درآمد نفتی محقق کند که با قیمت فعلی نفت معادل ۹۰ دلار، با فروش ۱.۱ میلیون بشکه از ذخایر نفت ایران، این درآمد نفتی تامین میشود.
پزشکیان هم به عنوان رئیسجمهور، این روزها ترجیعبند تمام صحبتهایش این است که چون جنگ است، منابع نداریم و گرانی طبیعی است؛ در حالی که از ابتدای دولت او تا پیش از آغاز اولین جنگ نیز، دلار از زیر ۶۰هزارتومان به بالای ۱۰۰هزارتومان رسیده بود. حامیان و پدرخواندههای انتخاباتی او نیز درست جاپای ترامپ و ونس و بسنت میگذارند. از جمله خاتمی که در کنار همین پیامهای ضعف گفته: «اگر فرصت تفاهمنامه را از دست بدهیم، دچار مشکلات عجیبی میشویم». که اگر نام گوینده را حذف کنیم، گویی مقامی آمریکایی در حال تهدید ایران به تسلیم شدن است؛ جملهای که درست در امتداد خواست ترامپ برای بازگرداندن ایران به میز باجگیری است.
پس از این همصداییها با دشمن وجودی ایران از سوی اصلاحطلب و اصولگرا، پروژه به رسانههای جریان تحریف رسید تا این ضعیفنماییها را در کمال تعجب، قدرت جا بزنند؛ تا جایی که تیتر دو روزنامه شرق و اعتماد با اشاره به همین نقلقولها، یکسان و «صلح از موضع قدرت» شد. نام “صبح و شب پیام ضعف فرستان” را قدرت میگذارند و تجربه تفاهم اخیر را که همزمان با اجرا شدنش و طی حملات آمریکا بیش از ۵۰ شهید به جا ماند، فراموش کرده و همچنان به دنبال سراب صلح با دشمن وجودی ایران هستند.
در آخر زنگ جمله قالیباف در دهم تیرماه در گوش انسان میپیچد که گفت: «کمک که نمیکنید، لااقل حرفهای ترامپ را غرغره نکنید»!
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید