امروز: 1405/05/28 ساعت : 13:38

وادادگی در لباس زندگی خواهی؛ از صفین تا امروز

نویسنده: امین پاشائی سلطان احمدی – استان آذربایجان غربی، شهر ارومیه

تاریخ، آینه‌ای است که هر ملتی اگر در آن بنگرد، می‌تواند سرنوشت خود را بخواند. یکی از تلخ‌ترین و در عین حال عبرت‌آموزترین تصاویر این آینه، لحظه‌ای است که در میانه نبرد، از درون جبهه خودی، صدایی برمی‌خیزد که به جای تشویق به مقاومت، به تردید و تزلزل فرا می‌خواند. این صدا، صدای اشعث بن قیس‌ها در طول تاریخ است؛ کسانی که در بحرانی‌ترین لحظات، به جای همراهی با حق، ندای سازش و عقب‌نشینی سر می‌دهند و با شعارهای فریبنده، اراده جمعی را سست می‌کنند.

در جنگ صفین، آنگاه که امیرالمؤمنین علی (ع) به آستانه پیروزی قطعی رسیده بود و سپاه معاویه در آستانه فروپاشی قرار داشت، این اشعث بن قیس بود که با سوءاستفاده از خستگی طبیعی سپاهیان، شعار «مردم زندگی می‌خواهند، تا کی جنگ؟» را بلند کرد. او با این دوگانه واهی، سپاه امام را از ادامه نبرد منصرف کرد و نتیجه آن، حکمیت ذلت‌باری بود که خلافت را از مسیر حق منحرف ساخت. اشعث آن روز نه دلسوز مردم بود، نه خیرخواه سپاه؛ او منافع خود را در توقف جنگ می‌دید و برای رسیدن به آن، از هیچ ابزاری، حتی تضعیف جبهه حق، فروگذار نکرد.

این تجربه تلخ، بارها در تاریخ ایران و اسلام تکرار شده است. در دوران امیرکبیر، زمانی که او در اندیشه ساخت توپخانه و تقویت بنیه دفاعی کشور بود، استعمارگران انگلیسی و عوامل داخلی آنان در میان مردم شایعه انداختند که «امیرکبیر می‌خواهد به جای دیگ و غذا، توپ بسازد و شما را گرسنه نگه دارد». نتیجه این فریب‌کاری چه شد؟ ایران نه صاحب توپخانه قدرتمند شد و نه اقتصاد شکوفا؛ بلکه هم امنیت خود را از دست داد و هم استقلال اقتصادی‌اش را. دوگانه «دیگ یا توپ» دروغی بود که دشمن ساخت تا ملت را از داشتن هر دو محروم کند.

امروز نیز همان جریان، با چهره‌ای جدید، همان نغمه را ساز کرده است. برخی در داخل کشور، بار دیگر شعار «مردم می‌خواهند زندگی کنند» سر می‌دهند و تلاش می‌کنند دوگانه «زندگی یا مقاومت» را در افکار عمومی نهادینه کنند. این دوگانه، دروغی بزرگ است؛ زیرا هیچ ملتی بدون امنیت نمی‌تواند اقتصاد خود را بسازد و بدون مقاومت نمی توان به امنیت پایدار رسید. سازشگر همواره محکوم به غارت و وابستگی است و در آن صورت، سفره مردم نیز هرگز رنگ آرامش نخواهد دید.

این جریان معلوم‌الحال، تاریخ را نخوانده است یا نمی‌خواهد بخواند. اگر می‌خواند، می‌دانست که هرگاه ملتی فریب شعارهای سازش‌طلبانه را خورد و از ادامه نبرد خسته شد، دشمن نه تنها دست از زیاده‌خواهی برنداشت، بلکه فشار اقتصادی را نیز بیشتر کرد.

سپاهیان جبهه حق، امروز در برابر دشمنی ایستاده‌اند که آشکارا نابودی آنان را آرزو می‌کند. در چنین شرایطی، صدای «مردم خسته‌اند» از درون، یا ناشی از ساده‌انگاری است یا خیانت. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که لحظه پیروزی، همان لحظه‌ای است که بیشترین خطر از ناحیه نفوذی‌ها متوجه جبهه حق می‌شود. اشعث‌های امروز نیز همان نقش را بازی می‌کنند؛ با این تفاوت که این بار با رسانه‌ها، دامنه فریب‌کاری خود را گسترده‌تر کرده‌اند.

 آنان که ندای «مردم خسته‌اند، زندگی میخواهند» سر می‌دهند، گویی هرگز این وصیتِ ماندگارِ رهبر شهید مقاومت را نشنیده‌اند که گفت: «تا آن‌وقتی که می‌توانید، مبارزه کنید، وقتی دیدید که دارید شکست می‌خورید باز هم مبارزه کنید تا برسید به آن لحظه‌ای که دیگر یقین می‌کنید که حتماً شکست خواهید خورد، باز هم مبارزه کنید.» این همان منطقی است که اشعث‌های هر عصر از آن می‌گریزند؛ اما ملتی که اهل مقاومت است، می‌داند که زندگیِ عزتمندانه، بدون ایستادگی به دست نمی‌آید و تسلیم، آغازِ مرگ است، نه پایان جنگ.

امین پاشائی سلطان احمدی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم