یاشار سلطانی -خبرنگار اصلاحطلب- مدعی شده است حمله به نفتکشها توسط سپاه موجب از بین رفتن تفاهمنامه شد تا شبکه فاسد فروش نفتشان را حفظ کنند. آنچنان جریان غربگرا با شکست مواجه شده است که به چنین استدلالهای مضحک و متناقض میپردازند. درواقع سلطانی مدعی شده است شبکه فروش نفت کاری کردند که محاصره دریایی برقرار شود تا نتوانند نفت بفروشند.
چنین ادعاهایی از زمان بستن شدن تنگه هرمز توسط شخصیتها و رسانههای جریان غربگرا از جمله روحانی و خاتمی مطرح شده بود. در هیچ دورهای، این جریان از نظر افکار عمومی وضعیتی شبیه یک سال گذشته تجربه نکرده است، دو دور حملات آمریکا در میانه مذاکرات، اعتبار آنها نزد مردم را به شدت کاهش داده است؛ برای بار سوم این بار پس از یک توافق نامه، برخلاف مفاد آن به ایران تجاوز شده است. به همین دلیل باید این روایت دروغ را جا بیندازند که جنگ نتیجه مذاکره نکردن و امتیاز ندادن است. همان نگاهی که عراقچی برای علت جنگ رمضان مطرح کرد چون امتیاز ندادیم جنگ شد در حالیکه یک هفته قبل از جنگ بیان کرده بود که مذاکرات خیلی خوب پیش میرود.
تجربه تفاهمنامه که از سوی مقام معظم رهبری یک تجربه تاریک نام برده شده است در زمان آتشبس نیز حاصل شده بود. در آتشبس، دبیرخانه شعام اطلاعیه داد که آمریکا ده شرط ایران را پذیرفته است، دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی در همان ساعات اول به نقض تعهدات ادعایی در اطلاعیه پرداختند. آزادسازی منابع ایران و توقف حملات به لبنان دو پیششرط اعلامی قالیباف برای آغاز مذاکرات بود که بدون تحقق هیچ یک، مذاکرات شروع شد. عقبنشینی تیم مذاکرهکننده ایرانی و ارسال پیام فرار از جنگ توسط دولت، موجب اجرای محاصره دریایی توسط آمریکا شد. فشار رسانهای ایجاد شده توسط جریان غربگرا با ساخت دوگانههای موهومی از یک طرف و خطای محاسباتی دولت و تیم مذاکرهکننده از سوی دیگر موجب شد عقبنشینی انجام شود و تفاهمنامه بر کشور تحمیل شود. دوباره همان فشار رسانهای غربگرایان و خطای محاسباتی برخی مسئولین در حال تکرار است.
تفاهمنامه بین روسای جمهور ایران و آمریکا پس از دو ماه مذاکرات در 28 خرداد امضا شد که نسبت به شروط ده گانه شعام برای پذیرش آتشبس عقبنشینی شده بود. منتقدین رویکرد دولت و تیم مذاکرهکننده از همان ابتدا مدعی بودند این تفاهمنامه مرده به دنیا آمده است و آمریکا به همین تفاهمنامه ضعیف نیز پایبند نخواهد بود.
گام نخست تفاهمنامه اجرای بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰، ۱۱ و تداوم اجرای این اقدامات بود. 20 روز پس از تفاهمنامه، وضعیت اجرای تعهدات آمریکا به شرح زیر بود:
۱. در بند یک توقف جنگ در تمامی جبههها و احترام به تمامیت ارضی لبنان و عدم استفاده از تهدید و زور آمده بود. همچنان جنگ در لبنان برقرار بود، بارها آمریکا و رژیم صهیونسیتی ایران را تهدید کردند و دو بار عملیات نظامی در جنوب ایران انجام شد.
۲. در بند چهارم رفع محاصره دریایی آمریکا آمده بود که به صورت کامل برطرف نشد و تنها کشتیهای ایرانی اجازه عبور داشند. رفع محاصره یعنی ناوهای نظامی که برای محاصره به اقیانوس هند و دریای عمان آمده بودند برگردند.
۳. در بند پنجم آمده بود که عبور از تنگه هرمز با ترتیبات ایران خواهد بود و پس از سی روز به حالت قبل از جنگ برخواهد گشت. اما بارها این بند توسط آمریکا نقض شد و مقامات آمریکایی، اظهار نظری مبنی بر رعایت ترتیبات ایرانی نکردهاند.
۴. بند دهم مربوط به صدور اسقاطیه تحریمهای نفتی، پتروشیمی و مشتقات توسط دولت آمریکا تا پایان مذاکرات بود، اما دولت آمریکا در مجوزی که منتشر کرد صرفاً برای دو ماه ذکر نمود که خلاف بند دهم است. در صورتی که اسقاطیه محدودیت زمانی داشته باشد هیچ منفعتی برای کشور ندارد. البته همین اسقاطیه نیز در روز 16 تیر لغو شد. ترامپ در روز 9 تیرماه اظهار داشت که نخواهد گذاشت نفت بفروشد.
۵. بند یازدهم به آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران و در دسترس قرار گرفتن آن اشاره داشت که هیچ مجوزی دولت آمریکا منتشر نکرد. طبق این بند باید تمام دارایی های مسدود شده ایران آزاد شود و ایران بتواند به صورت مستقیم با آن خرید انجام دهد تا مذاکرات روی موضوع هستهای آغاز گردد. داراییهای ایران نیز طبق گفته تیم مذاکرهکننده ۲۴ میلیارد دلار است.
قالیباف و مشاورین وی مدعی بودند اجرای تفاهمنامه همچون برجام نخواهد بود و تا زمانی طرف مقابل تعهدات خود را انجام ندهد تنگه هرمز بسته خواهد ماند. و روز اول اجرای تفاهمنامه، 12 میلیارد دلار آزاد خواهد شد؛ اما تفاهمنامه بدون اجرای تعهدات آمریکا 20 روز طول کشید. آمریکا به تعهدات خود عمل نکرده بود ولی با باز شدن تنگه هرمز، قیمت نفت به زیر 80 دلار کاهش یافت و از سقوط ذخایر نفت آمریکا کمک کرد. در چنین شرایطی ایران تصمیم گرفت تعهدات خود را انجام ندهد و تنگه هرمز با محدودیت مواجه شود.
خطر شخصیتها و گروههای سیاسی و رسانههایی که تسلیم در برابر دشمن را بیان میکنند و به تطهیر نقض عهد ترامپ میپردازند از خطر اپوزوسیون سلطنتطلب و تجزیه طلب بیشتر است چون نفاق دارند. همانگونه امام راحل در رابطه با نهضت آزادی فرمودند خطر آنها از گروهک وحشی و تروریستی مجاهدین خلق(منافقین) بیشتر است. امام خمینی در پاسخ به وزیر کشور فرمودند: «نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضایی را ندارند، و ضرر آنها به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد … از ضرر گروهکهای دیگر، حتی منافقین بیشتر و بالاتر است.»
لذا وظیفه قوه قضائیه این است که در برابر فضاسازیهای جریان غربگرا منفعل نباشد. برای مثال یاشار سلطانی را فرابخواند تا ادعای خود را ثابت کند و در غیر این صورت با وی برخورد کند تا ساخت دوگانههای موهومی بدون هزینه برای افراد معلومالحال تمام نشود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید