از ابوظبی تا تلآویو؛ همپیمانی علیه آرمان فلسطین و مقاومت
خیانت حکومت امارات متحده عربی به امت اسلامی و آرمان فلسطین، نه یک اشتباه تاکتیکی یا تصادف سیاسی، بلکه یک راهبرد محاسبهشده و خنجری زهرآگین بر پیکر جبهه مقاومت از غزه و بیروت تا دمشق، صنعا، خارطوم و تهران است. حکام ابوظبی با زیر پا گذاشتن تمامی ارزشهای اسلامی، انسانی و عربی، آشکارا به جبهه دشمن صهیونیستی و استکبار جهانی پیوستهاند و نقش پیمانکار منطقهای شومترین نقشههای ضد اسلامی را بر عهده گرفتهاند.
در فلسطین، امارات با امضای توافق ننگین ابراهیم، مستقیمترین کمک را به مشروعیتبخشی به رژیم اشغالگر قدس در اوج جنایات این رژیم انجام داد و خون شهدای غزه و کرانه باختری را فدای سوداگریهای سیاسی خود کرد. در لبنان، با پشتیبانی مالی و اطلاعاتی از جریانهای وابسته و فشار بر محور مقاومت، تمام تلاش خود را برای تضعیف حزبالله و ایجاد شکاف داخلی به کار بست تا سپر دفاعی لبنانیها در برابر تجاوز صهیونیستها را بشکند. در سوریه، امارات از یک سو سالها از گروههای تکفیری و تروریستی برای ویرانی زیرساختهای این کشور و تضعیف خط مقدم مقاومت پشتیبانی کرد و از سوی دیگر با طرحهای سازشکارانه تلاش نمود این کشور را از محور مقاومت جدا سازد. در یمن، دست امارات به خون هزاران کودک و زن بیگناه آغشته است؛ ائتلاف متجاوزی که به رهبری و مشارکت مستقیم امارات، زیرساختهای یمن را به ویرانه تبدیل کرد و محاصره خفه کنندهای را بر مردم مظلوم اما مقتدر این سرزمین فرض نمود، تنها گوشهای از پلیدی جانیان ابوظبی است.
در سودان، مداخله آتشافروزانه امارات و تسلیح گروههای شبهنظامی به کابوسی برای مردم مسلمان این کشور تبدیل شده و نهر خون در خارطوم و دارفور جاری ساخته است. و در قبال جمهوری اسلامی ایران، امارات همواره نقش ستون پنجم دشمن را ایفا کرده و زمینهساز خباثتهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی علیه ملت ایران بوده است. این خیانت همهجانبه نشان میدهد که حکام امارات دیگر هیچ سنخیتی با امت مسلمان ندارند و به پیادهنظام سرویسهای جاسوسی غربی-صهیونیستی تبدیل شدهاند.
ارتباط و روابط آشکار و پنهان امارات و رژیم صهیونیستی، ابعادی بسیار فراتر از یک عادیسازی ساده دیپلماتیک دارد و به یک همپیمانی کامل راهبردی، نظامی و اطلاعاتی علیه امت اسلامی تبدیل شده است. ارتباطات پنهانی که از دههها پیش میان شیوخ ابوظبی و سازمان جاسوسی موساد در جریان بود، با رونمایی از پیمان شوم ابراهیم به مجرای آشکار همکاریهای شوم تبدیل شد. امارات امروزه به حیاط خلوت مقامات رژیم و پایگاه امن جاسوسان و کارشناسان نظامی رژیم صهیونیستی در خلیج فارس مبدل شده است. تبادل اطلاعات حساس امنیتی، نصب سامانههای شنود و راداری پیشرفته صهیونیستی در جزایر و بنادر اماراتی برای پایش تحرکات جبهه مقاومت، و سرمایهگذاریهای عظیم میلیارد دلاری در شرکتهای تسلیحاتی و فناوریهای امنیتی اسرائیل، تنها بخشی از این خیانت عیان است. پهپادها و سامانههای جاسوسی صهیونیستی امروزه با مجوز رسمی آلنهیان از خاک امارات به پرواز درمیآیند و آسمان منطقهای را که باید حریم امن مسلمانان باشد، برای جبهه استکبار ناامن و شفاف میسازند. مشارکتهای اقتصادی سنگین و سرمایهگذاری در بخشهای انرژی، فناوری و حتی حوزههای آکادمیک و فرهنگی، پوششی است برای نفوذ نرم و عمیق صهیونیسم در قلب خلیج فارس. شیوخ امارات نه تنها پذیرای سران جنایتکار صهیونیست در کاخهای خود هستند، بلکه با افتخار پرچم رژیم غاصب قدس را در برجهای خود به اهتزاز درمیآورند و آشکارا به مدافع سرسخت جنایات اسرائیل در مجامع بینالمللی تبدیل شدهاند. این پیوند شوم و همپیمانی علنی، نشاندهنده آن است که امارات مرزهای خباثت را رد کرده و هویتی کاملاً صهیونیستی به خود گرفته است.
در طول مواجهه و جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران، اقدامات خباثتآمیز و مستقیم امارات در پشتیبانی و از جبهه متجاوز، ابعاد بسیار خطرناک و جنایتکارانهای به خود گرفت. امارات در نبرد با ایران نه یک بازیگر خنثی، بلکه اتاق عملیات پشتپشتی و پایگاه پیشتازی برای نیروهای دشمن بوده است. ارائه پایگاههای هوایی و نظامی امارات نظیر الظفره به نیروهای متجاوز آمریکایی و صهیونیستی، اجازه پرواز و سوختگیری به پهپادهای جاسوسی و جنگندههای دشمن تا عملیات مستقیم علیه مواضع و زیرساختهای جمهوری اسلامی ایران، و فراهم ساختن بستر پشتیبانی لوجستیکی کامل، بخشی از حضور مستقیم این کشور در جنگ علیه ملت ایران است. در جبهه جنگ اقتصادی، امارات به عنوان اهرم اصلی فشار وارد عمل شد؛ مسدودسازی حسابهای بانکی، بستن خطوط اعتباری، مسدود کردن داراییهای ایران و لغو پروازهای هوایی و خطوط کشتیرانی، ضربات مستقیمی بود که حکام ابوظبی به شریانهای اقتصادی کشور وارد کردند.
صرافیها و سیستم بانکی دبی که زمانی مجرای مالی منطقه بود، با دستور مستقیم آلنهیان به ابزار تحریم و خفهسازی اقتصادی ایران تبدیل شد. لابیهای اماراتی در واشنگتن با تزریق میلیونها دلار پول ناشی از دلارهای نفتی، نمایندگان کنگره و مقامات آمریکایی را برای اعمال شدیدترین تحریمها و تشدید فشارهای نظامی علیه ملت ایران ترغیب کردند. پولپاشیهای هنگفت برای تأمین مالی عملیاتهای تروریستی، ترور دانشمندان و فرمانداران، و پشتیبانی از رسانههای معاند و جنگ روانی علیه ملت ایران، تنها گوشهای از جنایات مالی و رسانهای امارات در این جنگ همهجانبه است. امارات مستقیماً در آتش جنگ علیه ایران دمید و تمام امکانات خود را از پایگاه نظامی تا شریان اقتصادی در اختیار دشمنان امت قرار داد.
در اوج این خباثتها، حکام امارات تحرکات اقتصادی و انرژی خود را با وقاحت تمام ادامه میدهند؛ آنان نه تنها به وسیله لابیهای سنگین خود در سطح بینالمللی و با اتکا به پوششهای گوناگون و تعهد امنیتی با فریب دادن، نفت خود را از تنگه هرمز عبور میدهند، بلکه حتی نفتکشهای حامل نفت سایر کشورها و جبهه متخاصم را نیز تحت حمایت و تدابیر ویژه از این تنگه استراتژیک رد میکنند. آنان از ظرفیت حیاتی تنگه هرمز که امنیت آن با خون پاسداران انقلاب اسلامی و مقتدران منطقه تأمین شده، نهایت سوءاستفاده را میبرند تا شریانهای اقتصادی خود و اربابانشان متصل بماند و همزمان محور مقاومت را تحت شدیدترین فشارهای محاصرهای قرار دهند.
اکنون زمان آن فرارسیده است که جبهه واحد مقاومت اسلامی، از ایران تا یمن، پاسخ قاطع، دندانشکن و نظامی به این حکومت خونخوار و ظالم بدهد؛ حکام خائن ابوظبی که دستشان تا مچ به خون مطهر کودکان، زنان و مجاهدان امت اسلامی آلوده است، باید تاوان سنگین خیانتهای خود را بپردازند. تجربه ثابت کرده که آلنهیان منطق دیپلماسی و زبان مدارا را نمیفهمد و خباثتهای پراکنده و زنجیرهای این حکومت هرگز پشت میز مذاکره حل نخواهد شد. دیگر وقت گفتوگوهای بیحاصل به پایان رسیده و تنها راه مهار این خیانت، زبان زور، اقتدار نظامی و پاسخهای کوبنده موشکی است؛ کاخهای شیشهای شیوخ خائن باید زیر بارش آتش مقاومت بر سرشان خراب شود تا بدانند فروختن آرمان امت و همپیمانی با صهیونیستها، هزینهای جز نابودی و خاکستر شدن در پی نخواهد داشت.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید