گفتگوی اختصاصی با ایمان محمدی، مسئول میز یمن در اندیشکده مرصاد
تحولات میدانی، سیاسی و قبیلهای در یمن وارد مرحله حساسی شده است. تغییر موازنه قدرت در ساحل غربی، بازتعریف روابط میان ریاض و ابوظبی و اصرار انصارالله بر تعیین تکلیف وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، صحنه یمن را در آستانه تحولات جدیدی قرار داده است. در همین راستا، روزنامه عصر ایرانیان در گفتگویی تفصیلی با ایمان محمدی، مسئول میز یمن در اندیشکده مرصاد، به ابعاد مختلف آخرین وضعیت میدانی، آرایش قبائل، اختلافات عربستان و امارات و افق حلوفصل سیاسی این بحران پرداخته است که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
۱. بازخوانی آخرین وضعیت میدانی؛ از تثبیت ساحل غربی تا محاصره تعز
عصر ایرانیان: آقای محمدی، با تشکر از وقتی که در اختیار روزنامه عصر ایرانیان قرار دادید. به عنوان سؤال نخست، آخرین وضعیت میدانی یمن و موازنه نظامی میان انصارالله و نیروهای وابسته به عربستان را چگونه ارزیابی میکنید؟
ایمان محمدی: بسمالله الرحمن الرحیم. سلام و عرض ادب خدمت شما و مخاطبان روزنامه عصر ایرانیان.
همانطور که پیش از این نیز پیشبینی میشد، حرکت انصارالله پس از تثبیت کامل ساحل غربی، بستن پیمانهای راهبردی با قبائل این مناطق و پاکسازی نیروهای مورد حمایت عربستان و امارات از جغرافیای ساحلی، وارد مرحله تازهای شده است. انصارالله اکنون تمرکز خود را بر استان «تعز» معطوف کرده است. تعز مرکز استانی به همین نام است که تنها بخش شهری آن در کنترل نیروهای مقابل باقی مانده بود.
راهبرد انصارالله در تعز، پیشروی به سمت محاصره کامل شهر و اعمال فشار از طریق لایههای قبیلهای است تا در نهایت با ورود به مذاکرات بومی، این شهر نیز بدون تنش نظامی سنگین و خونریزی آزاد شود. اگر این روند به همین شکل ادامه پیدا کند، در هفتههای پیشرو شاهد تکمیل محاصره تعز و به ثمر نشستن مذاکرات قبیلهای خواهیم بود.
از سوی دیگر، در جبهههای «مأرب» و «جوف» اگرچه تنشهای پراکندهای وجود دارد، اما این جبههها فعلاً به صورت جدی و گسترده فعال نیستند. تمرکز اصلی انصارالله روی آزادسازی تعز قرار دارد و پس از آن، هدف بعدی آزادسازی مناطق باقیمانده در جغرافیای «شمال تاریخی» یمن خواهد بود.
ما در یمن با دو جغرافیای تاریخی روبهرو هستیم: «شمال تاریخی» و «جنوب تاریخی». برنامه طراحیشده انصارالله این است که ابتدا جغرافیای شمال را به صورت یکپارچه تحت تسلط و کنترل کامل خود درآورد و سپس گامهای بعدی را به سمت جنوب بردارد. حرکت انصارالله به سمت جنوب نیز میتواند از طریق فشار قبیلهای، شوراندن قبائل جنوبی علیه عربستان یا در یک احتمال ضعیفتر، از طریق عملیات مستقیم نظامی باشد.
نکته مهم میدانی این است که انصارالله پس از تسلط بر بابالمندب و ساحل غربی، به سمت «لحج» و مناطق پایینی آن نظیر «عَدَن» پیشروی نکرد. با توجه به اینکه «لحج» سپر دفاعی و دروازه ورود به «عدن» (شهر کوچک، بندری و تجاری جنوب) محسوب میشود، عدم حرکت انصارالله به این سمت نشان میدهد که صنعا فعلاً تمایلی برای ورود به جغرافیای جنوب تاریخی ندارد و تمام اولویت خود را بر آزادسازی کامل شمال متمرکز کرده است.
۲. آرایش قبیلهای و طوائف؛ وزنکشی ۳۰ میلیونی در برابر ۱۰ میلیون
عصر ایرانیان: اشاره کردید به ابزار فشار قبیلهای. موضع قبائل و طوائف مختلف در یمن نسبت به این جنگ چیست؟ چه میزان از قبائل همراه انصارالله هستند و مخالفان در چه مناطقی حضور دارند؟
ایمان محمدی: برای درک درست رفتار قبائل، باید تصویر روشنی از جغرافیا و پراکندگی جمعیتی یمن داشته باشیم. اگر جغرافیای یمن را با سه خط عمودی از شمال به جنوب به سه بخش تقسیم کنیم:
- یکسوم غربی: حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد از جمعیت ۴۰ میلیونی یمن، در همین یکسوم غربی زندگی میکنند.
- دوسوم شرقی: عملاً مناطقی بیابانی، کمجمعیت و با تراکم پایین هستند.
از آن یکسوم غربی پرجمعیت، حدود ۹۰ درصد آن تحت کنترل کامل انصارالله است. به عبارت دیگر، از جمعیت ۴۰ میلیونی یمن، امروز حدود ۳۰ میلیون نفر در مناطق تحت مدیریت انصارالله زندگی میکنند و قبائل این مناطق همکاری و همراهی کاملی با حکومت صنعا دارند.
بنابراین بحث اصلی ما درباره ۱۰ میلیون جمعیت باقیمانده است؛ یعنی تنها یکچهارم از کل جمعیت یمن که البته پراکندگی جغرافیایی بسیار بالایی در ۷۰ درصد مساحت کشور دارند. این ۱۰ میلیون نفر را میتوان به چند دسته تقسیم کرد:
- جبهه معارض عقیدتی (مأرب و بخشهایی از مرکز): بخشهایی از این جمعیت به دلیل مسائل ایدئولوژیک و عقیدتی با انصارالله زاویه دارند. سلفیهایی که از مناطقی مثل «صعده» اخراج شدند، جریانهای وابسته به اخوانالمسلمین (حزب اصلاح) و گروههای فکری معارض در این دسته قرار میگیرند. شدیدترین تنشها نیز در استان مأرب رخ میدهد، چرا که بدنه جمعیتی آن از نظر عقیدتی با انصارالله مشکل دارند، انصارالله را قبایل معارض میدانند و حادترین مواجهه نظامی در این نقطه شکل گرفته است.
- مناطق حضرموت و المَهره: این دو منطقه بخش قابل توجهی از جغرافیای باقیمانده یمن را تشکیل میدهند. از سال ۲۰۱۵ تا امروز، این مناطق با وجود اینکه تحت کنترل انصارالله نبوده اما همواره از تنش مستقیم با انصارالله فاصله گرفتهاند. فرهنگ قبیلهای در آنجا پررنگتر است و مذهب غالب مردم نیز «شافعی» با گرایشهای شدید «تصوف» است. به همین دلیل، انصارالله در صورت ورود به این مناطق با چالش جدی قبیلهای و عقیدتی مواجه نخواهد شد و تعامل با آنها بسیار سادهتر است.
۳. کلاف سردرگم ریاض و ابوظبی؛ خروج امارات و بنبست راهبردی عربستان
عصر ایرانیان: یکی از مسائل مهم، رقابت و اختلافنظر میان عربستان و امارات است. ریشه این اختلافات چیست و آیا دو کشور اهداف متفاوتی را در یمن دنبال میکنند؟
ایمان محمدی: در خصوص امارات باید بگویم که این کشور طی ماههای گذشته به دلیل پیشرویهای بیضابطه «شورای انتقالی جنوب» و نقض تفاهمنامههای فیمابین با عربستان، با برخورد شدید ریاض مواجه شد. عربستان با حمله و فشار سیاسی، شورای انتقالی جنوب را رسماً منحل اعلام کرد.
امروز ما چیزی به نام شورای انتقالی جنوب در عرصه سیاسی یمن نداریم، اگرچه بدنه جمعیتی و میدانی آن همچنان حضور دارند. بازیگران وابسته به امارات نیز مجبورتأ مخیر شدند که یا با عربستان همکاری کنند یا منحل شوند. بنابراین امارات در حال حاضر هیچگونه کنشگری مستقیم و رسمی در فضای یمن ندارد و حضورش غیرمستقیم شده است.
امارات پیش از این قصد داشت در حوزه شاخ آفریقا و جنوب یمن، یک زنجیره از فرودگاهها، بنادر و نیروهای نیابتی برای بسط نفوذ خود و رژیم صهیونیستی و آمریکا ایجاد کند، اما عملاً از صحنه میدانی یمن عقب رانده شد.
اما در مورد عربستان سعودی؛ ریاض به هیچ وجه تمایلی ندارد که در همسایگی جنوبیاش یک «یمنِ مستقل، قوی و با حاکمیت ملی» شکل بگیرد. یمن کشوری است با موقعیت استراتژیک عالی، ثروتهای عظیم معدنی و کشاورزی، و مهمتر از همه، جمعیتی ۴۰ میلیونی که ۶۰ تا ۷۰ درصد آن را جوانان اصیل، باهوش و دارای ظرفیتهای بالای توسعه تشکیل میدهند. اگر این جغرافیا و جمعیت به یک حکومت مستقل برسد، به سرعت پیشرفت خواهد کرد و این کابوس تاریخی عربستان است.
عربستان در طول تاریخ سه راهبرد را در قبال یمن دنبال کرده است:
- دوران علی عبدالله صالح: نگه داشتن یمن تحت کنترل از طریق حاکمان دستنشانده و فاسد.
- سالهای اخیر: تحمیل جنگ مستقیم نظامی.
- پس از ناکامی در جنگ: ایجاد و حفظ وضعیت «نه جنگ، نه صلح».
عربستان طی ۴ سال آتشبس تلاش کرد شرایط «نه جنگ، نه صلح» را ادامه دهد تا یمن در بلاتکلیفی و خفگی اقتصادی بماند. اما انصارالله با اقدامات اخیر خود این معادله را برهم زد و اعلام کرد که گزینهای به نام «نه جنگ، نه صلح» وجود ندارد؛ يا صلح کامل یا جنگ کامل.
۴. شروط سهگانه انصارالله برای صلح و نفی نقش «میانجیگری» عربستان
عصر ایرانیان: با توجه به این شرایط، آیا افقی برای حلوفصل سیاسی وجود دارد؟ شروط انصارالله برای پایان دادن به جنگ و تعیین آینده سیاسی یمن چیست؟
ایمان محمدی: انصارالله مواضع خود را کاملاً شفاف و متعدد اعلام کرده است. انصارالله صریحاً اعلام کرده که شرایط بلاتکلیفی را نمیپذیرد. طرح انصارالله برای صلح که در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ نیز مطرح شد، یک طرح سه مرحلهای مشخص است:
- مرحله اول (امور انسانی): آزادسازی کامل تمامی اسرا از هر دو طرف، رفع کامل محاصره فرودگاهها و بنادر، و ورود آزادانه محمولههای پزشکی و غذایی.
- مرحله دوم (امور اقتصادی): پذیرش پرداخت غرامت جنگی از سوی عربستان به دلیل خساراتی که به زیرساختهای یمن وارد کرده است، و پرداخت تمامی حقوق معوقه کارمندان دولت یمن (که از سال ۲۰۱۵ و با ورود عربستان به جنگ پرداخت نشده است) از محل درآمدهای نفتی.
- مرحله سوم (امور سیاسی): خروج کامل تمامی نیروهای نظامی خارجی از خاک یمن و واگذاری پرونده به یمنیها تا در یک گفتگوی «یمنی – یمنی» و بدون دخالت خارجی، آینده سیاسی کشورشان را رقم بزنند.
نکته بسیار کلیدی در موضع انصارالله این است که عربستان به هیچ وجه نمیتواند نقش «میانجی» را در بحران یمن ایفا کند. ریاض طرف اصلی متجاوز و حمله کننده به خاک یمن بوده است و باید تبعات این تجاوز را پذیرفته و غرامتهای اقتصادی و حقوقی آن را بپردازد.
۵. مسئولیت جبهه مقاومت؛ ضرورت مشروعیتبخشی بینالمللی به دولت صنعا
عصر ایرانیان: در پایان گفتگو، اگر نکته تکمیلی یا راهبردی در خصوص آینده حاکمیت در یمن دارید بفرمایید.
ایمان محمدی: نکته پایانی و مغفولماندهای که باید بر آن تأکید کنم، بحث «مشروعیت سیاسی و بینالمللی» است.
انصارالله در طول دو دهه گذشته، از یک جنبش و گروه جوان فرهنگی به یک «دولت» مقتدر در صنعا تبدیل شده است. امروز دولت صنعا حاکمیت واقعی کشور را در دست دارد. با این حال، در حال حاضر تنها جمهوری اسلامی ایران است که دولت صنعا (انصارالله) را به عنوان دولت رسمی و مشروع یمن به رسمیت میشناسد. سازمان ملل و نهادهای بینالمللی متأسفانه همچنان به دولت مستعفی و فراری «عدن» مشروعیت میدهند؛ دولتی که تنها بر ۱۰ میلیون نفر (یکچهارم جمعیت) آن هم به صورت متزلزل حکمرانی میکند.
وظیفه امروز رسانهها، دستگاه دیپلماسی و نخبگان جبهه مقاومت این است که تمام تلاش خود را برای مشروعیتبخشی بینالمللی به دولت ساختاریافته صنعا به کار بندند. تثبیت رسمی این دولت در مجامع جهانی، گام نهایی و حیاتی برای تثبیت پیروزی مردم یمن و استقلال کامل این کشور خواهد بود.
عصر ایرانیان: از اینکه وقت ارزشمند خود را در اختیار روزنامه عصر ایرانیان قرار دادید و ابعاد این بحران را به روشنی تحلیل کردید، بسیار سپاسگزاریم.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید