روایتی از جلسه میدانداران با سعید جلیلی
حمله که آغاز شد، مردم در تکاپو بودند. عدهای اولویت را در برداشتن جان و مالشان و رفتن به شهرهای دیگر دیدند. خیابانها تا ساعتها شلوغ بود و خروجیهای شهر هم همینطور. اما عدهای دیگر در خیابانها به فکر بودند که باید کاری بکنند و به دشمن نشان بدهند که ترسی از او ندارند. هنوز کسی خبر نداشت که دشمن در همان ضربه اول امام را به شهادت رسانده است. اما همه نگران بودند از اینکه دشمن بتواند در این جنگ پیروز شود.
اذان صبح فردا بود که خبر شهادت امام سید علی خامنهای (قدس سره) به طور رسمی منتشر شد. از آن لحظه بود که مردم همانند جریان آب در خیابانها جاری شدند و اولین تجمعات شکل گرفت. از همان شب قرار مردم جمع شدن در سنگر خیابان و مراقبت از نظام اسلامی در برابر دشمن خارجی و داخلی شد. کودتای دی ماه تازه پشت سر گذاشته شده بود و همه میدانستند که با یک جنگ ترکیبی مواجه هستند. مردم معجزهوار مبعوث شدند. نه تنها نظام اسلامی را حفظ کردند، بلکه به تعبیر امام سید مجتبی خامنهای، در دوره نبودن رهبر، جامعه را رهبری کردند.
اولین اثر این معجزه، ناامید کردن دشمن از پیروزی و تحقق اهداف بود. دشمن فروپاشی نظام سیاسی را هدف قرار داده بود و مردم در خیابان این نقشه را نقش بر آب کردند. اجازه نفس کشیدن به عوامل داخلی دشمن برای ایجاد اغتشاش و ناامنی ندادند. در جریان مذاکرات با «فریاد»هایشان بر نتیجه آن اثر گذاشتند و با امامشان ائتلاف «ما» را تشکیل دادند تا در اجرای تفاهمنامه — هرچند منطبق با دیدگاه علیالاصول امامشان نبود — از حقوق مردم ایران و محور مقاومت پاسداری کنند و اجازه زیادهخواهی به آمریکا ندادند. مطالبه انتقام و خونخواهی امام شهید را — هرچند باب میل سیاسیون نبود — فراگیر کردند. مطالبه حفظ تنگه هرمز را زنده نگه داشتند.
الان بیش از ۲۳۰ شب است که مردم مبعوثشده سنگر خیابان را حفظ کردهاند. بخشی از این مجاهدت مستمر و بدون وقفه بر دوش بزرگمردان و زنانی است که خیلی هم شناختهشده نیستند. نه در صدا و سیما برایشان وقت اختصاصی در نظر گرفته میشود که خودشان و زحماتشان را توضیح دهند و نه در شبکههای اجتماعی به عنوان چهره مشهور معرفی میشوند.
هر کس کمترین تجربه یا آشنایی با کارهای اجرایی داشته باشد، میداند روشن نگه داشتن چراغ خیابان به مدت ۲۳۰ شب چه کار بزرگ و سختی است. آنهایی که بار مدیریت خیابان را بر دوش دارند کار بزرگی میکنند و حرفها و تجربههای شنیدنی هم دارند. این را باید در کنار این نکته در نظر داشت که اکثر این میادین با موانع و مشکلاتی که پیشپایشان گذاشتهاند دست و پنجه نرم کردهاند تا توانستند خیابان را حفظ کنند. یعنی فرش قرمز برایشان پهن نشده و برخی تا حد برخورد و مشکلاتی شبیه به این پیش رفتهاند. اما با تکیه بر مردم صحنه را ترک نکردهاند.
یکشنبه ساعت ۱۴:۳۰ دکتر سعید جلیلی، نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی، با بیش از ۵۰ نفر از میدانداران به گفتگو نشست. میدانداران بیش از دو ساعت نکات، تجربیات و مسائل میدانداری را بیان کردند. حرفهایی جدی، بدون تعارف و روبهجلو برای تداوم و تقویت خیابان. به قول یکی از حضار، شرایط بعد از بعثت مردم تغییر اساسی کرده است. مردم دیگر مردم گذشته نیستند و شرایط به قبل از جنگ بازنخواهد گشت.
نکات مهمی مطرح شد. برای مثال درباره کاهش حضور مردم در خیابان، اکثر افراد به نقطه قبول آتشبس اشاره کردند. تحلیلشان نبود، تجربه میدانیشان بود. در زمانی که سیاسیون وفاقی مدعی هستند نقدهای صورتگرفته به جریان مذاکره و تفاهمنامه سبب کاهش حضور افراد در خیابان بوده و تجویز میکنند که برای افزایش جمعیت این حرفها تعطیل شود و مردم ساکت شوند؛ اکثر میدانداران به صراحت گفتند که از زمان پذیرش آتشبس و شروع مذاکرات — که همراه شد با سوالات و ابهامات مردم و رفتار از بالا به پایین مسئولان و مرتبطین آنها با خیابان —حضور مردم کاهش پیدا کرده است. مشخص است که سیاسیون وفاقی و درگیر مذاکرات با آمریکا درک درستی از خیابان ندارند و عاملیت داشتن آن را متوجه نمیشوند. آنها فکر میکنند مردم یک سری ربات هستند که دکمه خاموش و روشن شدن آنها در اختیار عدهای است و تمام تلاششان این است که این دکمه دست آنها باشد یا اساساً خیابانی نباشد.
آنها جنگ را عامل مهمی در ایجاد وحدت و انسجام مردم و حضور پررنگتر در خیابان میدانستند. دقیقاً عکس تصور سیاسیون که فکر میکنند جنگ سبب کاهش تابآوری مردم میشود و برای همین در به در دنبال مذاکره و صلح ظاهراً شرافتمندانه هستند. همین دیروز بود که تحلیل یکی از آنها را میشنیدم که ترسی در گفتارش بود از اینکه دشمن دوباره اقدام نظامی کند. در حالی که مردم در خیابان هیچ ترسی ندارند و کاملاً آماده هستند و حتی میدانند که اگر جنگی دوباره آغاز شود، حضور مردم بیشتر و هماهنگ ۴۰ روز اول خواهد بود.
صحبتهای این عزیزان خیلی روشن نشان داد که مهمترین دلیل پایداری و حضور مستمر خیابان، درک روشنی است که افراد حاضر در خیابان از دلیل، چگونگی و اهمیت حضور دارند. آنها به خوبی این را دریافتهاند که حضور مردم در خیابان غیردستوری و مبتنی بر یک احساس نیاز مشترک بوده است. خیابان هویت مردمی و جوششی دارد نه دستوری. برای همین با رفتار بالا به پایین و دستوری میانهای ندارد و آن را طرد میکند.
چند نفر از افراد درباره قرارگاههایی که به نام خیابان تشکیل شده است، نکاتی گفتند که فصل مشترک آنها یک حرف بود: اگر قرار است این قرارگاهها کنترل و مدیریت خیابان را انجام دهند، از همین الان خودشان را شکستخورده بدانند. تنها نقشی که برای آنها از سوی خیابان پذیرفته است، نقش پشتیبانی است.
آنها با دکتر جلیلی هم تعارف نداشتند و از حضور کم او در خیابان انتقاد کردند. انتقادی که همراه با دعوت به خیابانها بود و جلیلی نیز از آن استقبال کرد. بعد از دو ساعت و چند دقیقه که میدانداران صحبت کردند، نوبت دکتر سعید جلیلی رسید تا صحبت کند. جلیلی گفتگو با میدانداران را به دلیل کار بزرگی که آنها انجام دادهاند، بسیار مغتنم دانست و حضور مستمر مردم در خیابان را مصداقی از «حق جهاده» دانست. حضوری که یاد خدا را در خیابانها جاری میکند و خود این حضور موضوعیت و آثار بزرگی دارد (متن کامل صحبتهای دکتر سعید جلیلی را در سایت حیات طیبه مطالعه کنید).
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید