تامین هزینهها از جیب مردم بهجای جلوگیری از هدررفت منابع و بستن نشتیها
رئیسجمهور پزشکیان در جلسات اخیر خود گفتهاند منابع حاصل از افزایش قیمت سوخت و انرژی به مردم و نیازمندان اختصاص مییابد و هدف دولت، کاهش فشارهای معیشتی و بهبود وضعیت زندگی اقشار کمدرآمد است. اینکه دولت از اصلاح قیمت بنزین و گازوئیل صحبت کند و بعد وعده بدهد درآمد حاصل از آن را در قالب کالابرگ به مردم برگرداند، نه یک دستاورد اقتصادی است و نه نشانهای از حمایت واقعی از معیشت مردم. هنر دولت این نیست که با گران کردن هزینههای زندگی، بخشی از همان پولی را که از جیب مردم برداشته، دوباره با عنوان کمک معیشتی به خودشان برگرداند. مگر قرار نبود میزان کالابرگ متناسب با نرخ تورم افزایش پیدا کند؟ مگر قرار نبود قدرت خرید مردم حفظ شود و حمایت معیشتی، متناسب با افزایش قیمت کالاهای اساسی باشد؟ پس چرا آنطور که وعده داده شده بود، این اتفاق نیفتاد؟
چرا مردم باید هر روز شاهد کوچکتر شدن سفرههایشان باشند و در مقابل، با وعدههای تازهای درباره افزایش کالابرگ مواجه شوند که منابع مالی آن هم قرار است از محل افزایش هزینههای زندگی خودشان تأمین شود؟ وقتی قیمت بنزین، گازوئیل و سایر حاملهای انرژی افزایش پیدا میکند، اثر آن فقط به هزینه سوخت محدود نمیشود. این افزایش بهتدریج خودش را در قیمت حملونقل، تولید، توزیع و در نهایت قیمت تمامشده کالاها و خدمات نشان میدهد. یعنی حتی کسانی که خودرو ندارند یا مصرف سوخت بالایی ندارند هم از تبعات آن در امان نخواهند بود. در چنین شرایطی، پرداخت مبلغی تحت عنوان کالابرگ، لزوماً جبرانکننده فشار تورمی ناشی از این سیاستها نیست.
از طرف دیگر، اینکه گفته شود با صرفهجویی مردم در مصرف آب و برق، منابعی آزاد میشود تا حقوق کارمندان افزایش پیدا کند، باز هم انتقال بار مسئولیت از دولت به مردم است. مدیریت منابع، اصلاح ساختارهای ناکارآمد، کاهش هزینههای غیرضروری و مقابله با اتلاف منابع، وظیفه دولت است؛ نه اینکه مردم باید از رفاه و مصرف ضروری خود کم کنند تا دولت بتواند بخشی از تعهداتش را انجام دهد. مردم به دنبال کمک مقطعی نیستند؛ مردم خواهان ثبات اقتصادی، مهار تورم، حفظ قدرت خرید و درآمدی هستند که بتواند هزینههای زندگیشان را تأمین کند. حمایت از معیشت مردم یعنی افزایش واقعی قدرت خرید، نه گران کردن زندگی و پس دادن بخشی از پولی که قبلاً از جیب خودشان برداشته شده است. این کار هنر نیست؛ هنر، اداره درست اقتصاد کشور است.
واقعیتش همین حرفهای امروز آقای رئیس جمهور را کمتر از یک سال پیش، در ماجرای کالابرگ شنیدیم؛ وعده حفظ قدرت خرید، حمایت از معیشت مردم و جبران فشارهای اقتصادی. اما نتیجه چه شد؟ ارزش واقعی کالابرگ به یکچهارم کاهش پیدا کرد و حتی از تلاش دولت برای حذف کالابرگ ۱۵ میلیون نفر صحبت شد. حالا دوباره قرار است با همین ادبیات و همین وعدهها، سراغ بنزین، گازوئیل، برق و گاز برویم؛ هزینهها را افزایش بدهیم و بخشی از پولی را که با تورم و گرانی از جیب مردم خارج میشود، در قالب حمایت معیشتی به خودشان برگردانیم.
مردم قرار نیست هر بار هزینه آزمونوخطای سیاستهای اقتصادی دولت را بدهند. وقتی تجربه کالابرگ هنوز پیش چشم ماست، مردم چرا باید دوباره به وعدههایی اعتماد کنند که حاصلش کوچکتر شدن سفره مردم، کاهش قدرت خرید و تورم بیشتر بوده است؟
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید