یادداشت از اسمعیل مرادی – مدرس دانشگاه و فعال سیاسی و اجتماعی – خوزستان
بازخوانی مؤلفههای «استاد تراز جمهوری اسلامی» در منظومه آموزش عالی کشور
دانشگاه در منظومه فکری انقلاب اسلامی، صرفاً یک بنگاه آموزش مدرکمحور یا مخزنی از محفوظات علمی نیست؛ بلکه کانون انسانسازی، مبدأ تحولات و پیشران استقلال و پیشرفت همهجانبه کشور است. در دهههای پس از پیروزی انقلاب، ساختار آموزش عالی ایران رشد کمّی خیرهکنندهای را تجربه کرده است؛ از دانشگاههای دولتی و مادر گرفته تا شبکه پهناور و مویرگی دانشگاه آزاد اسلامی در سراسر کشور. با این حال، در گام دوم انقلاب، چالش اساسی دیگر توسعه صندلی و احداث ساختمان نیست، بلکه تعمیق کیفیت علمی، هویتی و فرهنگی است؛ نقطهای کلیدی که نگاهها را مستقیماً بهسوی جایگاه بیبدیل «استاد» معطوف میسازد.
استاد تراز جمهوری اسلامی کیست و آموزش عالی ما بهویژه در دانشگاههای سراسری و دانشگاه آزاد اسلامی چه نقشی در ظهور و تثبیت این الگو دارد؟
۱. تلاقی علم نافع و تعهد ایمانی
نخستین و بنیادینترین خصیصه استاد تراز، روزآمدی علمی و باور به «علم نافع» است. استاد تراز مصرفکننده دستاوردهای دیگران یا محصور در چرخه پایانناپذیر مقالهسازیهای بیارتباط با نیازهای بومی نیست؛ بلکه همزمان با حضور در مرزهای دانش، پژوهش را در خدمت گرهگشایی از مسائل واقعی کشور، صنعت و اقتصاد قرار میدهد. رکن مکمل این جایگاه، «تقوا و تعهد آرمانی» است؛ استادی که کرسی تدریس را محراب عبادت و امانت الهی میداند و پیش از بیان، با زیست اخلاقی خود مروج فضیلتهاست.
۲. مربیگری و شاگردپروری فراتر از سرفصلها
استاد تراز یک تکنسین آموزش نیست؛ هادی و مربی نسل جوان است. او همانگونه که با فرزند خود دلسوزانه رفتار میکند، با دانشجو نیز در پیوند است. رسالت چنین استادی با ثبت نمره و اتمام سرفصل تمام نمیشود؛ بلکه تقویت امید به آینده، بازتولید اعتمادبهنفس ملی، پرورش روحیه تفکر انتقادی و مصونیتبخشی فکری در برابر هجمههای فرهنگی غرب را تکلیف خود میداند. خروجی این نگاه تربیتی، فارغالتحصیلی است که علاوه بر مهارت علمی، دارای هویت اصیل ایرانی-اسلامی است..
۳. بصیرت انقلابی و زمانآگاهی
دانشگاه وجدان بیدار جامعه است و استاد تراز نمیتواند در قبال چالشها و سرنوشت کشور منفعل باشد. آگاهی از مقتضیات زمان، تحلیل درست از جریانهای حاکم و شجاعت موضعگیری در بزنگاهها، استاد را به یک دیدهبان آگاه تبدیل میکند. چهرههایی چون شهید دکتر مصطفی چمران و دانشمندان شهید هستهای، نمونههای درخشان پیوند میان اوج مراتب آکادمیک و غایت ایثار و بصیرت انقلابی هستند.
رسالت ویژه دانشگاهها و بستر دانشگاه آزاد اسلامی
دستیابی به این الگو مستلزم ایجاد بسترهای متناسب در محیطهای دانشگاهی است. در این میان، دانشگاه آزاد اسلامی بهجهت گستردگی جغرافیایی و دسترسی به بافتهای متنوع جمعیتی در تمامی استانها، موقعیتی کمنظیر دارد. در چارچوب سند تحول و تعالی دانشگاه آزاد اسلامی و سند بالادستی دانشگاه اسلامی، این فرصت فراهم است تا نظام ارزیابی اساتید از قالبهای صرفاً کمّی فاصله گرفته و به معیارهای شاگردپروری، حل مسائل بومی و ارتقای فرهنگی وزن واقعی بدهد. اساتید دانشگاه آزاد بهدلیل ارتباط مستقیم با مسائل زیستبومهای استانی، میتوانند پیشگامان الگوی استاد حلمسئله باشند..
کلام آخر؛ لزوم بازنگری در نظامات ارزیابی
نمیتوان دم از استاد تراز زد اما در آییننامههای ارتقا و سنجش، شاخصهای مسئلهمحوری و فعالیتهای فرهنگی را به حاشیه راند. دانشگاه تراز تمدن اسلامی با بخشنامه تکثیر نمیشود، بلکه از دل ارج نهادن به اساتیدی جوانه میزند که دانش را با دغدغهمندی ملی و دینی درآمیختهاند؛ جریانی که بالندگی آن ضامن آینده علمی و معنوی کشور است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید