امروز: 1405/08/11 ساعت : 19:26
  • سرمقاله
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • گانگسترهای نظم آمریکایی

    (من 33 سال و چهار ماه از عمرم را در خدمت نظامی گذراندم، به‌عنوان عضوی از چابک‌ترین نیروی نظامی این کشور، یعنی لشکر تفنگداران دریایی آمریکا. در تمام درجات نظامی، از ستوان دومی تا سرلشکری، خدمت کردم. اما در بیشتر این دوران، در واقع نقش یک قلدر اجیرشده و سطح‌بالا را برای شرکت‌های بزرگ، وال‌استریت و بانکداران ایفا می‌کردم. به عبارت دقیق تر، من یک باج‌گیر و گانگسترِ سرمایه‌داری بودم.)

    این سخنان متعلق به سرلشکر اسمدلی باتلر، فرمانده تفنگداران آمریکایی، و یکی از معدود نظامیان تاریخ آمریکا است که دو بار مدال افتخار کنگره، بالاترین نشان نظامی آمریکا، را دریافت کرده است. اما آنچه نام او را ماندگار کرد، نه فتوحات نظامی اش، که اعترافاتش بود.

    این سخنان، اعتراف یک نظامی معمولی نیست؛ سخن کسی است که از درون دستگاه نظامی آمریکا به سازوکاری پی برده بود که در آن قدرت نظامی کشورش، به ابزاری برای محافظت از منافع شرکت‌ها و سرمایه‌داران تبدیل شده است. باتلر از مأموریت‌های خود در مکزیک، نیکاراگوئه، هائیتی، جمهوری دومینیکن، هندوراس و چین یاد می کند و بیان می کند که چگونه حضور نظامی آمریکا در این کشورها با منافع بانکداران، شرکت‌های نفتی، صنایع شکر و شرکت‌های میوه ارتباط پیدا می کند. او اعتراف می کند که چگونه در مکزیک به تأمین امنیت منافع نفتی آمریکا، در هائیتی و کوبا به تضمین وصول درآمدهای بانک سیتی، در نیکاراگوئه به تأمین منافع بانک براون برادرز، در جمهوری دومینیکن به حفاظت از منافع صنعت شکر و در چین به مصون نگه‌داشتن فعالیت‌های استاندارد اویل کمک کرده است.

    باتلر جنگ های آمریکایی را یک کلاهبرداری می داند، آن هم از کثیف ترین نوع آن. وی پرده از سازوکاری برمی دارد که همچنان برای فهم سیاست بین‌الملل اهمیت دارد: قدرت نظامی می‌تواند به ابزار حفاظت از منافع خصوصی، گسترش قلمرو فعالیت سرمایه و محدود کردن حق تعیین سرنوشت ملت‌ها تبدیل شود.

    اما جنگ فقط یکی از ابزارهای سلطه طلبی آمریکاست. گزارش پژوهشی کنگره آمریکا درباره پایگاه‌های برون‌مرزی این کشور در ژوئیه ۲۰۲۴، دست‌کم ۱۲۸ پایگاه در ۵۱ کشور را شناسایی کرده است. این گستردگی نشان می‌دهد که قدرت نظامی آمریکا صرفاً به توان دفاع از قلمرو جغرافیایی خود محدود نیست، بلکه بر شبکه‌ای فرامرزی از تأسیسات و ترتیبات نظامی متکی است.

    اما چرا یک کشور به چنین گستره‌ای از حضور نظامی در خارج از مرزهای خود نیاز دارد؟ پاسخ آن است که این پایگاه ها، شکل جدیدی از نظم استعماری هستند. نوعی امپراتوری و امپریالیسم در شکل جدید. پایگاه های نظامی پیش از آنکه نظامی باشند، سیاسی و اقتصادی هستند. الکساندر کولی، استاد علوم سیاسی دانشگاه کلمبیا، در کتاب «سیاست پایگاه‌ها» معتقد است که پایگاه‌های خارجی صرفاً تأسیسات نظامی نیستند، بلکه نهادهایی سیاسی‌اند که در مناسبات داخلی کشورهای میزبان، روابط خارجی و توازن قدرت میان دولت‌ها اثر می‌گذارند. پایگاه‌ها می‌توانند به منابع نفوذ سیاسی و اقتصادی تبدیل شوند و در عین حال، حاکمیت کشورهای میزبان را با محدودیت‌هایی مواجه کنند.

    زمانی که برخی از کشورهای منطقه به محاصره هوایی و زمینی ایران می پیوندند، نشان از آن دارد که چگونه برخی کشورها استقلال و حاکمیت ملی شان را بدون شلیک حتی یک گلوله از دست داده اند. کشورهایی که ممکن است از نظر حقوقی مستقل باشند، اما در برخی حوزه‌های راهبردی، استقلال عملی خود را به سازوکارهای نظم آمریکایی واگذار کرده اند. این واقعیت نشان می دهد که پایگاه‌ها، پیمان‌های امنیتی، وابستگی‌های تسلیحاتی و پیوندهای اقتصادی در خدمت چه نظمی قرار گرفته‌اند و تا چه اندازه حاکمیت ملی کشورها را محدود می‌کنند.

    از همین روست که نظم آمریکایی فقط بر لشکرکشی‌ها، جنگ‌ها و اشغال‌های نظامی اش استوار نیست. سلطه هنگامی به عمیق‌ترین شکل خود می‌رسد که دیگر برای اعمال اراده خویش نیازی به حضور مستقیم نداشته باشد؛ هنگامی که دولتی، محدودیت‌های تحمیل‌شده بر خود را به‌عنوان ضرورت‌های طبیعی و عقلانی سیاست، واقع گرایی، الزامات امنیتی یا مقتضیات اجتناب‌ناپذیر اقتصاد بپذیرد، سلطه بدون شلیک یک گلوله محقق شده است.

    استقلال واقعی آن نیست که کشوری صرفاً دولت و پرچم خود را حفظ کند؛ استقلال واقعی آن است که بتواند برخلاف خواست قدرت‌های بزرگ تصمیم بگیرد و هزینه انتخاب مستقل خود را بپذیرد. کشوری که فقط تا زمانی حق انتخاب دارد که انتخابش با منافع نظام سلطه تعارض پیدا نکند، از حاکمیت کامل برخوردار نیست. اگر حاکمیت را نه به پرچم و قانون اساسی، بلکه به توان واقعی تصمیم‌گیری برای سرنوشت یک ملت تعریف کنیم، آنگاه روشن می‌شود که بخشی از کشورهای منطقه، بدون آنکه اشغال شده باشند، استقلال عملی خود را در برابر نظم آمریکایی از دست داده‌اند. چنین کشورهایی همانگونه که باتلر بیان می داشت، به گانگسترهای نظم آمریکایی بدل شده اند.

    محمدرضا طاهری

    دکتر محمدرضا طاهری استاد علوم سیاسی و کارشناس حوزه های نظری در سیاست خارجی است؛ وی مترجم و نویسنده چند جلد کتاب از جمله «علیه لیبرالیسم» است

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم