سینما در ساعت ۲۵ ؟!

سینما نمی‌میرد ولی به جان کندن می‌افتد. کرونا هم نتوانست سینما را حذف کند، اما برای چند سال سالن‌ها را سوت و کور کرد.
حالا در کشورهای صاحب سینما و مدیریت‌های کنش‌مند، در همان شرایط کرونایی مصرف فیلم حتی بیشتر هم شد چرا که دلسوزان سینما و جامعه و خانواده به جای نشستن «تا هرچه پیش آید خوش آید» و انان پیرو شرایط باشند، برعکس شرایط را به نفع وضعیت دلخواه تغییر دادند و سینما را به خانه‌ها بردند و … اما در اینجا با پدیده‌ای از سینمای مدیریت شده مواجه‌ایم که عملکردی جز تن دادن به اوضاع مرده یا منحرف ندارند.
آنهم در سینمایی که اغلب محصولاتش با بودجه دستگاه‌های دولتی (بخوانید کمپانی‌های نامتعارف) وارد بازار می‌شود که قاعدتاً می‌بایستی صاحبان این فیلم‌ها بر محتوای درخور و چگونگی ساخت و پرداخت تا توزیع و نمایش احاطه داشته باشند، ولی همه چیز رها شده تا شرایط مدیریت را دنبال خودش بکشد.
نگاهی به پشت سر و مروری بر اتفاقات و رویدادهای سینما نشان می‌دهد که همواره مدیریت کلان سینما نظاره‌گر سمت و سوی سینما هست تا چنانچه رویکردها و راهبردهای سینمایی از جا و توسط کسان دیگر و جریانات غیر به حرکت درآمد، اینان حالا دنبال جریانات و گرایش‌ها راه بیفتند.
این چنین شده که حاشیه‌های سینما بر متن آن غلبه کرده است. خیلی غلیظ و پر هیاهو، مراسم‌های فرش قرمز در قالبی پر زرق و برق و افراطی فضای مجازی و برخی رسانه‌های واقعی را احاطه کرده‌اند ولی بر فضای سالن‌های نمایش غبار مرگ پاشیده‌اند. هیچ خبری نیست. نه از فیلم خوب، نه از مخاطب و البته نه از مدیریتی که سهم بسزایی از بودجه مصوب سازمان سینمایی ارشاد را هدر داده است.
بیاید همین پدیده فیلم‌های به اصطلاح زیر زمینی را مورد مداقه قرار دهیم. چنانکه مطلعید، امسال چهار فیلم تولید شده توسط ایرانی‌ها به اسکار معرفی شد که «علت مرگ نامعلوم» نماینده کشورمان بود و سه فیلم دیگر از کشورهای دیگر به آکادمی معرفی شدند. دراین بین فقط «یک تصادف ساده» جزو زیر زمینی‌ها محسوب می‌شود، درحالی که در تبلیغات و محتوای منتشره، این اثار تحت عنوان فیلم‌های خارج از مسیر رسمی در بوق و کرنا شدند اتفاقی که پس از رسانه‌ای شدن، بر کمیت فیلم‌های تولید زیرزمینی افزوده شد.
یعنی مطابق شنیده‌های موثق تا قبل از قضیه معرفی فیلم‌های ایرانی به اسکار حدود ۱۰ فیلم در پروسه تولید قرار داشت. درحالی که پس از رسانه‌ای شدن قضیه، روند ساخت کارهای غیرقانونی به حدود ۲۰ عنوان اثر بدون مجوز ارتقاء یافت.
یعنی چهار برابر بیشتر از سال گذشته فیلم خارج از کانال‌های رسمی وارد چرخه تولید شدند. شنیده‌ها حکایت ازاین دارد که برخی پروژه‌ها تمام شده‌اند و تعدادی هنوز در لوکیشن‌های متنوع ایران در حال فیلمبرداری‌اند.
قبل ازاین زمزمه‌هایی بود که فیلم جعفر پناهی با چراغ سبز دستگاه‌های امنیتی ساخته و روانه بیرون شده است. البته موضوع و مضمون و پیام همزیستی درونمایه فیلم، خصوصا بازنمایی شبه روشنفکران سرخورده و تواب و افراد به اصطلاح زندانی کشیده درون فیلم که سطحی و بی مایه تصویر شده‌اند و… همه تعلق فیلم را به سیاست‌های کلان و دیپلماسی جمهوری اسلامی تایید می‌کند (الا موضوع بی حجابی زنان فیلم که با گرایش غالب حاکمیتی مغایرت دارد).
اخیرا هم خواندیم که کمال تبریزی این رویکرد پوشیده را بر ملا کرد و ابراز داشت: «پناهی با اجازه وزارت اطلاعات فیلمش را ساخته است». واقعا یکی نیست بپرسد چرا کمیته انتخاب فیلم برای اسکار نسبت به این فیلم هیچ موضعی نگرفت و توضیحی ارایه نداد، به جایش فیلمی به اسکار معرفی شد که از پیش شکستش قابل پیش بینی بود و ایضا همه جوانب نشان می‌داد که «یک تصادف ساده» روی زمین نمی‌ماند و صد درصد از سوی اروپایی‌ها سر دست گرفته خواهد شد ولی آقایان نشستن و به جای تنظیم‌گری، فقط نظاره گری کردند.
حالا هم چند ماه است و بدون ایفای نقشی پویا، همان حرف کهنه همیشگی را تکرار می‌کنند که برای مقابله با ساخت فیلم‌های زیر زمینی باید شورای پروانه ساخت و نظارت پیشاتولید را حذف کنیم، همین. یعنی هیچ کار دیگری بلد نیستید؟
تغییر در آیین‌نامه‌های کهنه، تدوین روش‌هایی برای حذف ممیزی‌های سلیقه‌ای و … جالب است که همین‌موضوع هم از جانب خود اهالی سینما به هیچ انگاشته شد.
بیانیه‌ای که با درخواست حذف پروانه ساخت رسانه‌ای شد، علیرغم تلاش گروهی در خانه سینما حتی نتوانستند امضای یک سوم اعضای صنوف را بدست بیاورند و عملا خود سینمایی‌ها خواهان حفظ جایگاه شورای پروانه ساخت شدند.

محمدتقی فهیم روزنامه‌نگار، منتقد و تحلیل‌گر برجسته سینما اهل ایران است. او که در سال ۱۳۳۵ در تربت حیدریه متولد شده، سابقه فعالیت حرفه‌ای در زمینه نقد سینمایی و همچنین سردبیری بخش‌های فرهنگی و سینمایی نشریات مختلف را در کارنامه خود دارد.
مقالات مرتبط

سقوط، محصول قطعی نئولیبرالیسم آلیگارشیک

بخش اول: سه دهه چپاول؛ تولد، تکامل و سلطه یک آلیگارشی ویرانگر…

از مدیترانه تا باب‌المندب

نقشه جدید رژیم صهیونیستی برای محاصره ترکیه: یک ماه پیش بود که…

بازگشت ایران به مرکز اندیشه

نقد علوم انسانیِ تسلیم‌گرا و امکان‌های بازسازی گفتمان ملی: در چهار دهه…

دیدگاهتان را بنویسید