برای ثبات اقتصادی «بودجه ارزی» را جدی بگیرید

با افزایش قیمت ارز و ثبت نصاب‌های جدید، بحث بازار ارز و سیاست درست در قبال آن مجدد بالا گرفته است. در فضای رسانه‌ای دو نگاه مشاهده می‌شود که یکی صحبت از لزوم تثبیت قیمت و دیگری صحبت از رها کردن قیمت و سپردن به دست بازار میکند. در این میان دولت نیز تصمیم خود را گرفت و به امید دست‌یافتن به آرزوی ارز تک نرخی، ارز ۲۸۵۰۰ تومانی را حذف کرد. یعنی دولت چهاردهم در میدان عمل نظریه دوم را انتخاب کرد. این چندمین بار است که دولت‌ها چنین تصمیمی را می‌گیرند و البته هر بار در دست‌یابی به ارز تک نرخی شکست می‌خورند. نگاه تثبیت‌گرا گرچه صدایش نسبت به گذشته بلند‌تر و منسجم‌تر بود اما نتوانست دولت را از تصمیم خود منصرف کند.
اکثر سوالات افراد هم ناظر به این است که کدام یک از دو نگاه درست است؟ این سوال هرچند طبیعی است و برآمده از فضای رسانه‌ای موجود است، اما به نظر می‌رسد سوال دقیقی نیست و یکی از دلایل اینکه در این چند سال دولت‌ها نتوانسته‌اند مشکل بازار ارز و افزایش قیمت دلار را حل کنند، همین است. به نظر سوال درباره قیمت ارز یک سوال دقیق نیست و سبب می‌شود اذهان به سمت و سوی اشتباهی برود. قیمت معلولی است که درباره علت‌های آن باید صحبت کرد.
واقعیت این است که موضوع ارز و چگونگی مدیریت بازار ارز یک امر پیچیده است. در ۱۵ سال گذشته به دلیل اعمال تحریم‌های بانکی و نفتی شدید آمریکا علیه ایران این موضوع پیچیده‌تر و سخت‌تر هم شده است. در این شرایط فهم دقیق و درست از مساله که منطبق با واقع باشد، اهمیت دارد. تلاش برای ساده‌سازی که منجر به تصمیم‌های ساده می‌شود، مساله را حل نمی‌کند. برای مثال دولت با هدف کنترل قیمت ارز و ایجاد ثبات ارز ۲۸۵۰۰ تومانی را حذف کرد اما بلافاصله مجبور شد عدد جدید ۱۱۲۵۰۰ تومانی را جایگزین کند. این نشان می‌دهد که این موضوع پیچیده نیاز به مواجهه متناسب دارد و نباید گرفتار ساده‌سازی‌های کلامی شود.
در اقتصاد ایران به تجربه مشخص شده است که کنترل تورم و ثبات اقتصادی به وضعیت ثبات در بازار ارز وابستگی شدید دارد و حتی رفتار اجتماعی مردم نیز این را منعکس می‌کند. یعنی وقتی نرخ ارز دچار تلاطم می‌شود، ذهن افراد زیادی در جامعه به این موضوع مشغول می‌شود و انتظارات تورمی شکل میگیرد. وقتی تلاطم ارزی رخ می‌دهد فعالان اقتصادی در مدیریت کسب و کار خود دچار چالش می‌شوند. در میان مدت مهاجرت سرمایه از فعالیت‌های تولیدی به فعالیت‌های غیرمولد افزایش می‌یابد. به تبع این فضا عموم مردم در مدیریت زندگی دچار چالش می‌شوند و تکاپو برای حفظ وضعیت فعلی زندگی افزایش می‌یابد. به همین دلیل رهبر انقلاب در صحبت‌های اخیر خود بر روی ثبات ارزی تاکید داشتند.
ثبات ارزی در بعد سلبی خود به معنای عدم رخ دادن تلاطمات ارزی شبیه به چیزی در چند هفته گذشته شاهد بودیم، است. یعنی فعال اقتصادی و مردم یک آرامشی نسبت به ارز داشته باشند. تغییرات در بازار ارز آنقدر نباشد که بتواند رفتارهای فعالان اقتصادی را رهبری کند. این ثبات نیازمند مراقبت از «تعادل» در بازار است که وابسته به مراقبت از متغیرهای کلان موثر بر بازار ارز می‌باشد. چیزی که آن را به عنوان «بودجه ارزی» می‌توان یاد کرد. به عبارت دیگر هدف از بودجه ارزی حفظ تعادل در بازار ارز به منظور کاهش آثار مخرب آن بر اقتصاد است. در موضوع ارز هم وقتی منابع و مصارف در تعادل باشند، بازار ارز هم در تعادل است. بی‌ثباتی در بازار ارز زمانی است که تعادل منابع و مصارف به بخورد. بودجه ارزی روی همین موضوع تمرکز دارد و هدف از وجود بودجه ارزی مدیریت منابع و مصارف به گونه‌ای است که بازار ارز تعادلش حفظ شود.
بودجه مفهوم آشنایی است. وقتی می‌گویند بودجه دولت به معنای دخل و خرج دولت در یک مقطع زمانی مشخص است. هرسال در همین ایام بودجه دولت به مجلس ارایه می‌شود و فرایند مفصل و تقریبا طولانی برای تدوین و تصویب بودجه طی می‌شود. از درون دولت به مجلس و بعد شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام. این فرایند مفصل و طولانی برای تدقیق بودجه ریالی است. هدف هم این است که بودجه تا حد امکان دقیق و بانظم باشد، هم در بخش منابع و هم در بخش مصارف. در اجرا هم نهادهای نظارتی مانند دیوان محاسبات و سازمان بازرسی و در دولت هم سازمان برنامه و بودجه بر اجرای بودجه نظارت می‌کنند. در مجموع هدف این فرایند بودجه‌ریزی دقیق و اجرای منطبق با قانون است.
بودجه ارزی هم چنین معنایی دارد. یعنی وجود یک برنامه مشخص که بر اساس ارزیابی دقیق طراحی شده است و مراقبت برای اجرای آن. دولتمردان باید بدانند هر سال (حتی دوره‌های کوتاه‌تر مثلا هر فصل یا هر ماه) چه میزان درآمد ارزی در اختیار دارند و چه میزان مصرف ارزی دارند تا با تصمیم‌گیری مناسب تعادل میان منابع و مصارف را مراقبت کنند. این موضوع باید در سطح عالی دولت دنبال شود، چرا که مهمترین متضرر بابت افزایش قیمت دلار دولت است.
در حال حاضر چنین چیزی در دولت وجود ندارد. یعنی تصمیم‌گیری درباره مصارف و منابع ارزی محدود به جلسه‌ای است که در سطح پایینی برگزار می‌شود و البته تصمیم‌های اخذ شده در آن نیز لازم الاجرا نیست. یعنی هم در سطح بودجه‌بندی و هم در سطح اجرا ضعیف است. این موضوع سبب می‌شود که بازار ارز به راحتی دچار تلاطم شود.
در آینده درباره الزامات بودجه ارزی در بخش منابع و مصارف و نیز الزامات آن در مواجهه با بازار غیررسمی بیشتر صحبت خواهیم کرد.

مسعود براتی، کارشناس، تحلیلگر و نویسنده، متولد 1364 است.براتی در دولت سیزدهم معاون سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های فنی و اقتصادی ایران و همچنین مشاور وزیر اقتصاد و دبیر کارگروه طرح‌های تحریم ناپذیر بود.
مقالات مرتبط

حمله به ایران: قماری که ایالات متحده نمی‌تواند از پس آن برآید

 گزارشی از شورای امور بین الملل روسیه؛ ضمیر احمد عوان در چند…

به جنگل خوش آمدید

گزارشی از شورای روابط خارجی اروپا؛ هیو لووات هیئت صلح رئیس جمهور…

گردشگری؛ از تفریح بی‌اثر تا موتور اشتغال و هویت‌سازی جوانان

اگر گردشگری فقط به سفر، عکس و خوش‌گذرانی محدود بماند، فرصت بزرگی…

دیدگاهتان را بنویسید