نقدی بر سخنان مسعود نیلی: نظریهپرداز تسلیم!
مسعود نیلی (دستیار ویژه اقتصادی حسن روحانی) در یکی از مصاحبههای اخیر خود با روزنامه لیبرال دنیای اقتصاد گفته است: به نظام حکمرانی توصیه میشود که اولا به فکر ابتکارات مناسب برای پایان بخشیدن به منازعه مخرب بینالمللی موجود باشد. توجه داشته باشیم که هرچه طرف مقابل ما بیمنطقتر، خطرناک تر و غیرانسانیتر باشد، ضرورت برخورد مدبرانه و توأم با طمأنینه ما بیشتر میشود. قدرت ما نه در فریادهای بلندتر و واکنشهای تندتر، بلکه در تفکر بلندمدتتر و نگاه واقعبینانهتر به خود و شرایطی که در آن به سر میبریم، متجلی میشود. جنگیدن همزمان در جبهههای سیاسی خارجی، سیاسی داخلی، اقتصاد و محیط زیست، کاری نشدنی و نتیجه آن از مدتها پیش مشخص و قطعی بوده است.
در این یادداشت با نگاه به فرمایشات مقام معظم رهبری در ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ پاسخ کوتاهی به اظهارات این مبلّغ لیبرال سرمایهداری و نظریهپرداز تسلیم به مخاطبین عصرایرانیان تقدیم میشود.
فرمایشات اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی حاوی چند نکته کلیدی در باب مفهوم قدرت است:
1 واژگون کردن معادله قدرت: ایشان با اشاره به اینکه «ناو آمریکایی یک دستگاه خطرناک است اما خطرناکتر از ناو آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد» منطق بازدارندگی فعال را تبیین میکنند. یعنی قدرت واقعی در توانایی پاسخ متقابل و نامتقارن است، نه صرفا در تهدید ظاهری.
2 دلیل؟ تجربه: اشاره به عجز ۴۷ ساله آمریکا در نابودی انقلاب اسلامی تحلیل تاریخی دقیقی است که نشان میدهد “ابتکارات” و «طمأنینه» در طول این سالها نه به معنای عقبنشینی که به معنای ایستادگی هوشمندانه بوده است.
3 سیلی سخت: تعبیر «سیلیای که از جا نتواند بلند شود» نشاندهنده قدرت نرم و سخت توأمان است. اینکه دشمن باید به این باور برسد که هر تهدیدی هزینه سنگینی برای خودش دارد.
جناب آقای نیلی! شما که در عالم اقتصاد استاد مشتق و انتگرال و معکوس کردن ماتریس هستید گویا در تحلیل «معادلات انسانی و سیاسی» دچار خطای محاسباتی مهلک شدهاید. اجازه دهید معادله شما را اصلاح کنم:
«برخورد مدبرانه» یعنی چه؟
شما برخورد مدبرانه را معادل کوتاه آمدن و پایین آوردن صدا گرفتهاید. این اشتباه یک اقتصاددان است که متغیرها را اشتباه تعریف کرده است. برخورد مدبرانه در فرهنگ سیاسی ایران، یعنی “حریف را پای میز مذاکره مجبور به پذیرش شرایط خود کردن” نه «پای میزِ تعیینشده توسط حریف نشستن».
رهبر انقلاب در طول این سالها بارها نشان دادهاند که “طمأنینه” ایشان از جنس آرامش یک شیر است نه آرامش یک بره. شیر وقتی آرام است که بداند حملهاش حریف را نابود میکند.
هرچه طرف مقابل بیمنطقتر باشد، ما باید آرامتر باشیم؟!
این جمله از نظر روانشناسی سیاسی مصداق بارز سندرم مماشات است. همان بیماری که اروپا را در برابر هیتلر به زانو درآورد. اگر قرار بود با آدمهای بیمنطق فقط با آرامش برخورد کنیم باید امروز تمام دنیا به زبان آلمانی حرف میزدند!
تصور کنید یک گرگ گرسنه وارد گله گوسفندان شود. شما به چوپان بگویید: این گرگ خیلی وحشی و بیمنطق است، پس تو باید آرام باشی و سگها را وادار به سکوت کنی تا گرگ را عصبانی نکنی! نتیجه چه میشود؟ گرگ تا آخرین گوسفند را میدرد.
اما چوپان عاقل به سگها فرمان حمله میدهد تا به گرگ حمله کنند. گرگ با دیدن عکسالعمل شدید عقب مینشیند نه با ملاحظه آرامش چوپان. به این میگویند “منطق قدرت” در برابر “قدرت بیمنطق”.
انسان و حیوان! عزت و ذلت
جناب نیلی! فرق اساسی انسان آزاده با حیوان در همین جاست. حیوان وقتی درندهای را میبیند یا فرار میکند یا چنان بیحرکت میشود (همان طمأنینه مدنظر شما) که مثلا مرده است. غافل از اینکه درنده مدنظر کفتار و مرده خوار هم است! اما انسان مؤمن وقتی دشمن را میبیند به او پشت نمیکند. قرآن میفرماید: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ. یعنی شما برترید اگر ایمان داشته باشید. این برتری با فریاد زدن نیست با عزت نفس است. شما فریاد زدن را با عزت نفس اشتباه گرفتهاید. رهبر انقلاب با صلابت میفرمایند “تو هم نمیتوانی”! این یعنی عزت. شما میگویید “آرام باش تا او حمله نکند” این یعنی «بیغیرتی سیاسی»
جنگیدن در جبهههای مختلف! شدنی یا نشدنی؟
شما میگویید جنگیدن همزمان نشدنی است. مگر ما نبودیم که در طول ۸ سال دفاع مقدس هم در جبهههای جنوب و غرب میجنگیدیم هم اقتصاد را با حداقل امکانات میچرخاندیم و هم از انقلاب در برابر نفوذ داخلی محافظت میکردیم؟ انقلاب اسلامی یعنی انجام دادن کارهای نشدنی.
اقتصادخواندههایی مثل شما مدام میگویند “نمیشود” اما رزمندگان و مردم ایران قریب به نیم قرن است که در عرصه بینالملل با قدرتهای پوشالی میجنگند و آنها را مجبور به عقبنشینی کردهاند.
رهبر انقلاب به ما یاد دادند که میتوان همزمان با دنیا حرف زد و از منافع ملی دفاع کرد و دشمن را هم به عقب راند. این “حرف زدن” با “فریاد نزدن” متفاوت است. صدای رهبر انقلاب همیشه آرام است، اما چنان وزنهای در معادلات جهانی دارد که کاخ سفید را به لرزه میاندازد. این یعنی طمأنینه عزتمندانه است! توصیه شما اما تسلیم ذلیلانه است و پاسخ شما همان فریادهای بلند مردم است که در پاسخ به رهبر انقلاب به آسمان رفت: هیهات منا الذلة!

