صلح فرعونی در مقابل مقاومت توحیدی

کالبدشکافی اولین نشست صلح ترامپ: از صلح تحمیلی تا نظم نوین ادعایی

۱. ماهیت‌شناسی «شورای صلح»

نشستی که شاهد آن بودیم، تنها یک گردهمایی دیپلماتیک برای حل بحران غزه نیست؛ بلکه رونمایی از یک ساختار موازی برای مدیریت جهان است. استفاده از عباراتی نظیر «تفکر خارج از چارچوب» و ادعای «بی‌اثر بودن نهادهای بین‌المللی موجود» توسط مقامات دولت ترامپ (مانند مارکو روبیو)، نشان‌دهنده تلاشی آگاهانه برای عبور از نظم مستقر جهانی است. این جریان به دنبال جایگزینی نظم کنونی با یک مدل «شرکتی-امنیتی» است که در آن صلح نه به معنای «عدالت»، بلکه به معنای «ثبات برای انباشت سرمایه» تعریف می‌شود.

صلح به مثابه یک کالا (Commodity)

در این نشست، صلح نه به عنوان یک ارزش اخلاقی، بلکه در قامت یک «محصول تجاری» با سوددهی متقابل عرضه شد. جی‌دی ونس صراحتاً بیان کرد:

“اقتصادهای حاضر در اینجا نمایانگر میلیون‌ها شغل برای آمریکایی‌هایی است که محصولاتی را دریافت می‌کنند که در کارخانه‌های آمریکایی ساخته شده است.”

این نگاه، زیربنای فکری «صلح آمریکایی» (Pax Americana) است؛ صلحی که در آن جان انسان‌ها در ترازوی سود و زیان سنجیده می‌شود. از منظر قرآنی، این همان «دنیاگرایی محض» است که در آن رفاه یک قوم، به قیمت استضعاف قوم دیگر (فلسطین) تأمین می‌شود.

۲. صلح یا استضعاف؟

قرآن کریم در آیات متعدد، صلح را ستایش می‌کند، اما بلافاصله میان «صلح عادلانه» و «صلح ذلت‌بار» تمایز قائل می‌شود.

نفاق در شعار صلح: طبق آیه ۱۱ سوره بقره: «وَإِذَا قِیلَ لَهُم لَا تُفسِدُواْ فِی ٱلأَرضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحنُ مُصلِحُونَ» (و چون به آنان گفته شود در زمین فساد نکنید، گویند ما فقط اصلاح‌گریم). از منظر قرآنی، صلحی که بر پایه نادیده گرفتن حق مظلوم و رسمیت دادن به اشغالگر باشد، مصداق «افساد در لباس اصلاح» است.

قاعده نفی سبیل در برابر پیمان ابراهیم: آیه ۱۴۱ سوره نساء می‌فرماید: «وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً». «پیمان ابراهیم» در حقیقت تلاشی برای ایجاد «سبیل» (راه سلطه) است. مارکو روبیو با اشاره به «تفکر خارج از چارچوب» ترامپ، به دنبال تثبیت نظمی است که در آن امنیت و اقتصاد جهان اسلام به اراده واشینگتن و تل‌آویو گره بخورد.

مهندسی سلطه: در سخنان استیو ویتکوف و مایک والتز، غزه به عنوان یک «پروژه مهندسی» دیده می‌شود. والتز از «مرکز فرماندهی نظامی-غیرنظامی» سخن می‌گوید که به معنای سپردن مقدرات زمین، امنیت و حتی نانِ مسلمانان به دست نظامیان آمریکایی و اسرائیلی است. این طرح ۲۰ ماده‌ای با حذف حاکمیت فلسطینی، مصداق عینی سلطه غیرمسلمان بر مسلمان است که در فقه سیاسی اسلام و گفتمان رهبر انقلاب، باطل و حرام است.

۳. رفتارشناسی سیاسی؛ کیش شخصیت و تحقیر دیپلماتیک

رفتار تیم ترامپ در این نشست، نماد بارز «استکبار مدرن» بود. آن‌ها نه به عنوان همکار، بلکه به عنوان «ارباب» سخن گفتند.

تحقیر متحدان: استیو ویتکوف خطاب به مقامات ارشد مصر، قطر و ترکیه از لحنی استفاده کرد که گویی در حال تشویق کارمندان زیردست خود است:

“هاکان [فیدان]، تو شگفت‌انگیز بودی… علی، متشکرم برای هر کاری که کردی.”

این نوع خطاب کردن با «نام کوچک»، نشان‌دهنده نظمی است که در آن کشورهای منطقه نه «شریک استراتژیک»، بلکه «پیمانکاران اجرایی» پروژه آمریکا هستند.

ناجی‌گرایی افراطی: وقتی ویتکوف می‌گوید: “هیچ‌کدام از گروگان‌ها بدون شما [ترامپ] به خانه برنمی‌گشتند”، او در حال تقدیس قدرت فردی و بت‌سازی سیاسی است که نقطه مقابل عزت اسلامی و اراده ملت‌هاست.

۴. نسبت با سازمان ملل؛عبور از نظم قدیم به «نظم تک‌جانبه»

مارکو روبیو با بیان اینکه “نهادهای بین‌المللی موجود نمی‌توانستند این بحران را حل کنند”، عملاً پایان اعتبار سازمان ملل و نظم پس از جنگ جهانی دوم را اعلام کرد.

خصوصی‌سازی دیپلماسی: دولت ترامپ از سازمان ملل تنها به عنوان یک «مهر تأیید» (Approval) استفاده کرد تا ساختاری موازی ایجاد کند.

نظم نوین «باشگاه متحدان»: در این نظم، حق رأی تنها متعلق به «سرمایه‌گذاران» یا «مجریان» طرح‌های آمریکا است. واژه «کشورهای ناظر» که روبیو به کار می‌برد، پیامی تحقیرآمیز برای کشورهایی است که خارج از این بلوک اقتصادی-امنیتی هستند. جهان در این نگاه به یک شرکت بزرگ تبدیل شده که در آن عدالت جایی ندارد و تنها «سود» ملاک عمل است.

۵. غزه به مثابه یک پادگان: امنیت در برابر کرامت

مایک والتز با افتخار از ۴۲۰۰ کامیون کمک‌رسانی سخن می‌گوید، اما این آمارها حقیقت تلخی را پنهان می‌کنند. قرآن کریم می‌فرماید: «الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ» (قریش-۴). در طرح ترامپ، «اطعام» ابزاری برای سلب استقلال است. والتز بر غذا تأکید می‌کند تا حواس‌ها را از مدیریت غزه تحت یک «فرماندهی نظامی» پرت کند.

۶. تلاش برای تولد نظم «معامله‌محور»

جهان در حال گذار از یک ساختار چندجانبه‌گرا به یک ساختار معامله‌محور است که در آن:

صلح اقتصادی جایگزین حق سیاسی می‌شود: آن‌ها می‌خواهند با تزریق پول، حافظه تاریخی مقاومت را پاک کرده و آرمان فلسطین را از یک مسئله «حق‌طلبانه» به یک مسئله «معیشتی» تقلیل دهند.

موازنه قدرت تغییر می‌کند: حضور کشورهایی مانند ترکیه، قطر و مصر در کنار اسرائیل در این شورا، نشان‌دهنده غلبه «پراگماتیسم اقتصادی» بر «ایدئولوژی‌های ملی و مذهبی» است.

۷. موارد قابل تأمل و پیامدها برای مقاومت

حذف عامدانه نام «فلسطین»: تمرکز بر «غزه» به عنوان جغرافیای بحران، برای تکه‌تکه کردن آرمان فلسطین و تبدیل آن به بحران‌های خرد شهری است.

غیبت عدالت: در تمام این نشست، کلماتی مانند «عدالت» یا «محاکمه جنایتکاران جنگی» شنیده نشد. صلح در اینجا یعنی «قبرستانی آرام» به جای «شهری پویا».

محاصره دیپلماتیک: آمریکا با درگیر کردن کشورهای منطقه در منافع بازسازی (سود کارخانه‌ها و تریلیون‌ها دلار سرمایه‌گذاری)، به دنبال قرار دادن این کشورها در برابر گروه‌های مقاومت و تثبیت سلطه (سبیل) اسرائیل به عنوان «هاب منطقه» است.

۸. راهکارهای راهبردی جبهه مقاومت

در مواجهه با این «کودتای دیپلماتیک»، جبهه مقاومت باید در سه سطح اقدام کند:

  1. سطح تبیینی (شکستن حصار ترس و طمع):

افشای ماهیت «صلح پادگانی» و تبیین تبدیل غزه به زندانی که در آن غذا با حق تعیین سرنوشت معامله می‌شود.

نقد الهیاتی صلح ابراهیم و تبیین سرقت نام این پیامبر بت‌شکن برای تثبیت بت‌های مدرن.

  1. سطح دیپلماتیک (خنثی‌سازی خصوصی‌سازی دیپلماسی):

تأکید بر «عدالت ترمیمی» به جای «معاملات تجاری» با همکاری قدرت‌های نوظهور.

فشار بر «پیمانکاران منطقه‌ای» از طریق افکار عمومی داخلی‌شان برای بازگشت به نقش حامی حاکمیت فلسطین.

  1. سطح میدانی (حفظ پیوند نان و آرمان):

مدیریت هوشمند بازسازی بدون پذیرش شروط ذلت‌بار سیاسی.

تقویت ساختارهای اداری-مردمی در درون غزه برای جلوگیری از شکل‌گیری مدیریت نیابتی (Vichy Government).

نتیجه‌گیری نهایی: صلح فرعونی در مقابل مقاومت توحیدی

نشست «شورای صلح» ترامپ، تجسم عینی آیه ۱۱ سوره بقره است که مفسدان خود را «مصلح» می‌نامند. صلحی که در این جلسه ترسیم شد، «صلح پایدار» (Enduring Peace) نخواهد بود، زیرا ریشه‌های بحران (اشغالگری و تبعیض نژادی) را هدف قرار نداده است. این نظم نوین، چیزی جز بازتولید برده‌داری در قالب یک شرکت سهامی نیست که در آن «حق با قدرت است» و «عدالت قربانی تجارت» می‌شود.

تکلیف محور مقاومت، پافشاری بر عزت و جلوگیری از ایجاد هرگونه «سبیل» بر مقدرات امت اسلام است. همان‌طور که رهبر معظم انقلاب تأکید کرده‌اند:

“هزینه‌ی تسلیم به مراتب بیشتر از هزینه‌ی مقاومت است… راه، فقط راهِ مقاومت است؛ و در این راه، خداوند متعال پشتیبان ملت‌های مظلوم است.”

 

 

 

 

مقالات مرتبط

دست بر روی ماشه

نگاهی به فریب تعلیق موقت غنی سازی در سال 1381؛ چرا با…

21 مسجد، 21 قصه

روایتی از حضور سعید جلیلی در مسجد امام صادق محله صادقیه روزهای…

1 اسفند 1404

جنگ، مذاکره و متغیر های دیگر صحنه

در شناخت و تحلیل صحنه وضعیت فعلی کشور، چند متغیر بیشتر مورد…

دیدگاهتان را بنویسید