نگاهی به فریب تعلیق موقت غنی سازی در سال 1381؛
چرا با وجود هر نتیجه ای ایران باید آمادگی خود را حفظ کند؟

در چشم‌انداز پیش‌رو، این پرسش اساسی و مبنایی مطرح است که آیا قرار است بار دیگر به تجربه تلخ سال ۱۳۸۱ و آن دوران امتیازدهی‌های فراتر از حد و مرز بازگردیم یا خیر؟ حقیقت ماجرا آن است که برخلاف تمام زمزمه‌های معطوف به توافق یا بهبود مناسبات، آنچه شواهد میدانی و تجهیز روزافزون ناوگان آمریکا در منطقه نشان می‌دهد، بیش از هر چیز بر نزدیکی سایه جنگ دلالت دارد. نباید از یاد برد که آمریکا پیش از این نیز درست در اوج ادعاهای دیپلماتیک و در حالی که هنوز نیروهایش به این ابعاد گسترده نرسیده بود، ناگهان طبل جنگ را کوبید؛ لذا در شرایط فعلی که مفاد توافقات احتمالی همچنان مبهم و آمیخته به ایرادات اساسی است، باور به یک توافق پایدار، سخت دشوار می‌نماید. حتی به فرض محال اگر توافقی هم صورت گیرد، ممکن است تنها خدعه‌ای برای عقب انداختن کوتاه‌مدت درگیری و گسترش حجم حمله در آینده باشد؛ چرا که مذاکره در این مقطع می‌تواند صرفاً یک فریب بزرگ قلمداد شود که نه تنها در زبان، بلکه در مقام عمل نیز باید با همین دیده‌ی تردید به آن نگریست.
فرآیند تعلیق که با هدف ادعاییِ اعتمادسازی آغاز شد، به سرعت به ابزاری برای فریب تبدیل گشت. علی‌رغم پایبندی تمام‌عیار ایران، غربی‌ها بارها تعهدات خود را زیر پا گذاشتند؛ از جمله در اجلاس ژوئن ۲۰۰۴ که برخلاف وعده‌ی «عادی‌سازی پرونده»، قطعنامه‌ای شدیداللحن علیه ایران صادر کردند. این بدعهدی در اجلاس‌های سپتامبر و نوامبر همان سال نیز تکرار شد تا ثابت شود هدف غرب نه حل مسئله، بلکه توقف ابدی پیشرفت ایران است. رویکرد عقب‌نشینی باعث شد طرف غربی به جای همکاری، به فشار بر ایران بپردازد؛ تا جایی که حتی اجازه داشتن ۵ سانتریفیوژ را هم ندادند. در حالی که ایران تمامی فعالیت‌های غنی‌سازی و حتی قطعه‌سازی را داوطلبانه متوقف کرده بود، اروپایی‌ها با طرح «۱۰۰ سؤال بی‌پاسخ» و وعده‌های پوچی نظیر فروش راکتور آب سبک (که بعداً گفتند اصلاً نداریم!)، صرفاً به دنبال اتلاف وقت و فرسایشی کردن مذاکرات بودند تا ظرفیت‌های فنی کشور را نابود کنند.
این مسیرِ پُرخسارت نه تنها مانع از فشار نشد، بلکه اشتیاق غرب برای «تعلیق دائمی» را بیشتر کرد. آن‌ها با نادیده گرفتن توافق پاریس، ایران را به ارجاع پرونده به شورای امنیت و ضرب‌الاجل‌های سه‌ماهه تهدید کردند. در نهایت، تحمیل هزینه‌های سنگین و اثبات بی‌فایده بودن مذاکره با پیمان‌شکنان، منجر به دستور صریح رهبری برای شکستن قفل تعلیق در UCF اصفهان شد تا روند «پیشروی» جایگزین «عقب‌نشینی ذلیلانه» گردد.
در مواجهه با این فضای غبارآلود، حفظ آمادگی کامل دفاعی و دست به ماشه بودن نیروهای مسلح ضرورتی حیاتی است؛ این آمادگی نه به معنای رجزخوانی توخالی یا نمایشِ صرف، بلکه به معنای تجهیز لحظه‌به‌لحظه و تقویت بنیه دفاعی در تمامی حوزه‌های سخت‌افزاری، سایبری، امنیتی و ذخیره‌سازی است تا پاسخی متناسب با تحرکات دشمن در منطقه باشد. هرگونه زمزمه درباره توقف غنی‌سازی (مانند زمزمه های مطرح شده در خصوص دوره‌های ۳ تا ۵ ساله) باید با دقت و وسواس بازنگری شود تا مبادا تجربه‌ی تعلیق‌های بی‌حاصل تکرار گردد. مسئولان و متولیان امر باید در حوزه‌های روانی و شخصیتی نیز خود را برای سخت‌ترین شرایط آماده کنند و بدانند که در کنار دیپلماسی، تنها قدرت بازدارندگی واقعی و تجهیز مستمر است که می‌تواند مانع از عملیاتی شدن نقشه‌های دشمن شود.
با این حال، مدیریت این فضای حساس نباید به بهای مختل شدن زندگی روزمره مردم و ایجاد التهاب در جامعه تمام شود؛ همان‌طور که رهبر معظم انقلاب نیز تأکید داشته‌اند، زندگی مردم باید به شیوه معمول و با ثبات جاری باشد. استمرار نگرانی و تنش در افکار عمومی، خود به هزینه‌ای سنگین بدل شده و ثبات اقتصادی و بازار را هدف قرار می‌دهد؛ لذا دولت و مسئولان موظفند ضمن پرهیز از اقدامات تنش‌زا، فضای جامعه را به آرامش برسانند تا سایه تهدید و زمزمه‌های جنگ نتواند به معیشت و روان مردم آسیب بزند. در واقع، هوشمندی ملی در این است که در عین حفظ آمادگیِ رزمی و هوشیاریِ کامل مسئولین در برابر فریب مذاکراتی، ثبات داخلی و روال نرمال زندگی در جامعه حفظ شود تا دشمن از ایجاد ناامنی داخلی به عنوان اهرم فشار استفاده نکند.به تعبیر دیگر باید دست ما روی ماشه بماند.

طراحان خلاقی و فرهنگ پیشرو در زبان فارسی ایجاد کرد. در این صورت می توان امید داشت که تمام و دشواری موجود در ارائه راهکارها و شرایط سخت تایپ به پایان رسد.

«پست قبلی

مقالات مرتبط

صلح فرعونی در مقابل مقاومت توحیدی

کالبدشکافی اولین نشست صلح ترامپ: از صلح تحمیلی تا نظم نوین ادعایی…

جنگ، مذاکره و متغیر های دیگر صحنه

در شناخت و تحلیل صحنه وضعیت فعلی کشور، چند متغیر بیشتر مورد…

منطق قدرت در برابر قدرت بی‌منطق!

نقدی بر سخنان مسعود نیلی: نظریه‌پرداز تسلیم! مسعود نیلی (دستیار ویژه اقتصادی…

دیدگاهتان را بنویسید