بازخوانیکتاب خون دلی که لعل شد
از باب حقگذاری باید کمی هم که شده به نقشی که همسرم در زندگی من داشته اشاره کنم:
ایشان قبل از هر چیز، از یک طمانینه و آرامش و روحیه قوی برخوردار است لذا با آن که خانه ما بارها مورد یورش دژخیمان واقع شد و با آن که من بارها در برابر او بازداشت شدم و حتی در نیمه شب که برای دستگیری من به خانه ما ریختند مورد ضرب و جرح واقع شدم علی رغم همه اینها هیچ گاه ترسی یا ضعفی یا افسردگی و ملامتی در او مشاهده نکردهام.
با روحیهای عالی و قوی در زندان به ملاقات من میآمد. در این ملاقاتها به من اعتماد و اطمینان میداد. هرگز نشد وقتی من در زندان بودم خبر ناراحت کنندهای به من بدهد. به یاد ندارم که مثلا خبر بیماری یکی از فرزندان را به من داده باشد یا مطلبی را که برایم ناخوشایند باشد درباره خانواده و بستگان و والدین گفته باشد.
همچنین باید به صبر و شکیبایی فراوان او در تحمل سختی و مشقت زندگی در دوران پیش از انقلاب و اصرار او بر سادهزیستی در دوران پس از انقلاب اشاره کنم. بحمدالله خانه ما همواره تاکنون از زوائد زندگی و زرق و برقهای دنیوی که حتی در خانههای معمولی مردم یافت میشود به دور مانده است و همسرم دراین امر بالاترین سهم و مهمترین نقش را داشته است. درست است که من زندگیام را به همین شکل آغاز کردهام و همسرم را نیز در این مسیر هدایت کردم و این روحیه را در او زنده کردم اما صادقانه میگویم که او در این زمینه بسیار از من پیشی گرفته است. من درباره زهد و پارسایی این بانوی صالحه تصویرهای بسیاری در ذهن خود دارم که بیان برخی از آن ها خوب نیست.
اسماعیل محمّدنژاد (مهمان)
1404/12/13خداوند رحمتشان کند.
قطعاً وجود مبارک همسر محترم رهبر شهیدمان، در مسیر زندگی علی وار ایشان موثر بوده است. شهادتشان مبارک