دل را داغی ژرف فراگرفته از شهادت پدر امت اسلام. اما همراه این غم سترگ، خشمی الهی سراسر وجود انسان را پر کرده که میباید سرچشمه انتقامی بی نظیر از تبهکارانی باشد که پلید ترین و آلوده ترین شیاطین تاریخند.این رویارویی، بی نظیر ترین تقابل ادوار حق و باطل است که در یک طرف امام پاکان و دادگستران و در برابر این مؤمنان، رذل ترین بشرنمایان صف کشیده اند.
لذا با همه بزرگی این سوخته دلی، سوگواری باید به مقاومتی در هم شکننده ابناء صهیون بینجامد. پدر ما و امت اسلام، به ما آموخت یا باید ایستاده از دنیا پر کشید یا به مرگی همگانی با خفت و بیچارگی تن در داد.
انقلاب اسلامی ملت ما را از حضیض سر سپردگی به خون آشامان جهانخوار، به نعمت بزرگ آزادی و استقلال از لئیمان رساند و طی نیم قرن از مردمی وابسته در همه ابعاد زیستی، به کشوری الگو در توسعه و آزادی و رفاه رسیدیم. به حدی که در اواسط دهه هشتاد شمسی، جمهوری اسلامی ایران اولین کشور جهان اسلام (بله کل جهان اسلام!) در شاخصهای تولید ملی، بهداشت عمومی، تولید و مصرف انرژی و رفاه، و بالاترین دانش آموختگان (به ویژه در صد بانوان)، و تسلط بر فناوریهای پیشرو، شد.
اینها و بخصوص توسعه فناوریهای دفاعی کشور، مدیون رهبری امام شهید انقلاب بود. این پیشرفتهای شگرف، مایه بیم عظیم سفاکان جهان شد و برای جلوگیری از آن انواع دسیسه ها و تحریم و جنگ ترکیبی را اعمال کردند. آخرین جنایتشان هم ترور فرمانده کل قوای کشور به همراه دیگر فرماندهان ارشد و حتی قبل از آن، دانشمندان و «خرد کشی» بود.
جوانان نسل اول انقلاب، بعد از رحلت امام خمینی، که معجزه بزرگ جمهوری اسلامی را به سرانجام رساند، نگران شرایط پس از رحلت ایشان بودند. اما پدر شهید ما، مرحله به مرحله، با ایمان ژرف و صداقت و بردباری و البته درایتی مثال زدنی، آنان را به صراط مستقیم هدایت و توفیق، راهبری کرد. ایشان سپس با کرشمه های ادب و هنر و عرفان اسلامی، و تشخیص صائب سیاسی، دل همه را برد و خون دلها خورد تا حتی به مخالفان خود راه درست را نشان داده، اذهان فریب داده آنان را به درستی مسیر انقلاب منعطف کند. تمدن ایران و امت اسلام پس از پیامبر و ائمه هدی ع، حاکمی چنین خردمند و عارف و سیاس و کیاس نداشته و شایسته است به رهبری ایشان و البته امام خمینی راحل، به جهانیان فخر بفروشد. امامین انقلاب،
پاکترین و معنوی ترین نظام جهان پس از پیامبر اکرم و امام علی را بنیان گذاشتند که طی آن، نیم قرن مزه استقلال را چشیدیم و پیشرفتها داشتیم و از برخی ابعاد از جهان اول هم جلوتر بودیم مانند بهداشت و رفاه انرژی و فقر زدایی.
امام شهید ما در میان رهبران جهان بی نظیر بود. ایشان علاوه بر ساده زیستی و اهتمام به عدالت جهانی، عارف و جهانشناسی بی بدیل بود. و ملت ایران و جهانیان تشنه معرفت، همیشه از سخنان ایشان که با فاخر ترین ادبیات تاریخ بیان میشد، بهره میبردند و بر علم و ایمانشان افزوده میگشت. صد افسوس که غدار ترین دشمنان انسانیت، چنین ناگهانی ما را از این خوان الهی محروم کردند که تا عمر داشته باشیم، حسرت آن دیدارها و پند و گفتارهای زندگی ساز و آرامش بخش را در اعماق وجود حس کنیم.
طی این زمان که آن رهبر فرزانه را از ما گرفتند، لحظه به لحظه این صحنه ها پیش چشم می آید و بر خون دل میفزاید. دیگر آن نمازهای جمعه و جماعت با امام خامنه ای که آیات قرآن را با زیباترین تجوید تلاوت میکردند، فقط در خاطراتمان مرور میشود.
طی سالهای خدمت در وزارت امور خارجه، بارها توفیق زیارت رهبر شهید را داشتیم. توفیق اولین دیدار خصوصی با ایشان را قبل از عزیمت به ماموریت بلژیک در آذرماه ۱۳۶۴، هنگامی که معظم له، رئیس جمهوری اسلامی بودند، داشتم. افتخار اینجانب استوارنامهای است که ایشان امضاء فرموده و بعنوان نماینده خویش به پادشاه بلژیک معرفی نمودند. از فرط پر کاری دفتر ساعت ۹ شب وقت داده بود. هنگامی که از بلژیک، محل ماموریت بعدی گزارشی میدادم، اشاره به یک مقام صهیونیست و فراماسون آن کشور نمودم که علیرغم شعارهای دهان پرکن ماسونها، مبنی بر Liberte, Fraternite, Egalite به معنی آزادی ، برادری، برابری، این مقامها بیش از دیگر رهبران، آزادی مسلمانان را نقض کرده اند. ایشان فرمودند آن لیبرته یا آزادی که ماسونها بدان اعتقاد دارند با آنچه من و شما بنام آزادی میشناسیم بسیار فرق دارد. لیبرته در نظر فراماسونری عبارتست از آزادی از قید و بند مذهب و نه آزادی مطلقی که ما بعنوان مسلمان بدان معتقدیم. چون اساسا تاسیس این فرقه برای ربشه کنی مذهب مسیحیت و مذاهب توحیدی بوده است. این تعبیر امام خامنه ای از آن نحله شیطانی، بسیار موشکافانه، ظریف و سازنده، در تحلیل سیاست غرب بود.
چندین بار که بعنوان مدیرکل یا معاون وزیر مسئول سمینار سفراء تعیین شده بودم، برای هماهنگی دیدار سفراء با رهبر معظم انقلاب ، به مسئولین دفتر رهبری پیشنهاد میدادم وقت ملاقات را یا قبل از اذان ظهر یا مغرب قرار دهند که سفراء به دو فیض دیگر غیر از دیدار با ایشان نایل شوند. یکی نماز جماعت به امامت معظم له و دیگری صرف ناهار یا شام با ایشان، که در سه دیدار سفراء با رهبری این پیشنهاد عملی شد.
این دیدارها، و کسب فیض های معنوی از فرصتهای طلایی کارگزاران سیاست خارجی بود که دیگر تکرار نشده و یاد آنها، بغض ما را عمیقتر میکند. پدر امت اما با شهادتش، بزرگترین ضربه را به شیاطین صهیونیست حاکم بر غرب زد. همانگونه که شهادت مظلومانه امام حسین طومار خاندان بنی امیه را بر چید، این قساوت دشمنان کودک کش و خردکش، که امام امت اسلام به همراه خانواده و نوادگان معصوم ایشان را شهید کردند، انشاءالله بنیان صهیونیسم را بر خواهد کند. شایسته است اگر از خداوند عمری خواسته شود، برای اعانت به این هدف متعالی باشد.
ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین، فهزموهم باذن الله
رهبری که دلها را برد و دشمنان را به هراس انداخت
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید