در تاریخ اسلام خوانده ایم که دوران ۵ سال وخورده زمام داری مولای متقیان به تقابل و جنگ با سه گروه پرداخته شد: ناکثین، قاسطین و مارقین. اما دو نکته ظریف از نگاه ها و بینش ها مغفول مانده.
نکته اول اینکه مولا در جنگهای مطرح شده با سه گروه مذکور نهایت مماشات و تسامح را برای حفظ وحدت و عدم خونریزی در جامعه اسلامی مصروف داشتند اما پیوند زر،زور و تزویر تعامل را به عقب نشینی حضرت تفسیر کردند و لاجرم سه جنگ را بر مولا تحمیل نمودند.
نکته دوم که حتی نخبگان تاریخ اسلام و محققین بسیاری از آن غفلت ورزیدند قاعدین می باشد.گروه چهارمی که با حضرت بیعت نکردند اما شمشیر هم نکشیدند و به جنگ نرم و ادراک شناختی برعلیه امیرالمؤمنین پرداختند و حضرت نیز نهایت خویشتنداری را با آنان در پیش گرفتند.
اکنون جمهوری اسلامی در جنگ احزاب قرار دارد اما به واسطه چشم انداز پیش رو که مثلث نصرت الهی و قدرت سخت حاکمیت و اتحاد مقدس مردم را رقم زده باید مراقب بود تا داستان حکمیت در صفین رقم نخورد.
قاعدین در تلاش اند بین مردم و حاکمیت شکاف ایجاد کنند و جمهوری اسلامی را از پیشروی در جنگ پیش رو به عقب برگردانند تا اربابان خود را در منطقه از دست ندهند و از سوی دیگر نظام مسائل کشور و منطقه را بر اساس آنچه به آنان دیکته شده در فضای مجازی برای تحریف تاریخ و جابه جایی مسائل مهندسی کنند.
هنوز یک روز از شروع جنگ وشهادت هموطنانمان نگذشته بود که تروریستهای رسانه ای در فضای مجازی بوق وکرنا کردند که ایران توافق نکرد وآمریکا ناچار به حمله شد!!! و دیدیم که خود آنها نیز اعلام کردند مذاکره تله بود! این مغالطه را پاسخ بسیار است و ما در این وجیزه براساس بیانات سیدالشهدای امت رهبر معظم انقلاب که فرمودند نگذارید جای قاتل وشهید تغییر کند با بضاعتی که داریم پاسخ میدهیم.
اولا براساس اومانیسم غربی و حقوق بشر وکلید واژه های خود غربی ها هر کشوری دارای حقوقی است و حق قانونی خود میداند براساس شرایط داخلی و منطقه ای به سیاستگذاری در حوزه های مختلف من جمله نظامی بپردازد و این معنی استقلال و حق آزادی ملتهاست که شعار کلیدی لیبرالیزم هم بوده(آمریکاییها سالها با انگلیسی ها جنگیدندتا بیانیه استقلال آمریکا را سر دادند)
دوما ایران در سیصدسال اخیر به هیچ کشوری حمله نکرده و جمهوری اسلامی در کمال احترام با جهان و در کمال برادری با همسایگان حسن همجواری را رعایت کرده وهیچ خطری از سوی ایران جهان را تهدید نمی کند.
سوما با توجه به تهدیدات موجود در منطقه و اقدامات خصمانه استکبار جهانی چون تحریم و همپیمانانش چون رژیم کودک کش(حمله در اثنای مذاکرات در خرداد ماه و ترور دانشمندان ومردم وکودکان در ادوار مختلف) از تروریستهای اجاره ای گرفته تا سایر فعالیتهایی که حتی در داخل امنیت و منافع ملی ایران را تهدید میکند ایجاب میکندجمهوری اسلامی در حوزه های مختلف چون صنایع دارویی و بازدارندگی در حوزه دفاعی به پیشرفت در حوزه انرژی اتمی و موشکی بپردازد و خود را وابسته به بیرون ننماید ونیاز داخلی را مرتفع سازد.
چهارما هر آدم آزاده و عاقلی با نگاه به وضعیت جهان بعد از جنگ جهانی دوم براین نکته تاکید می ورزد که غرب به مسئله سازی کاذب می پردازد و در مواجه با موضوعات گوناگون و یا اتفاقات مشترک مواضع دو پهلو و گاه متناقض می گیرد ونحوه رویا رویی با حوادث بر اساس منافع هژمونی خودش همچنین بر اساس رویکرد ایدئولوژیکی(اسلام ستیزی،ایران هراسی،و موارد مشابه)در پیش گرفته.در این مورد میتوان لیستی از صدها موضوع ارائه داد.کشتار مسلمان در روهینگاتوسط هندوها،در بوسنی توسط صربها،در فلسطین توسط یهودیها،تجاوز وغارت وقتل عام در استرالیا ،آمریکا وافریقا به بومیان وبرده داری،تا حوادث نزدیکتر در زمان ما مثل براندازی ۷۰ حکومت دموکراتیک در قرن بیستم توسط آمریکا من جمله سرنگونی دولت شیلی،حمله به عراق،حمله به افغانستان تا دزدیدن رئیس جمهور قانونی ونزوئلا،سرنگونی دولت مصدق در ایران که به آمریکایی ها لبخند زد و شعار مرگ بر امریکاهم سرنداد اما دیدیم چه شد!
به اسناد تاریخی زمان جانشین کندی و طرح برای تجزیه ایران و ترساندن شوروی با چند بمب اتم در ایران دیگر اشاره نمیشود که از موضوع اصلی فاصله میگیریم.
اینها مقدماتی بود که به عنوان استدلال در یک پیشا متن باید به آنان توجه نمود.
اما اگر بخواهیم پاسخ درون متنی _نه برون متنی یا پیشا متنی!_به مغالطه مذکور بدهیم باید مجموعه ای از استدلالهای عرفی تر و نزدیک به ذهن متوسل شویم تا نه تنها برای طیف الیت بلکه برای مخاطب شهروند هم قابل تبیین باشد:
1 بحث انرژی اتمی ایران از زمان شاه مورد توجه غرب بوده وشاه هم در مصاحبه ای از سنگ اندازی غرب گله کرد که اسناد آن قابل دسترس هست.
2 نگاه غرب و آمریکا به این مسئله سیاسی بوده و نه حقوقی لذا باسایر کشورهای اتمی مثل هند و رزیم کودک کش کار نداشته وگرنه مسئله هسته ای تاکنون باید حل میشد.
3 ما مذاکره کردیم آمریکا خارج شد و به تبع آن اروپایی ها اسنپ بک را فعال کردند
4 امریکا و غرب نه تنها در این قضیه پایبند نبودند بلکه در کدام مسئله پایبند هستند!؟
5 در اثنای مذاکرات آمریکا و اسرائیل باتقسیم کار حمله کردند به نحوی که بیش از هزار شهروند ما شهید شد.
6 در اثنای مذاکرات مجددا تحریم کردند واین بیانگر این است که آنان نیت حل شدن قضیه هسته ای را ندارند.
7 دراثنای مذاکرات تهدید کردند واین یعنی مذاکره برای آنان وجهی ندارد.
8 مذاکرات در ادبیات آنها نه به معنای مذاکره بلکه به معنای تسلیم بود چنانکه بالیبی وعراق کردند.
9 مذاکرات دوباره نه تنها تکرار تله بودبلکه شرایط موشکی ومنطقه ای راهم پیوست کردند.
10 مجددا و در اثنای مذاکرات تقسیم کار کردندو نیروهای مزدور در داخل را به اغتشاش وایجاد ناامنی دستور دادند .
11 اما این بار پایان را ما مشخص میکنیم!
12 کدام دیپلماسی ایدئولوژیک بود؟ما یا آنها!؟کافی است مصاحبه مارک روبیو را ببینید که چطور از تقابل با موعود آخرالزمان سخن می گوید چنانکه بن سلمان نیز چنان کرد و طرح صلح ابراهیم در حقیقت چیزی نیست جز سرکوب جریان حق با رو کش شعارهای غربی!
13 حمله ترامپ با مشارکت اسرائیل حتی براساس قوانین داخلی امریکا غیر قانونی است و مشروعیت قانونی نداشت لذا باز تاکید میگردد مجموعه این پاسخها به این نکته تاکید دارد که آمریکا نه تنها اهل مذاکره نبوده بلکه از پوشش مذاکره برای اهداف شوم خویش استفاده می کند.والسلام.
اتحاد مقدس امت درجنگ احزاب و جهاد تبیین در برابر قاعدین
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید