از مذاکره تا آتش بس
برخی مفاهیم وقتی در پارادایم خاصی بکار گرفته می شوند، می توانند همچون قارچ های سمی باشند، زیبا و خوش خط خال، اما کشنده و مرگبار، و همین امر موجب می شود که هشدار دادن نسبت به آنها، کاری سخت و دشوار باشد. یکی از این مفاهیم، مذاکره بود. آخر چه کسی است که مخالف مذاکره و گفتگو باشد به جز جنگ طلبان؟ بارها هشدار داده شد که نباید کشور را معطل مذاکره با آمریکا کرد و هر بار برچسب جنگ طلبی زده می شد. بدون توجه به این مطلب که اساساً در پارادایم استعماری و فرعونی آمریکا، مقصود از مذاکره، تسلیم طرف مقابل است.
زمانی که ایران در مسقط در حال مذاکره با آمریکا بود و با خوش بینی از پیشرفت مذاکرات سخن گفته می شد، آمریکا و رژیم صهیونی در حال تمرین برای بمباران تأسیسات هسته ای بودند. و باز زمانی که مذاکرات ژنو در حال برگزاری بود، و با خوشبینی تصور می شد که قرار است مذاکرات فنی آغاز شود، آمریکا و رژیم صهیونی در حال تمرین برای ترور رهبر انقلاب بودند. امید است که حالا دیگر روشن شده باشد که در قاموس استکباری و فرعونی، مذاکره به معنای تسلیم بی قید و شرط طرف مقابل است.
اما داستان فاجعه بار مذاکره در شکل دیگری در حال تکرار است. مذاکره جای خودش را به مفاهیم خوش و خط خال دیگری داده است به نام آتش بس و صلح. دشواری طاقت فرسای تبیین چنین مفاهیمی آن است که به شکل انتزاعی، مثبت و ارزشمند هستند و چه کسی است که موافق صلح و توقف جنگ نباشد؟ اما در پارادایم استعماری و فرعونی، همچون قارچ های سمی و خوش خط و خالی هستند که نتیجه ای جز ویرانی ندارند. وقتی کشورهایی چون آمریکا و رژیم صهیونی از صلح و توافق و اتش بس سخن می گویند، این معنا را در نظر دارند که خودتان را با دستان خودتان نابود کنید، و الا جنگ ادامه خواهد داشت. و کدام ملتی می پذیرد که خود را با دستان خودش نابود کند؟
برخی نبردها در تاریخ ماندگار می شوند. پیروزی در آنها، فتح الفتوح می شود و تا قرنها درباره آن سخن گفته می شود. نبردهایی که نه تنها می توانند سرنوشت یک ملت را تعیین کنند، که مناسبات جهانی را هم تغییر می دهند. امروز ملت ایران در میانه چنین نبردی است. یک ملت شجاع، آزاده و مقاوم در برابر نظام سلطه، زور و زیاده طلبی. این ملت بزرگ، فقط برای خودش نمی جنگد، بلکه برای والاترین ارزش های الهی و انسانی می جنگد، برای استقلال، عدالت، آزادی، رشد و شرافت انسانی. ملت ایران حتی برای کشورهایی می جنگد که به پایگاه های نظامی آمریکا تبدیل شده اند. برای کشورهایی که نمی دانند اگر امریکا و رژیم صهیونی در این نبرد تاریخی پبروز شوند، از گاوهای شیرده به بردگان حلقه به گوش آن تبدیل می شوند.
دولتمردان ایران به رغم هشدارهای مکرر در تله مذاکره گرفتار شدند و شد آنچه نباید می شد و اینک تله صلح و سازش جای آن را گرفته است. قرار نیست که دشمن جنایتکار هر زمان که هوس کند به خاک مقدس ایران تجاوز کند و بدون عقوبت، اعلام آتش بس نماید تا مهیای تجاوز بعدی اش شود. تنها مسیر امنیت پایدار برای ایران، شکست آمریکا و رژیم صهیونی در این نبرد تاریخی است. تا دشمن نابکار از تجاوز خود پشیمان نشود، این داستان ادامه خواهد داشت و تکرار این چرخه شوم می تواند به ویرانی، تجزیه و غارت ایران منتهی شود، همان خوابی که استعمارگران برای ایران دیده اند. خوابی که با وحدت کلمه و مقاومت ملت و دولت ایران به کابوسی برای آنها بدل خواهد شد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید