🔹قیمت دلار که قبل از جنگ به ۱۷۰ هزار تومان نیز رسیده بوده در روز یازدهم جنگ به زیر ۱۵۰ هزار تومان نیز رسید. اگر سیاستگذار برنامه مناسبی برای کاهش قیمت دلار اتخاذ میکرد حتی به قیمتهای پایینتر هم میرسید.
🔹یکی از اشکالات محیط سیاستگذاری ارزی کشور این است نقش بازیگران بازار غیررسمی که امکان فعالیت در بازار رسمی را ندارند به درستی دیده نمیشود. در این بخش شاهد کسری بین ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلاری هستیم که علت تفاوت قیمت بازار رسمی و غیررسمی همین کسری است. همچنین علت عموم تلاطم های بازار ارز نیز تغییرات کسری این بازار است.
🔹 قاچاق وارداتی، ارز مورد نیاز گردشگران خروجی از کشور، خروج سرمایه و تقاضای سفته بازی و مصون سازی از مهمترین متقاضیان ارز در این بخش بازار غیررسمی است.
در شرایط جنگی امکان سفر به خارج از کشور وجود ندارد، خروج سرمایه نیز به دلیل محدودیتهای اعمالی و تعطیل بودن بازار در هفتههای ابتدایی جنگ بسیار سخت است. به دلیل ناامنی بنادر کشور و امارات نیز، قاچاق کاهش شدید یافته است. به همین دلیل تقاضای ارز در بازار غیررسمی به شدت کاهش یافته است و کسری بازار غیررسمی از بین رفته است.
در شرایطی که کسری در بازار غیررسمی وجود نداشته باشد اختلاف قیمت بازار رسمی و غیررسمی کاهش مییابد و به هم نزدیک خواهد شد.
🔹سیاستگذار ارزی باید به نکات زیر توجه کند و بستههای سیاستی مناسب تهیه کنید.
۱. پس از توقف جنگ به حالت قبل برخواهیم گشت و قیمت ارز در بازار غیررسمی افزایش مییابد. حتی امکان دارد به دلیل جهش تقاضای بازار غیررسمی، قیمتهای بسیار بالاتری مشاهده شود.
افزایش قیمت در بازار رسمی در روزهای اخیر، سیاست اشتباهی بود و میبایست فرآیند معکوس اتخاذ میشد.
۲. کاهش احتمالی درآمدهای ارزی موجی افزایش تقاضای بازار غیررسمی خواهد شد و ضروری است ثبت سفارشها با سخت گیری و دقت بیشتری انجام شود.
۳. اگر جنگ در شرایطی شبیه جنگ دوازده روزه پایان یابد مدیریت بازار ارز در بعد از جنگ سختتر خواهد شد زیرا فعالین اقتصادی منتظر جنگ بعدی هستند و مصارف ارزی در بازار غیررسمی و بازار رسمی تشدید خواهد شد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید