در تنگه هرمز، ایران دست بالا را دارد و آمریکا هیچ گزینه خوبی ندارد
کیتلین تالماج – ۱۳ مارس ۲۰۲۶ – «خواندن مقاله در سایت فارن افرز»
کیتلین تالماج، دانشیار علوم سیاسی در موسسه فناوری ماساچوست (MIT) و استاد رافائل دورمن و هلن استارباک است.
در یک روز عادی، ۲۰ درصد از نفت جهان از تنگه هرمز، آبراه باریکی در مقابل ساحل جنوبی ایران، عبور میکند. با این حال، طی هفته گذشته، ترافیک نفتکشها از طریق این تنگه در واکنش به تهدیدهای ایران مبنی بر هدف قرار دادن هر کشتی که قصد عبور از آن را داشته باشد، به شدت کاهش یافته است که این امر باعث افزایش شدید قیمت نفت و افزایش نگرانیهای اقتصادی جهانی شده است.
به نظر میرسد مقامات دولت ترامپ از هرج و مرج در بازارهای جهانی نفت غافلگیر شدهاند. و طبق گزارش سیانان، آنها در جلسات طبقهبندی شده به قانونگذاران گفتهاند که برای احتمال تلاش ایران برای بستن تنگه در پاسخ به حملات آماده نیستند. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، پس از طرح اولیه ایده اسکورت نفتکشها توسط نیروی دریایی ایالات متحده از طریق تنگه، اکنون گفته است که نفتکشها باید خودشان وارد تنگه شوند زیرا بیشتر نیروی دریایی ایران «در کف اقیانوس» قرار دارد.
خطر نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنان پابرجا است. این نیرو مدتهاست که قصد دارد از طریق ترکیبی از مینها، موشکها، پهپادها، زیردریاییهای کوچک، شناورهای سطحی بدون سرنشین و قایقهای تندرو مسلح، ترافیک در تنگه را تهدید کند. این داراییها به صورت جداگانه، در حال حاضر مانع ورود اکثر کشتیهای باربری به خلیج فارس میشوند و توضیح میدهند که چرا نیروی دریایی ایالات متحده از ارائه اسکورت نفتکشها خودداری کرده است. اما اگر این قابلیتها به روشهای حمایت متقابل و همافزایی با هم ترکیب شوند، میتوانند یک چالش برای ایران در تنگه ایجاد کنند که از بین بردن آن برای ایالات متحده زمانبر، پرهزینه و دشوار خواهد بود.
این امر به ویژه در صورتی صادق است که ایران بتواند میدانهای مین قابل توجهی را ایجاد کند. پاکسازی مینها همیشه کند و دشوار است؛ انجام این کار در طول یک جنگ تمام عیار، در حالی که با تهدیدات موشکهای کروز ضد کشتی زمینی، پهپادها و سایر داراییهای دریایی ایران روبرو هستید، بسیار خطرناک خواهد بود. اما یک کارزار ایران علیه ترافیک نفتکشها در خلیج فارس، ایالات متحده را با گزینههای دشواری روبرو خواهد کرد و میتواند باعث تشدید بیشتر اوضاع شود.
بحث تنگه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران دههها صرف توسعه قابلیتهای نظامی با هدف مقابله با ترافیک در تنگه هرمز کرده است. این نیرو هرگز به طور کامل از آنها استفاده نکرده است، زیرا بستن تنگه هرمز در توانایی ایران برای صادرات نفت اختلال ایجاد میکند و واکنش اقتصادی جهانی را به دنبال خواهد داشت. اما ایران این قابلیتها را به عنوان ابزاری برای اعمال فشار علیه کشورهای قدرتمندتر متعارف، مانند ایالات متحده و اسرائیل، در صورت بروز بحران یا جنگ جدی، توسعه داده است. ایران اکنون دقیقاً با چنین تهدیدی روبرو است.
پیش از جنگ، برخی برآوردها حاکی از آن بود که ایران زرادخانهای متشکل از تقریباً ۵۰۰۰ مین دریایی جمعآوری کرده بود. برخی از آنها احتمالاً مینهای تماسی خام از نوعی هستند که ایران در جنگ نفتکشها در اواخر دهه ۱۹۸۰، زمانی که ایران و عراق کشتیهای یکدیگر را هدف قرار میدادند، استفاده میکرد. اما برخی دیگر احتمالاً مینهای نفوذی در بستر دریا هستند که یافتن آنها دشوارتر است. این مینها در پاسخ به تأثیرات صوتی، مغناطیسی یا فشاری منفجر میشوند و دارای یک دستگاه زمانبندی و شمارنده کشتی هستند که امکان کنترل بیشتر بر انفجار آنها را فراهم میکند. پیش از جنگ، ایران همچنین ابزارهای متعددی برای پرتاب مینها داشت، از جمله زیردریاییهای کوچک و صدها کشتی کوچک دیگر که در امتداد سواحل جنوبی آن مستقر بودند.
به طور خاص، ایران میتوانست مینها را در کشتیهای کوچک و زیردریاییها در مکانهای مختلف در امتداد ساحل توزیع کرده باشد. این کشور سالها صرف ساخت شبکه قابل توجهی از تونلها و غارها کرده است که قادر به پنهان کردن و محافظت از این قایقها تا لحظه ورود آنها به آب است.
نیروی دریایی ایالات متحده هرگز پاکسازی مین را در اولویت قرار نداده است.
با وجود نظارت مداوم ایالات متحده، با توجه به سرعت، اندازه کوچک و تعداد زیاد این شناورها، این امکان وجود دارد که برخی از آنها بتوانند به تنگه برسند. حتی اگر هر شناور فقط دو تا چهار مین کار بگذارد، ایران صدها سکو از این نوع دارد؛ تصور اینکه ایران بتواند صدها مین را در طول چند روز یا چند هفته به طور مخفیانه کار بگذارد، دشوار نیست.
از نظر تاریخی، حتی تعداد نسبتاً کمی مین نیز اثرات بسیار بزرگی داشتهاند. برای مثال، در سال ۱۹۷۲، ایالات متحده با انداختن تنها ۳۶ مین، تمام رفت
و آمدها به بندر هایفونگ ویتنام شمالی را متوقف کرد. در سال ۱۹۹۱، عراقیها توانستند با کار گذاشتن تنها ۱۰۰۰ مین در سواحل کویت، حمله آبی-خاکی ایالات متحده را منصرف کنند – که دو مورد از آنها بعداً به کشتیهای جنگی ایالات متحده برخورد کردند اما غرق نشدند. و در سال ۱۹۵۰، کره شمالیها با کار گذاشتن تنها ۳۰۰۰ مین در مساحتی به وسعت ۵۰ مایل مربع، پیاده شدن ایالات متحده در وونسان را به تأخیر انداختند.
این وقایع نشان میدهد که حتی یک کمپین نسبتاً کوچک مینگذاری ایران میتواند مانع ورود تانکرها به تنگه شود، همانطور که تهدیدات موشکی و پهپادی ایران در طول هفته گذشته نشان داده است. بعید است که مینها واقعاً تانکرهایی را که شناور و محفظهدار هستند، غرق کنند. با این حال، تهدیدات علیه خدمه واقعی هستند و به نظر میرسد که در حال حاضر نقش عمدهای در مهار ترافیک در تنگه دارند – حتی بدون قرار دادن مین. ایران همچنین مسئولیت حمله به یک تانکر در آبهای عراق را بر عهده گرفته است که به نظر میرسد از یک شناور سطحی بدون سرنشین استفاده کرده است – اساساً یک قایق پهپادی که هم اوکراینیها و هم حوثیها از آن برای غرق کردن موفقیتآمیز کشتیها استفاده کردهاند. این نشان میدهد که ایران تا چه حد برای لحظه فعلی آماده شده است.
گزینههای محدود
ترامپ ادعا کرده است که ایالات متحده «بزرگترین توانایی مینروبی» را دارد. اما نیروی دریایی ایالات متحده هرگز پاکسازی مین را در اولویت قرار نداده است. همین پاییز گذشته، ایالات متحده آخرین کشتی مینروبی اختصاصی خود را از خلیج فارس خارج کرد. تنها چهار کشتی از این نوع در موجودی ایالات متحده باقی مانده است – و آنها در ژاپن مستقر هستند. مفهوم جدید ایالات متحده برای پاکسازی مین به کشتی جنگی ساحلی متکی است که در ترکیب با هلیکوپترها و وسایل نقلیه زیرآبی بدون سرنشین کار میکند. اما این مفهوم هرگز در جنگ آزمایش نشده است.
از نظر تاریخی، پاکسازی مینها کند بوده و تقریباً در زیر آتش غیرممکن است. در سال ۱۹۹۱، ۵۱ روز طول کشید تا ایالات متحده و متحدانش ۹۰۷ مین را از سواحل کویت پاکسازی کنند – و این پس از پایان جنگ خلیج فارس و با استفاده از نقشههای میدان مین ارائه شده توسط عراقیهای شکست خورده بود. اگر ایران تنگه را مینگذاری کند و جنگ بزرگتر ادامه یابد، ایالات متحده با تصمیم دشواری در مورد اعزام کشتیهای جنگی و هلیکوپترهای گرانقیمت به نزدیکی سواحل ایران برای پاکسازی مینها روبرو خواهد شد. ایالات متحده و اسرائیل قابلیتهای ایران را تضعیف کردهاند، اما کاملاً محتمل است که آنها همچنان بتوانند سکوهای مینروبی ایالات متحده را با موشکهای کروز ضد کشتی، پهپادها و حملات قایقهای کوچک تهدید کنند. در واقع، در دسترس قرار دادن این سکوها احتمالاً یکی از اهداف بزرگتر ایران خواهد بود.
فعالیت در خلیج فارس برای روزها یا هفتهها در یک زمان و تلاش برای انجام عملیات پاکسازی، شانس زیادی برای موفقیت به ایران میدهد. حداقل، تهدیدات ایران عملیات پاکسازی را کند میکند. این نیز به نفع ایران است: ایران معتقد است که زمان در این جنگ به نفع آن است و کشاندن ایالات متحده به یک کارزار طولانی مدت، اهرم فشاری برای ایران ایجاد خواهد کرد.
ایالات متحده که با وظیفه ناخوشایند تلاش برای دفاع از تنگه در بحبوحه یک جنگ مسلحانه روبرو است، ممکن است سعی کند به تشدید تنش ایران با تشدید تنش خود پاسخ دهد. اما این گزینهها نیز مشکلاتی را ایجاد میکنند. به عنوان مثال، ایالات متحده ممکن است تصمیم بگیرد که باید با اعزام تفنگداران دریایی یا نیروهای عملیات ویژه، سواحل ایران را کنترل کند – اما ورود نیروهای زمینی خطر تلفات و گرفتار شدن در باتلاق را افزایش میدهد. یا ایالات متحده میتواند برای پایان دادن به جنگ، بمباران خود را تشدید کند – اما ایالات متحده و اسرائیل ممکن است اهدافی را که بتوانند چنین فشاری را بر رژیم وارد کنند، از دست بدهند. در واقع، به همین دلیل است که ایران اکنون بسیار بیشتر از هر زمان دیگری مایل به بستن تنگه است.
خلاصه اینکه، اگر ایران به طور مؤثر تنگه را مینگذاری کند، تمام گزینههای واکنش ایالات متحده ناکارآمد خواهند بود. بنابراین، ایالات متحده باید در وهله اول به طور جدی بر جلوگیری از مینگذاری ایران و یافتن راهی برای خروج از جنگ بزرگتر تمرکز کند. اگر این کار را نکند، واشنگتن باید انتظار داشته باشد که آزار و اذیت مداوم ترافیک در تنگه، تنها یکی از چندین واکنشی باشد که ایران مدتهاست آماده کرده و اکنون به کار خواهد گرفت.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید