ایران تصاعد تنش را با عقلانیت دنبال میکند
🔸در روز نوزدهم جنگ رمضان، آمریکا و رژیم صهیونیستی به تاسیسات انرژی پارس جنوبی ایران حمله کردند. طبق اخبار چندین مخزن در فازهای مختلف این تاسیسات مورد حمله قرار گرفتند. هنوز گزارش دقیق از میزان آسیبها منتشر نشده است. این اقدام تشدید جنگ در لایه زیرساختها است. البته در روز هشتم جنگ نیز دشمن به مخازن نفتی تهران و کرج حمله کرد و ایران نیز در اقدامی متقابل تاسیساتی در بحرین و رژیم صهیونیستی را هدف قرار داد. همین باعث شد تا آمریکا از رژیم صهیونیستی بخواهد تا حمله به زیرساختهای انرژی را متوقف کند. اما اقدام اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی میدان جنگ زیرساختی را به شدت توسعه داد.
🔹ایران همانطور که قبلا هشدار داده بود، در صورت ورود دشمن به جنگ زیرساختها، به صورت متقابل عمل خواهد کرد و منافع دشمن در منطقه خلیج فارس و سرزمینهای اشغالی را هدف قرار خواهد داد. در مرتبه قبلی این کار را با قدرت و دقت انجام داد. الان نیز هشدارهایی برای تخلیه چندین تاسیسات نفتی و پالایشی در کشورهای منطقه صادر شده است.
🔸در نتیجه گسترش جنگ در لایه زیرساختی را شاهد خواهیم بود. زیرساختهای انرژی از نظر نظامی اهداف سادهای هستند اما از نظر اقتصادی، زیست محیطی و سیاسی بسیار سخت هستند. لذا تصمیم دشمن برای گسترش جنگ در این لایه را میتوان ناشی از ناتوانی در تحقق اهداف راهبردی خود در جنگ رمضان دانست و اینکه گذر زمان به نفع آنها نیست برای همین تصورشان این است که با افزایش فشار بر مردم ایران، میتوانند ایران را وادار به تسلیم کنند. همان ایدهای که از ابتدای جنگ دنبال کردهاند. البته دشمن در کنار توسعه جنگ زیرساختی، جنگ ترور را نیز جدی دنبال میکند که با همان هدف افزایش فشار برای تسلیم ایران صورت میگیرد.
🔹در جنگ زیرساختها برنده آن طرفی است که تابآوری بیشتری داشته باشد. یعنی توان بیشتری برای تحمل هزینههای ناشی از آسیبدیدن زیرساختها داشته باشد. همانطور که قبلا هم اشاره شد هم کشورهای حاشیه خلیج فارس و هم رژیم صهیونیستی تابآوری کمتری در لایه زیرساختها نسبت به ایران دارند. همچنین توسعه جنگ زیرساختها خصوصا در بخش نفت و گاز سبب افزایش ناآرامی در بازارهای جهانی و قیمت انرژی میشود که تحمل آن برای آمریکا و متحدانش سختتر است. آمریکا که نتوانسته آثار بسته شدن تنگه هرمز را مدیریت کند، آثار توسعه جنگ زیرساختی را نیز نمیتواند مدیریت کند.
🔸اینکه ایران چگونه باید پاسخ بدهد هم مساله مهمی است. برخی توصیه میکنند ایران با شدیدترین حالت ممکن پاسخ دهد تا بازدارندگی ایجاد کند. اما به نظر میرسد این ایده خام و از روی احساسات باشد. باید توجه داشت که جنگ رمضان برای تعیین نظم آینده منطقه غرب آسیا است و اساسا در این نوع جنگ بازدارندگی معنایش تغییر کرده است. در این نوع جنگ مهم آن است که کدام طرف قواعد حاکم بر نظم آینده را میتواند تعیین کند. ایران به خوبی درک کرده است که در صورتی به اهداف راهبردی خود در این جنگ دست پیدا خواهد کرد که بتواند جنگ طولانی مدت را بر دشمن تحمیل کند.
🔹جنگ طولانی مدت الزامات خودش را دارد و یکی از آنها تصاعد تنش به صورت منطقی است و نباید رفتار دیوانهوار که نشاندهنده در خطر بودن بقاء است، از خود نشان دهد. باید توجه داشت که ما قرار نیست در جنگ صرفا بقاء را حاصل کنیم، بلکه میخواهیم نظم آینده را شکل بدهیم و دیگران نیز این را باید ببینند. لذا تصاعد تنش در هر لایهای از جنگ باید از یک منطق عقلانی تبعیت کند و باید بر اصل راهبردی طولانی کردن جنگ منطبق باشد. ایران باید نشان دهد تابآوری بالا و آمادگی برای مدیریت جنگ طولانی مدت را دارد.
🔸در حال حاضر ایران علاوه بر پاسخ متناسب به حملات دشمن در حوزه زیرساختها، باید راههای فرار دشمن در جنگ را مسدود کند و تا زمان نابودی داراییهای راهبردی دشمن جنگ را ادامه دهد تا اطمینان کافی برای آنکه منابع تولید تهدید از میان برود. الان که شکست راهبردی دشمن محرز شده است، ایران باید با هدف پیروزی راهبردی جنگ را ادامه دهد و مهمترین عنصر زمان است* . این مهم نیازمند رفتارهای عقلانی و غیرهیجانی است. زمان به صورت تصاعدی به ضرر دشمن است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید