فهرست مطالب
پیشنهادات سیاسی و نظامی برای رسیدن به اهداف استراتژیک ایران در بسته بودن تنگه هرمز
1 پیشنهادات سیاسی و دیپلماتیک
- همسویی با قدرتهای مخالف غرب (چین و روسیه): در این شرایط بحرانی، ایران باید از اهرم انرژی به عنوان ابزاری برای تحکیم اتحاد استراتژیک با قدرتهای مخالف غرب، بهویژه چین و روسیه، بهره ببرد. با تضمین امنیت انرژی و ارائه اولویت در تأمین نیازهای نفتی این کشورها در برابر نوسانات شدید بازار، میتوان پایههای یک «ائتلاف انرژی شرقی» را پیریزی کرد که در آن پکن و مسکو در قبال دریافت تضمینهای عرضه پایدار، پشتیبانی سیاسی و نظامی خود را در مجامع بینالمللی از جمله شورای امنیت سازمان ملل افزایش دهند. این همسویی نه تنها مانع از شکلگیری اجماع جهانی علیه ایران میشود، بلکه با تبدیل بحران خلیج فارس به فرصتی برای تقویت نظم چندقطبی، به غرب این پیام را میدهد که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران با واکنش سخت قدرتهای بزرگ روبرو شده و منجر به انزوای کامل آمریکا و متحدانش در نظام اقتصادی جهانی خواهد شد.
- استفاده از کارت عبور مشروط برای شکستن ائتلاف دشمن: ایران میتواند با بهرهگیری از ابزار دیپلماسی هوشمند، به کشورهای غیرمتخاصم (بهویژه قدرتهای آسیایی و شرقی که متحد غرب نیستند) پیشنهاد دهد که در قبال دریافت امتیازات تجاری، سیاسی یا اقتصادی متقابل، اجازه عبور ایمن از تنگه هرمز را داشته باشند. این استراتژی که میتواند تحت عنوان «کریدور انرژی مشروط» پیادهسازی شود، عملاً ائتلاف نظامی غرب را تضعیف کرده و کشورهایی مانند چین، هند یا حتی برخی کشورهای اروپای مستقل را ترغیب میکند تا برای حفظ منافع اقتصادی خود، فشار سیاسی بر آمریکا و اسرائیل را افزایش دهند یا از حمایت آشکار آنها دست بردارند. این کار باعث میشود ایران در عین انزوای دشمنان، در سطح بینالملل منزوی نباشد و با فروش نفت به این کشورها، هم درآمد ارزی کسب کند و هم پایههای ائتلاف ضدایرانی را متزلزل سازد.
4. پیشنهادات نظامی و امنیتی
نگارنده با توجه به عدم تخصص در حوزه نظامی، در این بخش یک توصیه دارای جنبه اقتصادی دارد؛
- تداوم حمله به زیرساختهای انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس: برای اینکه فشار بر بازار انرژی از حالت تهدید بالقوه به واقعیتی دردناک برای غرب تبدیل شود، ایران باید حملات نظامی و سایبری خود را فراتر از تنگه هرمز گسترش داده و زیرساختهای حیاتی انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس را که به عنوان بازوی لجستیکی دشمن عمل میکنند، همچنان هدف قرار دهد. تمرکز بر انهدام یا اختلال در تأسیسات صادراتی نفت و گاز مایع (LNG) در قطر، شرق عربستان و امارات متحده عربی، کویت و بحرین علاوه بر اینکه حجم عظیمی از عرضه جهانی را حذف میکند، سیگنالی روشن به بازارهای جهانی میفرستد مبنی بر اینکه کل منطقه خلیج فارس دیگر یک منطقه امن برای سرمایهگذاری و تولید نیست. این استراتژی که میتواند شامل حملات موشکی دقیق به پالایشگاههای رأس تنوره، بندر فجیره و فرودگاههای نظامی یا حملات سایبری به سیستمهای کنترل اسکلهها باشد، هزینههای جنگ را برای متحدان غرب به شدت افزایش داده و آنها را وادار میکند تا منابع خود را صرف حفاظت از زیرساختهای داخلی کنند، که این امر به نوبه خود توان آنها برای حمایت از تجاوزات اسرائیل را به شدت تضعیف میکند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید