امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:07

دختر مبارز ایران

پردیس احمدیه و قابی که مایه فخرِ ملت و زجرِ خائنان شد؛ ایستادگی علیه دیکتاتوریِ فضیحت

باید از همین‌جا شروع کرد، از وسطِ میدان؛ از جایی که هنر نه در «پزهایِ کافه‌درویشی» و نه در «اشرافیتِ برجی»، که در پایِ کارِ مردم بودن معنا می‌یابد. پردیس احمدیه در این روزهایِ ابتلایِ ملت، نشان داد که سینمایِ ما هنوز می‌تواند نبضش برای این آب و خاک بزند. او قابی از «هنرِ متعهد» را به تصویر کشید که مایه فخرِ هر ایرانیِ باغیرت و مایه‌یِ زجرِ هر «وطن‌فروشِ» پناهنده شد. در روزگاری که عده‌ای از ترسِ چند «زامبیِ سایبری» یا برایِ خوش‌آمدِ اربابانِ فرنگی‌شان در لاکِ سکوت خزیده‌اند، او نترسید. از همان «لاک قرمز» معلوم بود که جوهرِ این بازیگری دارد ولی امروز جوهر شرافت هم در او دیده شد.
ایستادنِ او در کنارِ سرخ‌جامگانِ هلال‌احمر و آن حضورِ صمیمانه در لحظه‌یِ تحویلِ سال، نه یک نمایش، که یک «انتخابِ شجاعانه» بود؛ انتخابی که حتی به قیمتِ حمله‌یِ ناجوانمردانه به توانِ بازیگری‌اش تمام شد، اما کیست که نداند او امروز برنده‌یِ واقعیِ میدان است.
این ایستادگی درست در متنِ یک «جنگِ تحمیلیِ نو» معنا پیدا می‌کند؛ جنگی که در آن رژیمِ صهیونیستی و آمریکا، از همان روزِ اول، کمر به نابودیِ «هویتِ ملی» ما بسته‌اند. برایِ آن‌ها فرقی نمی‌کند که هدف، دخترکانِ معصومِ میناب باشند یا زیرساخت‌هایِ حیاتیِ عسلویه. دشمن با وقاحتِ تمام از تغییرِ نقشه‌یِ ایران حرف می‌زند و در چنین شرایطی، هر عقلِ سلیمی می‌فهمد که سکوت در برابرِ این هجمه، چیزی جز هم‌دستی با جلاد نیست. اما مصیبت اینجاست که بخشی از این به اصطلاح «سلبریتی‌ها»، روحشان را به «ویزایِ فرنگ» و «تأییدِ جشنواره‌هایِ غربی» فروخته‌اند. این‌ها همان «حمالانِ فرهنگیِ غرب» هستند که وقتی بمب رویِ سرِ بچه‌یِ ایرانی می‌بارد، یا لال‌مانی می‌گیرند یا با اقداماتِ منفی، جاده‌صاف‌کنِ دشمن می‌شوند.
آن طرفِ معرکه هم، یک مشت «حرام‌لقمه‌یِ سیاسی» در آخورِ بیگانه نشسته‌اند و با وقاحتِ تمام توییت می‌زنند که «باید خون داد و باید زیرساخت‌ها نابود شود تا ایران به صد سال پیش برگردد». این «مفت‌خورهایِ صادراتی» که در پناهِ دلارهایِ موساد و سیا، آرزویِ تجزیه و فلاکتِ این ملک را دارند، تصور می‌کنند با نابودیِ کشور، می‌توانند برگردند و بر ویرانه‌ها «مدیریت» کنند. این‌ها همان بی‌عرضه‌هایی هستند که در خارج از کشور هم هنری جز «فحاشی» و «تکه پراندن» ندارند و حالا می‌خواهند با خونِ جوانانِ ما، برای خودشان کلاهی از نمد بسازند.
اما حقیقتِ ملتِ ما، امثالِ پردیس احمدیه و پژمان جمشیدی هستند؛ کسانی که اعتبار و آبرویِ خود را خرجِ وطن کردند و در جبهه‌یِ دفاع از نامِ ایران ایستادند. این‌ها هستند که «سیمرغِ واقعیِ شرافت» را برده‌اند، نه آنانی که از ترسِ باطل شدنِ گرین‌کارتشان، دهان بسته‌اند. مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل گفتنِ این هنرمندان، نه یک شعار، که فریادِ شجاعانه‌یِ ملتی است که نمی‌خواهد زیرِ بارِ ذلت برود. تاریخ شهادت خواهد داد که در روزهایِ سخت، چه کسی در کنارِ مردم ایستاد و چه کسی آرزویِ مرگِ ایران را در سر داشت.

محمد علوی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم