کنترل عرضه یا کنترل تنگه؟
به اذعان اقتصاددانان بزرگ انرژی در دنیا مهمترین مساله در اقتصاد نفت “عرضه” است. در حقیقت مهمترین و کلیدیترین عنصر تحول در اقتصاد کلان جهانی و کشورها با اختلاف نسب به سایر عوامل “عرضه” نفت و انرژی است.
هیچ کتاب اقتصاد کلانی نیست که به این نکته اذعان نکرده باشد و تاریخ هم به خوبی شهادت میدهد که تغییرات بزرگ در اقتصاد کلان همواره همزمان و معلول کاهش/افزایش عرضه نفت بوده است.
و البته این تغییرات در اغلب موارد همزمان با جنگها و تحولات سیاسی بزرگ بوده.
از این منظر اگر ایران بخواهد از ابزار تنگه هرمز برای فشار بر دشمنان خود استفاده کند قطعا باید بر عرضه نفت تاثیر بگذارد وگرنه این ابزار را به معنای واقعی کلمه هدر داده است!
بهعبارت دیگر اگر تنگه هرمز کنترل شود اما بر عرضه نفت تاثیر نگذارد دنیای غرب با آن هیچ مشکلی ندارد و این اهرم را باید شکسته فرض کرد. تفاوت اساسی راهبرد انسداد (امر رهبر معظم انقلاب) با راهبرد کنترل دقیقا همین است.
همچنین دقت شود که تاثیر کاهش عرضه نفت بر قیمت، بسیار بیشتر از افزایش تقاضاست. زیرا نفت یک کالای بسیار با دوام است و میتوان آن را ذخیره کرد. اما نمیتوان نفت عرضه نشده فردا را امروز مصرف کرد!
بنابراین ایران نباید هدفش را #کنترل “تنگه هرمز” قرار دهد و به چشم یک عوارضی به آن بنگرد! آنچه اهمیت دارد #کنترل عرضه نفت است که امروز این شاهکلید در دست اوپک است و البته اوپک تحت کنترل کشورهای غربی و سلطهگر. خروج از اوپک هرچند دیر! اما اولین و مهمترین قدم برای پایان این سلطهگری غرب و نیز ایجاد نظم نفتی جدید در دنیاست.
نظم جدید نفتی
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید