حوادث رو گذشته و تست ورود آمریکاییها نشان از لزوم تجهیز پدافندی مردم
موشکهای ۳۵۸ و ۳۵۹ در سالهای اخیر در فضای تحلیلی و رسانهای بهعنوان بخشی از روند توسعه سامانههای موشکی سبک، چابک و کمهزینه مورد توجه قرار گرفتهاند؛ روندی که در بستر تحولات میدانی در مناطقی مانند عراق و یمن معنا و اهمیت بیشتری پیدا میکند. این دسته از تسلیحات بیش از آنکه بر پیچیدگی فناورانه یا برد بالا متکی باشند، بر ترکیبی از قابلیت حمل، آمادگی سریع و انعطاف در بهکارگیری تکیه دارند؛ ویژگیهایی که آنها را به ابزارهایی سازگار با محیطهای عملیاتی متغیر و کمساختار تبدیل میکند.
در چارچوب تحولات اخیر، افزایش استفاده از اهداف پروازی سبک و کمارتفاع بهویژه پهپادها و سوخت رسان ها و بالگرد ها باعث شده نیاز به ابزارهای واکنش سریع و کمهزینه بیش از گذشته احساس شود. در چنین فضایی، ۳۵۸ و ۳۵۹ را میتوان بخشی از یک پاسخ تطبیقی دانست که هدف آن نه ایجاد برتری مطلق، بلکه محدودسازی تدریجی و هدفمند توان عملیاتی طرف مقابل است. این محدودسازی از طریق افزایش ریسک، کاهش آزادی عمل و تحمیل عدم قطعیت در برنامهریزی مأموریتها صورت میگیرد.
از منظر اقتصادی عملیاتی، اهمیت این سامانهها در نسبت میان هزینه و اثرگذاری آنها نهفته است. در بسیاری از سناریوهای درگیری، استفاده از سامانههای پیچیده و پرهزینه برای مقابله با تهدیدات کوچک، کارآمد نیست؛ در حالی که ابزارهایی مانند ۳۵۸ و ۳۵۹ میتوانند با منابع محدود، اثری قابل قبول در میدان ایجاد کنند. این ویژگی بهویژه در محیطهایی مشکل پدافند پیشرفته و محدودیت منابع و فشار عملیاتی همزمان وجود دارد، برجستهتر میشود و به شکلگیری نوعی «بازدارندگی اقتصادی» کمک میکند.
در سطح راهبردی، یکی از کارکردهای مهم این سامانهها ایجاد ابهام عملیاتی برای طرف مقابل است. حتی احتمال حضور آنها در یک منطقه میتواند الگوی رفتار نیروهای هوایی را تغییر دهد، نیاز به شناسایی دقیقتر را افزایش دهد و حاشیه اطمینان عملیات را کاهش دهد. در محیطهای پیچیدهای مانند برخی مناطق عراق، این ابهام بهتنهایی میتواند بهعنوان یک عامل بازدارنده غیرمستقیم عمل کند و تصمیمگیری عملیاتی را تحت تأثیر قرار دهد مانند زدن سوخت رسان ها
۳۵۸ و ۳۵۹ را نمیتوان بهعنوان راهحلهای مستقل در نظر گرفت اما در ساختاری که این سامانهها نقش پر کردن خلأهای تاکتیکی را بر عهده دارند؛ به این معنا که در کنار ابزارهای پیشرفتهتر، به افزایش انعطافپذیری و تابآوری دفاعی کمک میکنند. این ترکیب، بهویژه در شرایطی که دسترسی به سامانههای پیچیده محدود است، امکان ایجاد یک دفاع کارآمدتر و در عین حال کمهزینهتر را فراهم میسازد.
در جمعبندی، موشکهای ۳۵۸ و ۳۵۹ را باید در چارچوب تحول جنگهای نامتقارن و نیاز به ابزارهای ساده اما مؤثر تحلیل کرد. اهمیت آنها نه در تغییر ناگهانی موازنه قوا، بلکه در اثرات تدریجی و تجمعیشان بر رفتار عملیاتی طرف مقابل است؛ اثراتی که از طریق افزایش هزینه، کاهش اطمینان و محدودسازی آزادی عمل شکل میگیرند و در بلندمدت میتوانند نقش قابل توجهی در شکلدهی به معادلات میدانی ایفا کنند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید