در یادداشت قبلی (فرامتن مقاله ظریف و آشنایی با نقش «مجمع عقلا») نوشتم که کارکرد اصلی «مجمع عقلا» ایجاد و گسترش تردید نسبت به اهداف مطرح شده از سوی ولی فقیه زمان است. در مقاله ظریف و بیانیه حسن روحانی و تعدادی دیگر از چهرههای جریان غربگرا که در روزهای اخیر منتشر شده است این را میتوان مشاهده کرد. در این یادداشت و یادداشتهای بعدی آن را تدقیق خواهیم کرد.
اهداف مطرح شده از سوی رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای برای جنگ تحمیلی سوم در اولین پیام ایشان تبیین شده است. مقایسه آنها با مواردی که اهالی مجمع عقلا مطرح کردند نشان میدهد که چقدر فاصله وجود دارد. فاصله داشتن البته عبارت دقیقی نیست بلکه باید گفت مخالف آنهاست. شاید مهمترین تفاوت در توقف یا ادامه جنگ در این لحظه باشد. مجمع عقلا معتقد است الان میشود و باید جنگ را پایان داد. آنها میگویند دستآوردهایی که تاکنون داشتیم باید تبدیل به برگ مذاکراتی با آمریکا بشود و با مذاکره و دیپلماسی اجازه ندهیم به زیرساختهای کشور آسیب وارد بشود و یا عملیات زمینی نظامی علیه ایران صورت گیرد. اما در بررسی پیام رهبر انقلاب و اهدافی که برای این جنگ مطرح کردند، مشخص میشود که اکنون زمان مناسبی برای آتشبس و صلح نیست چرا که اهداف ایران هنوز محقق نشده است و آتش بس در این لحظه به معنای پذیرش سایه تهدید و جنگ بر ایران است که اجازه رشد و پیشرفت را از ما خواهد گرفت و هزینههای پرداخت شده در این جنگ را بیمعنا میکند.
در اولین پیام رهبر انقلاب ایشان بر سه موضوع مهم در ارتباط با جنگ تحمیلی سوم تاکید کردند و سیاست جمهوری اسلامی ایران درباره این سه موضوع را صریح و شفاف تبیین کردند. موضوع تنگه هرمز، غرامت از دشمن و بحث حضور پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه.
درباره تنگه هرمز رهبر انقلاب خطاب به نیروهای مسلح چنین دستور دادند: «قطعاً همچنان از اهرم مسدود کردن تنگهی هرمز باید استفاده شود.» این جمله یعنی تنگه هرمز یک اهرم راهبردی برای ایران در جنگ تحمیلی سوم است و باید بدون مسامحه از آن برای رسیدن به اهداف جنگ استفاده کرد. پس تا زمانی که اهداف ایران در جنگ تحمیلی سوم محقق نشود، نباید این اهرم را رها کرد. همین راهبرد عملیاتی دشمن را تحت فشار قرار داده است و لذا دشمن به دنبال خارج کردن این اهرم از دست ایران است. لذا حفظ این اهرم تبدیل به یک هدف برای ما شده است. حتی میشود گفت که دشمن به دلیل ناکامیها در سایر اهداف خود، بازشدن تنگه هرمز را به عنوان اصلیترین هدف خود در جنگ میبیند. در روزهای اخیر عمده تهدیدات دشمن در رابطه با ضربه زدن به زیرساختهای ایران، برای رها کردن اهرم تنگه هرمز از سوی ایران است. اگر دشمن موفق نشود در طول جنگ تنگه هرمز را بازگشایی کند معنایش شکست در جنگ است. همچنین پذیرش این موضوع خواهد بود که بعد از جنگ، ایران این اهرم را برای شکلدهی به مناسبات مطلوب خود استفاده کند.
ظریف در مقاله خود اینگونه پیشنهاد میکند: «تهران باید پیشنهاد دهد که در ازای پایان دادن به همه تحریمها، محدودیتهایی بر برنامه هستهای خود اعمال کند و تنگه هرمز را بازگشایی کند» یعنی او اهرم تنگه هرمز و همچنین برنامه هستهای را امتیازی در برابر پایان دادن به همه تحریمها تلقی میکند. او به هیچ یک از اهداف ایران در جنگ اشاره نمیکند و تنها موضوع تحریم را مطرح میکند. عبارت «پایان دادن به همه تحریمها» عبارتی گنگ و بدون دقت است و البته هدف بسیار کاذب و توهمی برای جنگ است. مثلا در مذاکرات منتهی به برجام هم ظریف و روحانی مدعی «پایان دادن به همه تحریمها» بودند. اگر منظور همان باشد خیلی خندهدار است. یعنی علیرغم گذر زمان و برتری پیدا کردن ایران در میدان نظامی، همان امتیازی که در گذشته در برابر محدودیتهای هستهای ارایه شده بود را پیشنهاد میکند که این بار همراه با رها کردن اهرم تنگه، ایران بپذیرد. همچنین تجربه زیسته همه ایرانیان این است که رفع تحریم از سوی آمریکا صرفا یک توهم و شیرینی زودگذر است و آنچه که واقعیت ماندگار است، باقی ماندن تحریمها است. لذا نباید به هیچ وجه رفع تحریم را یک امتیاز و یک مطالبه تصور کرد که بابت آن امیتازهای واقعی و عینی مانند محدودیتهای هستهای و یا اهرم تنگه هرمز را به طرف مقابل ارایه داد.
مجمع عقلا از همان فریب قدیمی استفاده میکند. یعنی یک امر غیرواقعی و شکست خورده به عنوان «پایان همه تحریمها» را مطرح میکند و اینگونه تصویر میکند که این مفهوم به معنای پایان محدودیتهای اقتصادی ایران است و لذا ارزش دارد به عنوان یک هدف جنگ دنبال شود و برای همین واگذاری اهرم تنگه هرمز در برابر این امتیاز را توجیه میکنند.
رهبر انقلاب نیز در پیامشان درباره رفع تحریم صحبتی نکردند چرا که تجربه زیسته مردم ایران را در نظر داشتهاند و مشخص است که نباید یک امر غیرواقعی و موهوم به عنوان هدف در جنگ مطرح شود. ظرفیتها وفرصتهای اقتصادیی زیادی وجود دارد که بدون نیاز به رفع تحریم آمریکا، میتوان آثار سو تحریمها را از بین برد و تحریمها را خنثی کرد. راهکار در اقتصاد مقاومی است که اصل موضوع به داخل برمیگردد. تجربه این مهم را در دولت شهید رئیسی داشتیم. البته در صورت پیروزی ایران در جنگ تحمیلی سوم فرصتهای اقتصادی بسیار بیشتری پیشروی ما خواهد بود.
«مجمع عقلا» در برابر اوامر رهبر انقلاب- بخش اول تنگه هرمز
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید