تحریم دریایی با ناوهای آمریکایی
زمان پایان دادن به آتش بس یک طرفه
تاریخ دیپلماسی همواره گواه آن بوده است که در برابر قدرتهای سلطهجو، هر قدم عقبنشینی، نه دریچهای به سوی صلح، که دعوتی صریح برای پیشروی دشمن است. آنچه امروز در فضای سیاسی کشور شاهد آن هستیم، فراتر از یک سوءتفاهم دیپلماتیک، یک «خوش خیالی ساده انگارانه» است که امنیت ملی و اقتدار سرزمینی ایران را در معرض تهدیدی بیسابقه قرار داده است؛ سوءتفاهمی که با یک آتشبسی که یکطرفه آغاز شد و اکنون به لولههای توپ ناوهای آمریکایی در دهانه تنگه هرمز رسیده است.
اعلام آتشبس دو هفتهای میان ایران و آمریکا، که با پیام مجازی دونالد ترامپ و میانجیگری «شهباز شریف» رسمیت یافت، از همان ابتدا بوی یک تله استراتژیک میداد. ایران با خوشبینی مفرط، این توافق را «فراگیر» قلمداد کرد، اما دیری نپایید که از «جیدی ونس» تا سخنگویان کاخ سفید، با لحنی تحقیرآمیز اعلام کردند که نه تعهدی به امنیت لبنان دارند و نه حزبالله را بخشی از این معادله میدانند.
سوال اینجاست: وقتی رژیم صهیونیستی با وقاحت تمام، آتشبس را صرفاً ابزاری برای تمرکز آتش بر پیکر مجروح بیروت و جنوب لبنان میبیند، دستگاه دیپلماسی ما بر اساس کدام منطق، همچنان در انتظار نتیجه دادن آتشبس یکطرفه است؟ شهادت بیش از ۳۰۰ نفر در بیروت و حملات همزمان به بیش از ۱۰۰ نقطه ، پاسخی بود که صهیونیستها به «حسن نیت» ما دادند.
مهم ترین بخش این سناریو، بیتوجهی به شروط حاکمیتی ایران بود. رئیس مجلس شورای اسلامی به صراحت دو پیششرط «توقف حملات به لبنان» و «آزادسازی اموال بلوکه شده» را برای حضور در مذاکرات اسلامآباد مطرح کرد. اما در حالی که هیچیک از این شروط محقق نشد و حتی پالایشگاههای جزایر «لاوان» و «سیری» هدف حملات مستقیم قرار گرفتند، هیئت مذاکرهکننده ایرانی چمدانهای خود را برای سفر به پاکستان بست.
این اقدام، عملا در مسیر تضعیف راهبرد همیشگی ما و فرامین صریح مقام معظم رهبری مبنی بر «وحدت و یکپارچگی جبهه مقاومت» بود. حضور در میز مذاکره، آن هم زمانی که دشمن در حال بمباران مخازن نفتی ما و قتلعام متحدان ماست، تنها پیام ضعف و امکان بازی با مذاکرات را به اتاق جنگ واشنگتن و تلآویو مخابره کرد.
وقتی ناوهای آمریکایی با گستاخی به تنگه هرمز نزدیک شدند و به جای برخورد قاطع، تنها با یک «اخطار ساده» صحنه را ترک کردند، ماشین محاسباتی ترامپ به نتیجه نهایی رسید. سکوت در برابر نقض آتشبس و عدم اقدام متقابلِ همتراز، دشمن را به این خیال غلط رساند که دستان ایران بسته است.
نتیجه این عقبنشینیهای پیدرپی، اکنون در قالب اقدام نظامی به «محاصره دریایی بنادر ایران» تجلی یافته است. ترامپ با درک اشتباه از خویشتنداری ایران، اکنون به دنبال انسداد کامل شریانهای اقتصادی و ممانعت از ورود و خروج کالا و نفت است. این یعنی جنگ تمامعیار اقتصادی در پوشش یک آتشبس دروغین و یک طرفه است.
تا امروز برای هزارمین بار و در میانه جنگ مشخص شده که دشمنی که پیششرطهای شما را نپذیرفته، اموالتان را آزاد نکرده، متحدانتان را زیر آماج حملات خود قرار داده و حالا بنادرتان را با اقدام نظامی، محاصره میکند، زبان دیپلماسی نمیفهمد.
بررسی روند تحولات نشان میدهد که ایران هرچه سریعتر باید این «محاسبه غلط» را در ذهن دشمن درهم بشکند و با خروج فوری از توافقات یکطرفه و انجام یک اقدام نظامی قاطع، عاجل دشمن را تا پذیریش خواسته های ملت عقب بکشاند و او را از نقض تعهدات پشیمانکنند. زمان «آتش بس یک طرفه» به سر آمده؛ وقت آن است که واقعیت قدرت ایران، جایگزین تخیلات متوهمانه ترامپ و متحدانش شود.
اگر امروز در دهانه تنگه هرمز و در پاسخ به جنایات بیروت، سیلی محکمی به گوش متجاوز نواخته نشود، فردا باید هزینهای به مراتب سنگینتر در خیابانهای تهران بپردازیم.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید