گزارش ویژه از واکاوی مصاحبه «ماتیاس اسپکتور» و «کیشور محبوبانی» در فارن افرز
در حالی که جنگ و دفاع وجوی از وطن در فروردین 1405 همچنان درایران و غرب آسیا ادامه دارد، تحلیلگران بزرگ بینالمللی بر این باورند که این نبرد، صرفاً یک درگیری منطقهای نیست؛ بلکه نقطه عطفی است که تاریخ مدرن را به دو بخش «قبل» و «بعد» تقسیم کرده است. آخرین قسمت پادکست Foreign Affairs میزبان دو تن از نافذترین چهرههای فکری جنوب جهانی بود؛ ماتیاس اسپکتور، استاد روابط بینالملل از برزیل و کیشور محبوبانی، دیپلمات کهنهکار سنگاپوری. آنها در این گفتگو، تصویری واقعی از جهانی ترسیم میکنند که در آن «قدرت الهامبخش آمریکا» فروریخته و جای خود را به «رئالیسم عریان و بیاخلاق» داده است.
بحران انرژی؛ شریانی که بریده شد
گزارش با واقعیتی فیزیکی آغاز میشود: بنبست در تنگه هرمز. محبوبانی با اشاره به آمارها، یادآوری میکند که بیش از ۸۰ درصد انرژی آسیا از این آبراه عبور میکرد. اکنون با محاصره دریایی ایران توسط ایالات متحده، «امنیت انرژی» به خاطرهای در کتابهای تاریخ تبدیل شده است.
در آسیا: صفهای طولانی بنزین در تایلند و جیرهبندی برق در فیلیپین، خشم عمومی را علیه واشنگتن برانگیخته است. محبوبانی معتقد است که دولتهای آسیایی برخلاف تصور واشنگتن، این جنگ را نه یک ضرورت استراتژیک، بلکه یک «فاجعه خودخواسته» از سوی کاخ سفید میبینند.
در آمریکای لاتین: اسپکتور گزارش میدهد که تورم در برزیل و کلمبیا به مرز انفجار رسیده است. کمبود کودهای شیمیایی ناشی از اختلال در زنجیره تأمین ایران، امنیت غذایی قاره را تهدید میکند.
سقوط اخلاقی؛ وقتی آمریکا «نقاب» را از چهره کشید
یکی از تکاندهندهترین بخش تحلیل اسپکتور، مربوط به تغییر زبان دیپلماتیک آمریکا در دولت دوم ترامپ است. او معتقد است که آمریکا دیگر حتی «تظاهر» نمیکند که به دنبال حقوق بشر یا دموکراسی است.
الف) پایان عصر ریاکاری سازنده
اسپکتور تئوری جالبی را مطرح میکند: «ریاکاری» در نظم بینالملل، نوعی سوپاپ اطمینان بود. وقتی آمریکا شعار حقوق بشر میداد اما خلاف آن عمل میکرد، کشورهای ضعیفتر میتوانستند با استناد به همان شعارها، آمریکا را در مجامع بینالمللی تحت فشار قرار دهند. اما اکنون که ترامپ در بستر فضای مجازی خود صراحتاً ملتی را به «پاکسازی» یا «غبار هستهای» تهدید میکند، دیگر زبانی برای گفتگو باقی نمانده است.
ب) میراث غزه و تیر خلاص ایران
به گفته اسپکتور، فرسایش اخلاقی آمریکا که از بحران غزه شروع شده بود، در جنگ ایران به کمال رسید. او میگوید: «امروز در جنوب جهانی، هیچکس ادعای برتری اخلاقی غرب را باور نمیکند.» این موضوع باعث شده است که نهادهایی مثل دادگاه بینالمللی کیفری (ICC) با جسارت بیسابقهای علیه متحدان آمریکا (مانند اسرائیل) وارد عمل شوند؛ پدیدهای که تا دو سال پیش غیرقابل تصور بود.
گذار به «عدم تعهد » و چند-اتحادی (Multi-alignment)
مصاحبهشوندهها معتقدند جهانِ ۲۰۲۶ دیگر بین «شرق و غرب» تقسیم نشده است، بلکه به سمت یک «هندسه متغیر» حرکت کرده است.
مدل هند: اسپکتور به مقاله «تامی مادام» اشاره میکند که در آن هند به عنوان الگوی جدید معرفی شده است. کشوری که همزمان عضو ائتلافهای امنیتی با غرب است و هم بزرگترین خریدار انرژی از رقبای آمریکا.
گریز از مرکز: کشورهای میانی مانند برزیل، ترکیه، اندونزی و حتی آفریقای جنوبی، دیگر منتظر دستور واشنگتن نمیمانند. آنها به دنبال «استقلال ملی» هستند. این کشورها دریافتهاند که وابستگی بیش از حد به دلار و تکنولوژی آمریکایی، آنها را در برابر نوسانات سیاسی کاخ سفید آسیبپذیر میکند.
خطای محاسباتی؛ ایران ونزوئلا نیست!
یکی از کلیدیترین بخشهای گزارش، نقد تند اسپکتور به استراتژیستهای واشنگتن است. او فاش میکند که دولت ترامپ با این توهم وارد جنگ شد که میتواند سناریوی «تغییر رژیم سریع» ونزوئلا را در ایران تکرار کند.
ریشههای قدرت: اسپکتور استدلال میکند که رژیم ایران برخلاف دولت مادورو، دارای یک بدنه بوروکراتیک و نظامی بسیار پیچیدهتر و ریشهدارتر است.
شکست در بازدارندگی: واقعیت میدانی نشان میدهد که نه تنها رژیم فرو نپاشیده، بلکه با گذشت یک ماه از جنگ، ایران در بسیاری از جبهههای نامتقارن «دست بالا» را دارد. این موضوع، ابهت نظامی آمریکا را در چشم متحدان منطقهایاش (مانند کشورهای خلیج فارس) به شدت مخدوش کرده است.
چین؛ برنده خاموش نبرد
در حالی که آمریکا میلیاردها دلار در جنگ ایران هزینه میکند، چین در حال درو کردن نتایج اقتصادی است.
دیپلماسی زیرساخت: در آمریکای لاتین، چین جای خالی آمریکا را پر کرده است. از بنادر استراتژیک تا شبکههای 5G، همه به دست شرکتهای چینی افتاده است. اسپکتور میگوید: «سفارتخانههای آمریکا در بسیاری از پایتختها حتی سفیر ندارند، در حالی که دیپلماتهای چینی در حال حل مشکلات روزمره فرمانداران محلی هستند.»
جایگزینی تکنولوژیک: تحریمها و جنگ باعث شده است که حتی متحدان سنتی آمریکا به دنبال جایگزینهای شرقی برای سیستمهای مالی و ارتباطی خود باشند تا از «سلاحسازی دلار» در امان بمانند.
معمای هستهای؛ چرا بمبها جواب نمیدهند؟
خبرنگار از اسپکتور میپرسد: «آیا نمیتوان با بمباران سنگین، برنامه هستهای ایران را برای همیشه تمام کرد؟» پاسخ او قاطعانه است: خیر.
او توضیح میدهد که دانش هستهای در ایران «بومیسازی» شده است. شما نمیتوانید دانش را در ذهن هزاران دانشمند بمباران کنید. علاوه بر این، پیشرفتهای تکنولوژیک ایران در سالهای اخیر (ساخت سانتریفیوژهای پیشرفته در کارگاههای کوچک) باعث شده که این برنامه دیگر به سایتهای بزرگ و آسیبپذیر وابسته نباشد. از این رو، گزینه نظامی عملاً به یک بنبست تبدیل شده که فقط رادیکالیسم را در تهران تقویت کرده است.
دیدگاه محبوبانی: «بالکانِ آسیا» در آستانه انفجار
کیشور محبوبانی با نگاهی نگران به جنوب شرق آسیا، هشدار میدهد که این منطقه (شامل ۷۰۰ میلیون نفر با تنوع مذهبی عظیم) برای دههها بر پایه صلح و تجارت رشد کرده است. او میگوید: «شهرهایی مثل دبی، سنگاپور و ابوظبی که مدل موفقی از توسعه بودند، اکنون تحت تأثیر این جنگ با بحران موجودیت روبرو هستند.» اگر صلح در خاورمیانه بازنگردد، مدل «توسعه آسیایی» با خطر فروپاشی روبرو خواهد شد.
نتیجهگیری: جهانی بدون پلیس، جهانی بدون قطبنما
در پایان این مصاحبه ، یک نتیجهگیری حاصل میشود: جنگ ایران، میخ آخر بر تابوت نظم بینالمللی لیبرال بود.
ماتیاس اسپکتور و کیشور محبوبانی هر دو بر این باورند که:
۱. آمریکا دیگر قادر به تأمین «کالاهای عمومی جهانی» (مانند امنیت انرژی و ثبات مالی) نیست.
۲. قدرت از «دولتها» به سمت «شرکتهای بزرگ تکنولوژیک» و «بازیگران غیردولتی» منتقل شده است.
۳. جهان پساآمریکایی، جهانی است که در آن همکاریهای نهادینهشده جای خود را به «ائتلافهای لحظهای و منفعتطلبانه» داده است.
سخن نهایی:
این مصاحبه نشان میدهد که واشنگتن با حمله به ایران، نه تنها به اهداف خود نرسید، بلکه ناخواسته به فرآیند انتقال قدرت به شرق شتاب بخشید. جهانی که امروز در ۱۶ آوریل ۲۰۲۶ در آن ایستادهایم، جهانی است که در آن «زور» تنها زبان باقیمانده است؛ جهانی که در آن پلیس پیر، خانهنشین شده و همسایگان در حال مسلح کردن خود هستند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید