تحلیلی بر شکست استراتژیک آمریکا و رژیم صهیونیستی و تثبیت قدرت جبهه مقاومت
در تاریخ تحولات سیاسی، لحظاتی وجود دارند که بازیگران برای تغییر مسیر تاریخ، دست به قمار بزرگ میزنند. رژیم صهیونیستی با ترور بزدلانه سید حسن نصرالله، تلاش کرد تا آنچه را که «نظم جدید» (New Order) مینامید، بر منطقه تحمیل کند. بنیامین نتانیاهو با تکیه بر بمبهای سنگرشکن، به دنبال آن بود تا جغرافیای سیاسی خاورمیانه را از نو ترسیم کند؛ اما واقعیتهای میدانی در فروردین 1405 نشان میدهد که این «نظم نوین»، سرابی بیش نبوده و معماران اصلی نظم آینده، ایران و جبهه مقاومت هستند.
شکست دکترین «تحول از طریق مداخله»
مارک لینچ، استاد برجسته علوم سیاسی دانشگاه جورج واشنگتن، به درستی اشاره میکند که ناامیدی امروز در تلآویو، فراتر از شخص نتانیاهو است. این ناامیدی حاصل شکست یک استراتژی بلندپروازانه است که گمان میکرد با «مداخله نظامی » میتواند به اهدافی چون نابودی حماس، خلع سلاح حزبالله و فروپاشی نظام ایران دست یابد. اما این جنگ، حقیقتی را آشکار کرد؛ بروز اختلاف عمیق میان اروپاییها و آمریکاییها. در حالی که واشنگتن کورکورانه از جنایات رژیم صهیونیستی حمایت میکند، پایتختهای اروپایی به دلیل ترس از فروپاشی امنیت انرژی و تبعات اقتصادی جنگ، برای همراهی و دنباله روی از سیاست های آمریکا دچار تردید و تامل کرده است. این شکاف، نشاندهنده لرزان بودن پایههای ائتلاف غرب در برابر صلابت جبهه حق است.
آمریکا و رژیم صهیونیستی با وجود زیر پا گذاشتن تمامی هنجارهای بینالمللی و توسل به خشونت بیسابقه، در هر سه جبهه با بنبست مواجه شده است. ادعاهای نتانیاهو مبنی بر موفقیت تاریخی، در واقع اعتراف به شکست دکترین بازدارندگی است. ترور فرماندهان نه تنها جبهه مقاومت را متلاشی نکرد، بلکه آن را به یک قدرت و نظامی پیچیدهتر تبدیل کرد که ریشه در لایههای عمیق اجتماعی و اعتقادی منطقه دارد.
سقوط اخلاقی و فروپاشی الهامبخشی آمریکا
جنگهای دو سال اخیر، به ویژه تقابل مستقیم با ایران، نقاب را از چهره نظم لیبرال تحت رهبری آمریکا کشید. همانطور که ماتیاس اسپکتور و کیشور محبوبانی تحلیل کردهاند، جهان امروز شاهد «رئالیسم عریان و بیاخلاق» واشنگتن است. تهدیدهای صریح به «پاکسازی هستهای» در فضای مجازی توسط سران آمریکا، آخرین بقایای اعتبار اخلاقی غرب را از بین برد.
این سقوط اخلاقی، راه را برای جسارت نهادهایی مانند دادگاه بینالمللی کیفری (ICC) گشود تا علیه متحدان آمریکا وارد عمل شوند؛ پدیدهای که تا پیش از این غیرقابل تصور بود. امروز در «جنوب جهانی»، از هند و برزیل تا آفریقای جنوبی، هیچکس دیگر ادعای برتری اخلاقی غرب را باور نمیکند. این یعنی نظم آینده، نظمی نخواهد بود که از سوی واشنگتن یا تلآویو دیکته شود.
ایران؛ بازیگر مسلط در هندسه متغیر جهانی و تنگه هرمز؛ نماد تسلط و قدرت برتر ایران
واقعیت این است که در سال ۲۰۲۶، ایران دیگر آن کشوری نیست که تحت فشار تحریمها منزوی شود. برخلاف تصور استراتژیستهای کاخ سفید که ایران را با ونزوئلا مقایسه میکردند، جمهوری اسلامی نشان داد که دارای قدرت ریشهدار و بومی است. در حالی که آمریکا میلیاردها دلار در جنگهای فرسایشی هزینه میکند، ایران توانسته است در جبهههای نامتقارن، «دست بالا» را حفظ کند.
شکست در بازدارندگی هستهای و نظامی علیه ایران، ابهت آمریکا را در چشم متحدان منطقهایاش مخدوش کرده است. بومیسازی دانش هستهای و تکنولوژیهای پهپادی و موشکی باعث شده که گزینه نظامی عملاً به یک بنبست تبدیل شود. این قدرت سخت، در کنار دیپلماسی هوشمندانه، ایران را به قطب اصلی «نظم نوین» تبدیل کرده است.
واقعیت غیرقابل انکار در هندسه قدرت فعلی، تسلط مطلق ایران بر شاهرگهای حیاتی جهان است. مدیریت هوشمندانه و مقتدرانه ایران بر تنگه هرمز، به عنوان استراتژیکترین آبراه انرژی جهان، قدرت برتر جمهوری اسلامی را به رخ جهانیان کشیده است. امروز دنیا درک کرده است که امنیت تجارت جهانی و جریان انرژی، مرهون اراده و اقتدار ایران است. ایران نه تنها در زمین، بلکه در دریا نیز ابهت پوشالی هژمونی غرب را در هم شکسته و ثابت کرده است که هیچ معادلهای در منطقه بدون تأیید تهران به سرانجام نمیرسد.
بحران انرژی و گذار به نظم شرقی
محاصره دریایی و تنش در تنگه هرمز، امنیت انرژی جهان را به چالش کشیده است. با عبور بیش از ۸۰ درصد انرژی آسیا از این آبراه، کشورهای آسیایی اکنون این جنگ را نه یک ضرورت، بلکه یک «فاجعه خودخواسته» از سوی آمریکا میبینند. خشم عمومی در تایلند، فیلیپین و آمریکای لاتین نسبت به سیاستهای واشنگتن، فضا را برای پیشروی اقتصادی چین و روسیه مهیا کرده است.
هدایت الهی و رهنمودهای مقام معظم رهبری
در این بزنگاه حساس تاریخی که نظم جهانی در حال تغییر بنیادین است، ایران اسلامی تحت فرمايشات و رهنمودهای حکیمانه رهبر معظم انقلاب، مسیر پیروزی را با درایتی کمنظیر طی میکند. ایشان با تبیین دقیق افقهای پیش رو، مسیر ایستادگی و پیشرفت را مشخص کردهاند. انطباق دقیق ارکان نظام و جبهه مقاومت با این راهبردها، باعث شده است که ایران در اوج قدرت و در آستانه ورود به نظم جدید، از تمامی بحرانها با سربلندی عبور کند. همانطور که در مدیریت تنگه هرمز و تقابل با تهدیدات دیدیم، این نگاه بلند رهبری است که ایران را به ستون ثبات تبدیل کرده است.
نتیجهگیری: طلوع نظم مقاومت
آنچه رژیم صهیونیستی «نظم جدید» نامید، در واقع آخرین دستوپا زدنهای نظم لیبرال دوکراسی در حال غرق شدن است. نظم واقعی آینده، بر پایه واقعیتهای میدانی در غزه، جنوب لبنان و تهران در حال شکلگیری است. در این نظم جدید، این فرزندان مقاومت هستند که قواعد بازی را تعیین میکنند، نه ژنرالهای پنتاگون.
با تثبیت قدرت برتر ایران و شکست استراتژیک غرب، جهان پساآمریکایی ۲۰۲۶ آغاز شده است. اکنون همه باید بدانند که در داخل و خارج، سعادت و پیروزی در گرو حرکت در مسیری است که رهبری انقلاب ترسیم نمودهاند. ائتلافهای جدید جهانی در حال شکل گیری است که جایگزین دستورات واشنگتن شدهاند و ایران به عنوان قطب جدید قدرت، تعریفکننده این هندسه متغیر است. آمریکا به حاشیه رانده شده و نظم جدید، با جوهر مقاومت و خون پاک شهیدان نوشته میشود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید