در تاریخ شیعه جنگ صفین از نقاط عطف بوده و همیشه به تلخی از آن یاد میشود. جنگی که اگر به گونه دیگری رقم میخورد مسیر تاریخ تغییر میکرد. در جنگ صفین وقتی که لشگر امام علی علیه السلام به نزدیکی خیمه معاویه رسیده بود و شکست لشگر معاویه و پیروزی امام علی (ع) محرز بود، دشمن از آخرین تیر خودش یعنی خدعه و نیرنگ استفاده کرد و توانست با ایجاد تردید در سپاهیان امام علی (ع)، در صفوف سپاهیان شکاف ایجاد کند و در نهایت باقی اتفاقات.
در آن موقعیت با اینکه از نظر میدان سپاه امام علی (ع) برتری داشت و میتوانست اهداف خود را محقق کند و سپاه معاویه را شکست دهد، اما تردید در سپاهیان سبب شد که این پیروزی رقم نخورد. خدعه دشمن در این زمینه کارساز افتاد. زمینه آن نیز تحلیلهای غلط و خستگی از جنگ در سپاه امام بود. هرچه امام علی (ع) بر ضرورت ادامه جنگ تاکید داشتند و تلاش کردند خدعه دشمن را تبیین کنند، سپاهیان نپذیرفتند و لذا وحدت حول امام و فرمان او شکل نگرفت.
این موقعیت قابل تکرار است خصوصاً زمانی که سپاه حق در مصاف با سپاه باطل در موقعیت برتر هم قرار گرفته باشد. این موقعیت دشمن به خدعه و فریب روی میآورد و اگر تحلیل غلط و خستگی در این طرف باشد، فرمان امام شنیده نشود و تبعیت نشود، میتواند همان نتیجه تلخ تکرار شود.
ما نیز در جنگ تحمیلی سوم در چنین موقعیتی قرار داریم یعنی دست برتر در میدان داریم که همه تحلیلگران داخلی و خارجی بر آن صحه گذاشتهاند و مشخص است که میتوانیم اهداف مشخص شده از سوی رهبرمان را محقق کنیم. اهداف سه گانهای که در پیام اربعین شهدای جنگ ایشان تصریح کردند. شامل رها نکردن متجاوزین (آمریکا، رژیم صهیونیستی و کشورهای متحد آنها)، دریافت غرامت کامل تمام صدمات آنها و مدیریت جدید در تنگه هرمز. همچنین مترصد تحقق انتقام خون شهیدان خصوصاً امام شهیدمان هم مورد تاکید ایشان بوده است.
اما برخی جریانها در حال ایجاد تردید در میان جامعه هستند. حتماً این تردید افکنیها به نفع دشمن است و با سیاست خدعه و نیرنگ او هماهنگ است. مهمترین تردید را اینگونه مطرح میکنند که آیا اهداف بیان شده از سوی رهبر انقلاب شدنی است؟ آیا ما توان کافی و تابآوری لازم برای تحقق آنها را داریم؟ وعدههای غیرواقعی به مردم ندهیم واقعیات را بگوییم. بعد نتیجه میگیرند که نداریم و لذا باید اهداف را کوتاه کنیم. یعنی صرف اینکه به یک آتش بس و صلحی با آمریکا از مسیر مذاکره برسیم یک دستاورد و پیروزی برای ماست.
معنای این حرف این است که مثلا رها نکردن متجاوزین که یک وجه آن پایان حضور نظامی آمریکا و تعطیلی پایگاههایش در منطقه خلیج فارس است، هدف شدنی نیست و باید آن را رها کرد و همینکه آمریکا در مذاکره بپذیرد به ما حمله نکند، برای ما پیروزی است. یا دریافت غرامت را نباید جدی دنبال کنیم چرا که آمریکا به کسی غرامت نمیدهد و ما همینکه پولهای بلوکهمان آزاد شود یک پیروزی است. تنگه هرمز را هم به حالت قبل برگردانیم چرا که دنیا نمیپذیرد چنین کاری بشود. به جایش همینکه قرار است بخشی از تحریمها برداشته شود، امتیاز بزرگ و پیروزی است.
باطل السحر خدعه دشمن و تکرار نشدن نتیجه جنگ صفین در تبعیت از اوامر ولی زمان است. رهبر انقلاب آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای در پیام خود به دقت تبیین کردهاند که سه مولفه خون پاک شهدای این جنگ، حضور مجاهدانه مردم در میادین و جانفشانی نیروهای مسلح باعث شده است «طلیعه برآمدن جمهوری اسلامی بهعنوان یک قدرت بزرگ و قرار گرفتن استکبار در سراشیبی ضعف» رقم بخورد. این مولفهها میتوانند اهداف سهگانه مذکور را محقق کند. در این میان تکیه به مولفههای کاذبی چون مذاکره و دیپلماسی بخشی از خطای تحلیل میتواند باشد که باید مراقب آن بود.
موقعیت: «پشت خیمه معاویه»
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید