چرا امثال غنی نژاد، پیروزی ملت در جنگ را نمیبینند؟
لیبرالهای ایرانی نظیر موسی غنینژاد که معتقدند مذاکره کنندهگان نباید از موضع «حق مسلم» مذاکره کنند، نمیبینند که آمریکا اعمال غیرقانونیاش را با استفاده از زور برای خود تبدیل به «حق مسلم» کرده. آمریکا چرا بدون مجوز سازمان ملل این حق را برای خود قائل است که به عراق و لیبی و ایران حمله کند و رئیس جمهور ونزوئلا را بدزدد، آن هم درحالی که قواعد سازمان ملل را خودش وضع کرده و در آن سازوکار برای خود حق وتو نیز قائل شده؟
چون در یک نظام غیررسمی آن را حق مسلم خود میداند و حاضر نیست از آن عدول کند.
جایگزینی «پیگیری منافع ملی» به جای «پیگیری حق مسلم» تبعاتی دارد که ما هماینک داریم در آن موقعیت زندگی میکنیم و آن جنگ غیرقانونی آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان است. ما در برجام پذیرفتیم که از «حق مسلم» خود عدول کنیم و آمریکا توانست این را به یک قاعده تبدیل کند که در روابط ایران و آمریکا، «حق مسلم» را آمریکا معین میکند. ما در برجام از «حق مسلم» خود به «پیگیری منافع ملی» عدول کردیم و این عدول، قاعده جدیدی را بنیان نهاد و آن اینکه اگر آمریکا «حق» دارد با فشار ما را از هستهای محروم کند و ما باید در جهت «پیگیری منافع ملی» از حقمان عدول کنیم، بنابراین آمریکا «حق» دارد در مسئله موشکی و منطقه ای و بعدها فضایی و در نهایت خاکمان هم به ما فشار بیاورد و ما در راستای «پیگیری منافع ملی»مان باید از همه آنها عدول کنیم. آمریکا وقتی میبیند شما براساس مفهوم موهومی تحت عنوان منافع ملی از حقوقتان عدول میکنید، با همان الگو در سایر بخشها هم به شما فشار میآورد تا براساس همان منافع ملی موهوم تسلیم شوید. برای مثال اگر شما به بهانه «منافع ملی»تان، از حق مسلم هستهای خود عدول میکنید، چرا آمریکا همین الگو را در موشکی و منطقهای تکرار نکند و با فشار و تحریم و تهدید در پی جایگزینی حق مسلم با منافع ملیتان نباشد؟
اما اگر شما از «حق مسلم»تان دفاع کنید، آنگاه «منافع ملی» و «حق مسلم» شما با هم پیوند میخورد و هیچکس نمیتواند آنرا از شما بستاند. تجربه عینی پیوند خوردن «حق مسلم» و «منافع ملی» تجربه دفاع ایران از خاک خود در جنگ هشت ساله با عراق است که ایران براساس حقش از خود دفاع کرد و دشمن را از خاک خود بیرون کرد و بنابراین با ایستادگی حداکثری بر سر حق مسلم خود، منافع ملیاش را نیز به صورت حداکثری محقق کرد. درحالی که اگر میخواستیم به جای سیاست «دفاع از حق مسلم»، سیاست «پیگیری منافع ملی» را برگزینیم، باید خوزستان را تقدیم صدام میکردیم، بلکه صدام از باقی خاکمان چشمپوشی کند که نمیکرد و جلوتر میآمد، کمااینکه آمریکا پس از گذشتن ایران از حق مسلم خود جلوتر آمد و خواستار نابودی موشکی و منطقهای و فضاییمان شد.
البته که همه این مناسبات از دل منطق لیبرال شکل میگیرد. منطقی که در آن پیشاپیش «حق» با طرف قدرتمند است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید