بسیاری از ناظران از رفتار متناقض ترامپ متحیر شدهاند. او یک لحظه از بمباران ایران سخن میگوید، لحظهای دیگر ایرانیان را بازنده میخواند و ساعتی بعد نوید یک توافق فوقالعاده را میدهد. اما این رفتارهای ظاهرا آشفته در چارچوب یک نقشه کلان است. ترامپ و تیمش، نقشهای کلان برای ایجاد یک «نظم جدید» در جهان و بهطور خاص در منطقه غرب آسیا طراحی کردهاند. برای درک این نقشه، باید آن را در بستر افول قدرت آمریکا دید.
آمریکاییها خود اذعان دارند که جایگاهشان افول کرده است. نظم پیشین که مبتنی بر سلطه بیچونوچرای واشنگتن بود، کارآمدی خود را از دست داده است. بنابراین، نقشه ترامپ ایجاد «نظم جدید» بر پایه نظم قدیم است؛ بازتعریفی که در آن آمریکا با خیالی آسوده، حضورش را در غرب آسیا کاهش دهد و در عوض، رژیم صهیونیستی را به عنوان هژمون منطقهای جایگزین کند. معامله قرن، پیمانهای ابراهیم، ترور سردار سلیمانی و پروژه مهار ایران، همه اجزای همین پازل بزرگ بودند.
اما این نقشه با چالش جدی مواجه شد. طوفانالاقصی معادلات را بر هم زد و مقاومت فلسطین، بازی آمریکا را مختل کرد. در واکنش، غرب با تمام توان، از جنگافزار گرفته تا حمایت روشنفکرانی مانند هابرماس، پشت سر رژیم صهیونیستی صفآرایی کرد. جنگ ۱۲ روزه و سپس جنگ تحمیلی سوم علیه ایران، ادامه همین مسیر برای پیاده کردن نقشه کلان مذکور است. در هر دو جنگ شاهد هستید که ترامپ از «تسلیم بیقید و شرط» ایران صحبت کرد؛ چرا که ایران و اندیشه مقاومت اصلیترین مانع اجرای نقشه کلان آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
اما ایران موفق شد در این دو آزمون بزرگ، اهداف دشمن را ناکام بگذارد. امروز، حتی روزنامهنگاران و ژنرالهای بازنشسته آمریکایی از ایران به عنوان «قدرت چهارم جهان» یاد میکنند. کشوری که در برابر ابرقدرت نظامی آمریکا و رژیم مجهز صهیونیستی و متحدان منطقهایاش ایستاده است. این واقعیت جدید، ترامپ را به اجرای «پلن B» واداشته است.
پلن B چیزی جز تلاش برای حفظ «نظم قدیم» نیست. آمریکا که نتوانسته نظم جدید مورد نظر خود را تحمیل کند، اکنون میکوشد حداقل وضع موجود را حفظ کند. به همین دلیل است که آمریکا به دنبال نمایش مذاکره است. والاستریت ژورنال در گزارشی از لفاظیها و بلوفهای ترامپ پرده برداشته و تأکید میکند که هدف اصلی او وادار کردن ایران به آمدن میز مذاکره بوده است.
چرا آمریکا چنین اصرار بر مذاکره دارد؟ زیرا قاب مذاکره، تصویری از نظم قدیم را بازتولید میکند. اگر صلح یا آتشبسی در منطقه شکل بگیرد و نام آمریکا در کنار آن باشد، یعنی آمریکا هنوز شریک و معمار اصلی امنیت منطقه است. این همان حفظ نظم قدیم است و جلوگیری از نابودی آن که ایران به دنبال آن است. آمریکا پس از این مرحله با برنامهریزی مجدد به ایران حمله خواهد کرد.
ترامپ تلاش میکند تا با مذاکره نظم قدیم را حفظ کند، زمان بخرد، از آسیب بیشتر جلوگیری کند و با تجدید قوا، دوباره برای تحقق نظم جدید اقدام نماید. غرب آسیا به دلیل ژئوپلیتیک و منابع حیاتیاش، قلب جهان است و هیچکس از آن چشم نمیپوشد. اگر اکنون جنگ تحمیلی به نتیجه مطلوب مد نظر ما نرسد و متوقف شود، معنای آن این است که در آیندهای نزدیک، باید منتظر جنگی دوباره برای تعیین تکلیف نهایی این پرونده باشیم. درس تاریخ این است: تا زمانی که نظم سلطهگرایانه در منطقه ریشهکن نشود، صلح واقعی و امنیت پایدار برقرار نخواهد شد.
چرا ترامپ مذاکره میخواهد؟
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید