امروز: 1405/04/25 ساعت : 03:07

هنر حماسه و غیرت

نگاهی به دو اثر«سرو سپید سرخ» و «اهل ایران»

در آوردگاه جنگ تحمیلی سوم، آنجا که عیار تعهد و دردآگاهی هنرمندان در بوته‌ی آزمونِ تاریخ قرار می‌گیرد، دوربین‌ها و قلم‌ها رسالتی فراتر از سرگرمی‌سازیِ صرف می‌یابند. در همین روزهای پرالتهاب، شاهد جوششِ غیرت‌مندانه اهالی سینما و هنر هستیم که نشان دادند در میانه معرکه‌، عافیت‌طلبی پیشه نمی‌کنند و برای مامِ میهن، آستینِ همت بالا می‌زنند. تبلور این ادای دینِ هنرمندانه را این روزها در دو مجموعه اپیزودیک شاهد هستیم؛ یکی «سرو سپید و سرخ» که تاکنون ۱۳ قسمت از آن روی آنتن رسانه ملی رفته و دیگری «اهل ایران» که با پخش حدود ۶ قسمت در پلتفرم‌های خصوصی، جای خود را در میان مخاطبان باز کرده است. نفسِ این اقدامِ واکنش‌سریع از سوی سازمان‌هایی چون اوج و همراهیِ همدلانه اهالی هنر، یک اتفاق مبارک و یک «رزمایشِ همبستگی» تمام‌عیار در جبهه فرهنگی انقلاب و ایران است. اینکه کارگردانانِ دغدغه‌مند و کاربلدی چون دانش اقباشاوی، مهدی شاه‌محمدی، امیرعباس ربیعی، محمود کریمی، کشاورز و دیگر سینماگرانِ متعهد، این‌چنین سریع به خط شده‌اند تا روایتگرِ صادقِ روزهای مقاومت باشند، امتیازی است که در تاریخ هنر این مرز و بوم ثبت خواهد شد.
دوربین در این آثار به دلِ زندگیِ واقعی مردم در ایام جنگ می‌رود. دست گذاشتن روی سوژه‌هایی ناب و مردمی همچون بیمارستان گاندی، ماجرای پرچم، مرکزِ تماس‌هایی که در دلِ بحران به مردم مشاوره و آرامش می‌دادند، دلاوری‌های پرستارانِ لر و فداکاری‌های بازرسان هلال احمر، نشان از یک «مردم‌نگاریِ» اصیلِ جنگ دارد. اپیزودهایی که هویت‌شان با این ایام گره خورده است؛همچون «مرزبان»، «شکار اجدادی»، «تماس» یا آن روایتِ پرکششِ نیمه‌جاسوسی از عکاسان جنگ در «سرو سپید و سرخ»، و اپیزودِ «بیرق» با محوریت پرچم در مجموعه «اهل ایران»، همگی نمونه‌های از درامِ متعهد و برآمده از بطنِ واقعه هستند. در این آثار، جنگ نه یک پس‌زمینه تزئینی، که تار و پودِ قصه را می‌سازد.
با این‌همه، در مسیر این تولیدِ جهادی، لغزش‌ها و آسیب‌هایی نیز به چشم می‌خورد که عموماً از جنسِ «الصاقِ نچسبِ موضوعِ جنگ» به درام‌های بی‌ارتباط است. در برخی قسمت‌ها مانند «رستگاری در گاندی» یا قسمت چهارمِ مجموعه «اهل ایران» (پیمان ویژه)، مخاطب با قصه‌ای مواجه است که ذاتاً نسبتی با دفاع و جنگ ندارد. وقتی روایتِ اصلی، حولِ سرقت ماشینِ خادم حرم حضرت رضا (ع) می‌چرخد و تنها در ۴ یا ۵ دقیقه پایانی، چند زائرِ مجروحِ جنگی به صورت باسمه‌ای به قصه سنجاق می‌شوند، مشخص است که با حذف این سکانس‌ها، هیچ خَللی در پیکره‌ی داستان وارد نمی‌شود. این آسیب در اپیزودی مثل «من و شادی» در مجموعه سرو سپید و سرخ نیز تکرار شده است؛ جایی که یک تماسِ تلفنیِ تحمیلی، قرار است بارِ ارتباط دادنِ یک قصه کاملاً بی‌ربط به جنگ را به دوش بکشد. از سوی دیگر، در قسمت‌هایی شاهد نگاه‌های زاویه‌دار، عجیب و یا شعارزدگی در پرداختِ محتوا هستیم. برای مثال، اپیزودِ مربوط به زنِ باردار و خانواده عراقی (قسمت دوم سرو سپید و سرخ)، با وجود آنکه لبریز از دغدغه‌های مقدس است و با بغض به شهادت رهبرِ شهیدمان ادای دین می‌کند، اما به دلیل ضعف در فرم، محتوا از اثر بیرون می‌زند و به اصطلاح «گل‌درشت» می‌شود. در مقابل، گاهی در اپیزودهایی مانند «پاخوی سرخ»، با وجودِ نمایشِ زیبایی از یک زندگی ساده و دغدغه‌های زوجی جوان که خانه‌شان در جنگ آسیب دیده، قصه از خلقِ یک موقعیتِ دراماتیکِ فراتر و نکته‌ای افزون بر این سادگی، باز می‌ماند.
در نهایت اما، وقتی به کلیتِ این تکاپوی هنرمندانه نگاه می‌کنیم، کفه ترازویِ غیرت و هنر، سنگینی می‌کند. تلاشِ پردستانه‌ی هنرمندان و تنوعِ زاویه دیدِ هر کارگردان، قاب‌هایی ماندگار از مقاومتِ ملی خلق کرده است. این جریانِ پویا که با حضورِ پررنگِ خوانندگان و فعال شدنِ سایر بخش‌های هنری نیز همراه شده، نویدبخشِ بلوغِ هنرِ مقاومت است. این‌ها، روایتِ راستینِ ملتِ ایران است؛ ملتی که هنرمندانش زیر سایه سنگینِ جنگ، نه تنها دست از تولید نکشیدند، بلکه با پیوند زدنِ عمیقِ «فرهنگ ایرانی» با «فرهنگ مقاومت»، آثاری خلق کردند که تا سال‌ها سندِ افتخار و ایستادگیِ این بوم و بر خواهد بود.

رضا صالحی

رضا صالحی روزنامه نگار و عضو شورای سردبیری عصر ایرانیان می باشد.

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم