عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در سفر اخیر به اسلامآباد که ابتدا به عنوان یک دیدار دوجانبه برای تقویت روابط ایران و پاکستان جلوه داده شد، با انتشار توییتی به زبان انگلیسی مدعی شد که چارچوب عملیاتی برای پایان دائمی جنگ علیه ایران را با طرف مقابل به اشتراک گذاشته است. او در ادامه با لحنی تردیدآمیز پرسید که آیا ایالات متحده واقعاً در دیپلماسی جدی است یا خیر. این موضعگیری، پس از دو جنگ ویرانگر، شهادت هزاران شهید، شهادت رهبر انقلاب، تخریب زیرساختهای حیاتی کشور توسط آمریکا، و یاوهگوییهای مقامات آمریکایی، نه تنها جای تأمل عمیق دارد، بلکه فاجعهبار بودن تفکر این فرد را آشکار میسازد.
مهمتر از همه، این پرسش بیپاسخ باقی میماند که عراقچی با چه مجوزی و به چه اجازهای چنین موضعی اتخاذ کرده است؟ آیا رهبر معظم انقلاب به او اجازه داده بود که در اسلامآباد چارچوب عملیاتی اعلام کند و ابتکار شخصی به خرج دهد؟ قرائن حاکی از آن است که این اقدام کاملاً شخصی و خودسرانه بوده و هیچ مبنای قانونی یا حکومتی نداشته است. به چه قاعدهای نماینده ایران میتواند بدون هماهنگی، مواضعی را اعلام کند که موضع رسمی کشور تغییر نکرده و نیازی به بازگویی نداشته؟ این سفر نه تنها هیچ دستاوردی برای ایران نداشته، بلکه همچون همیشه، وزیر امور خارجه کشور با اقدامات خود قیمت نفت را برخلاف منافع ملی پایین کشانده و ذهن آمریکاییها را در روزهای تعطیل آسوده خاطر کرده است.این تکرار اشتباهات، آن هم در روزهایی که یکی پس از دیگری شاهد اقدامات مشکوک از توییت درباره تنگه هرمز گرفته تا روشنبینی فردای مذاکرات بودهایم، همچنان ادامه دارد. عملکرد عراقچی همچنان محل سؤال جدی است و معلوم نیست این مسیر به کجا ختم خواهد شد.
ملت فراموش نکردهاند که دقیقاً در لحظاتی که تهران زیر حمله قرار داشت، شبکههای خبری با زیرنویس سخنرانی او از «روند مثبت مذاکرات» خبر میدادند، در حالی که موشکها بر سر مدارس و نقاط مسکونی فرود میآمدند. این کجفهمی و دیرفهمی وزیر امور خارجه که مسائل راهبردی را اینگونه به هم گره میزند، مردم را به شدت کلافه کرده است. بسیاری از مردم در خیابانها و میدانها فریاد میزنند که اگر این دیپلماسی هیچ کمکی به میدان نمیکند، حداقل در زمان سقوط جبهه نبرد و پس از شکست مذاکرات، سکوت اختیار کند.آقای عراقچی به چه حقی و با چه عنوانی این توییت را منتشر کرده است؟ به چه اجازهای درباره چارچوب پایان جنگ یا مذاکرات سخن گفته است؟ این اظهارات او متعلق به دوران پیش از جنگ است؛ دورانی که هنوز اجازه چنین صحبتهایی وجود داشت، اما اکنون سیاست رسمی کشور توقف کامل مذاکرات و ایستادگی قاطع در میدان است. اگر این اقدام سر خود بوده، اقدامی آشکار علیه منافع ملی و امنیت ملی به شمار میرود و باید دلیل آن را علنی کند؛ وگرنه ملت به خوبی میداند با کسانی که علیه وحدت ملی و دستورات رهبری اقدام میکنند، چگونه برخورد خواهد شد.ایالات متحده هرگز در دیپلماسی جدی نبوده و نخواهد بود.
وزیر امور خارجه باید بداند که وقتی با زیادهخواهیهای خود باعث توقف دیپلماسی شده، وقتی هنوز آتشبس در لبنان و غزه برقرار نشده و دیروز هم مورد حمله قرار گرفتهایم، وقتی محاصره ادامه دارد و خواستههای ایران جدی گرفته نشده، این توییت در بهترین حالت نشاندهنده نفهمی مطلق و در خوشبینانهترین حالت، ناتوانی کامل از درک سیاست خارجی است. پس از این همه اشتباه، از مذاکرات اولیه تا توافق بیحاصل قاهره، از پیشنهادات بینتیجه تا دوره دوم مذاکرات که همزمان با حملات موشکی و شهادت رهبرمان بود، عراقچی دیگر توانایی ادامه ندارد. او باید ناکارآمدی خود را بپذیرد و کنار برود.اقدامات امروز عراقچی دقیقاً برخلاف وحدت ملی است؛ نقطه مقابل آن صدایی که امروز همه مسئولان و مردم یکصدا فریاد ایستادگی و پیروی از فرامین رهبری سر میدهند. این رفتار نه تنها وحدت ملت را هدف قرار داده، بلکه آن را به چالش کشیده و به مثابه ضربهای مستقیم به انسجام داخلی در حساسترین برهه تاریخی عمل کرده است.
استمرار کنشهای پر هزینۀ آقای وزیر
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید