امروز: 1405/04/25 ساعت : 05:22

بازگشت قدرت خاموش هرمز

جغرافیایی که نمی‌توان آن را تحریم کرد
تنگه هرمز؛ گلوگاهی که جهان فراموش کرده بود، اما دوباره دچار وابستگی آن شد

کمتر نقطه‌ای روی نقشه جهان وجود دارد که چنین توانایی منحصر‌به‌فردی داشته باشد:
با یک اختلال کوچک، قیمت انرژی را در قاره‌ها جابه‌جا کند؛
با یک تهدید، سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ را تغییر دهد؛
و با یک بی‌ثباتی، مسیر کشتی‌های عظیمی را که قلب اقتصاد جهانی‌اند، از هم بپاشد.
این نقطه، تنگه هرمز است؛ جایی که دهه‌ها همه درباره‌اش سخن گفتند، اما کمتر کسی «وزن واقعی‌اش» را جدی گرفت. تا آنکه تحولات اخیر دوباره به جهان یادآوری کرد که این گذرگاه باریک، نه یک مسیر دریایی، بلکه «ضربان‌سنج اقتصاد جهان» است.
چرا تنگه هرمز این‌قدر تعیین‌کننده است؟
در نگاه اول، یک آبراه ۳۹ کیلومتری شاید فقط ویژگی جغرافیایی باشد، اما در واقعیت، یکی از پیچیده‌ترین معادلات ژئوپلیتیک زمین درون همین باریکه شکل می‌گیرد.اینجا جایی است که:
حدود یک‌پنجم تجارت جهانی انرژی از آن عبور می‌کند.
بازار سوخت آسیا، اروپا و بخش‌هایی از آمریکا با آن تنظیم می‌شود.
هر نوسانی در آن، به شکل دومینویی بر قیمت کود، پتروشیمی، حمل‌ونقل و حتی زنجیره غذا اثر می‌گذارد.
هیچ جایگزین مطمئن، ارزان و سریعی برای آن وجود ندارد.
جهان امروز شاید از نظر فناوری پیشرفته باشد، اما هنوز اقتصادش روی شاهراه‌هایی می‌چرخد که از دل جغرافیا عبور می‌کنند. و تنگه هرمز یکی از معدود شاهراه‌هایی است که «گزینه دوم» ندارد.
وقتی گذرگاه انرژی دچار اختلال می‌شود
نکته مهم اینجاست:اختلال در چنین نقطه‌ای الزاماً به معنای «توقف» نیست؛ حتی کاهش امنیت روانی یا افزایش ریسک کافی است تا:
بازارهای جهانی وارد فاز اضطراب شوند.
قیمت انرژی جهش کند.
کشورهای صنعتی به‌جای زبان فشار، زبان مذاکره را انتخاب کنند.
اولویت‌های امنیتی اروپا و آسیا بازتعریف شود.
این واکنش‌ها نه از علاقه سیاسی سرچشمه می‌گیرد و نه از تغییر ارزش‌های دیپلماتیک؛
این واکنش طبیعی اقتصادهایی است که نمی‌توانند بدون انرژی، چرخ صنعت خود را بچرخانند.
فرصت ژئوپلیتیکی: نادر، اما سرنوشت‌ساز
وقتی وزنه ژئوپلیتیک یک گذرگاه ناگهان چند برابر می‌شود، کشورهایی که کنترل، مدیریت یا نظارت بر آن دارند نیز به‌طور طبیعی وارد سطح جدیدی از توجه جهانی می‌شوند. در چنین شرایطی:
حتی بازیگران بزرگ ناچار به «گفت‌وگو» می‌شوند، نه از سر تمایل، بلکه از سر ضرورت
معادلات تحریمی و فشار دچار بازنگری می‌شود.
مفهوم «قدرت سخت» جای خود را به «قدرت موقعیت» می‌دهد.
کشوری که پیش‌تر در موضع دفاعی بود، وارد وضعیتی می‌شود که دیگران نیازمند تعامل با او هستند.
این همان چیزی است که در ادبیات امنیتی به آن می‌گویند:
*جغرافیا، مهم‌ترین سرمایه‌ای است که بشر نمی‌تواند آن را تحریم یا جایگزین کند.*
اما حفظ این موقعیت، از به‌دست‌آوردنش دشوارتر است.
موفقیت در استفاده از جایگاه ژئوپلیتیک، فقط در سایه دو عنصر امکان‌پذیر است:
ثبات بلندمدت
قابل‌پیش‌بینی‌بودن رفتار و امنیت مسیر
اینکه جهان بفهمد این گذرگاه نه تنها مهم است، بلکه «پایدار» است، می‌تواند این موقعیت را به یک سرمایه استراتژیک پایدار تبدیل کند. در غیر این صورت، کشورها به‌تدریج به‌دنبال مسیرهای جایگزین می‌روند؛ حتی اگر پرهزینه، خطرناک یا ناکارآمد باشد.
نتیجه
اقتصاد جهانی یک حقیقت را دوباره به یاد آورده است: تنگه هرمز نه فقط یک آبراه، بلکه یک مرکز ثقل ژئوپلیتیک است. در جهانی که جنگ‌ها، رقابت‌ها و تغییرات انرژی آینده را مبهم می‌کند، این گذرگاه باریک می‌تواند سرنوشت مذاکرات، روابط اقتصادی و حتی جهت‌گیری سیاست خارجی قدرت‌های جهانی را تعیین کند.
جغرافیا هدیه‌ای است که تاریخ به یک کشور می‌دهد؛ اما مدیریت هوشمندانه و پایدار است که این هدیه را از یک «فرصت مقطعی» به یک «سرمایه دائمی» تبدیل می کند.

فریبا کلهر

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم