نگاهی به حماسه سازی ملت ایران در سه جنگ تحمیلی به پشتوانه حضرت امام رضا علیه اسلام
طنین نوحهی شورانگیز «ای میهن خدایی؛ صحن امام رضایی» حاج محمود کریمی در محرم امسال آن هم به درخواست رهبری شهیدمان در شب های عزاداری محرم و پسا جنگ ۱۲ روزه تنها یک همخوانی احساسی نبود؛ بلکه انعکاس حقیقتی سترگ بود که با گوشت، پوست و خون این ملت گره خورده بود و جنگ تحمیلی سوم نشان داد که تا ابد هم گره خورده است.
گره ای که خود انعکاسی است از ارادتی طولانی و هزار و چهارصد ساله ملت ایران، از زمانی که شرف میزبانی بهترین بندگان خدا و امام حق عالم را پیدا کرد تا روزگاری که توسل های هر روزه رزمندگان در جنگ تحمیلی هشت ساله و امداد و یاری ایشان در تمام روزهای حیات این انقلاب و جنگ هایی که علیه آن رقم خورد.
این یاری و حراست هر روزه و هر لحظه ای حقیقتی است که نشان میدهد این سرزمین، در تمام روزهای سخت و زیر بمبارانِ کینهتوزیهای دشمنان، همواره در حصنِ امنِ علی بن موسیالرضا (ع) حراست شده است.
«ایرانِ امام رضایی» برای ما نه یک شعار و تعارف، که یک رسم، یک راه و یک مکتب است. ملتی که ایستادگی را از اهلبیت (ع) آموخته، در خیابانها و میدانها، با همین ارادت و معنویت به جنگ مستکبران میرود. این ملتی است که با نام «حیدر» میخروشد و در برابر بزرگترین طواغیت عالم قد علم میکند؛ ملتی که در اوج سختیها، دستبهدامان دشمن نمیشود، بلکه پای لانچرها و در میدان وعدهی صادق، با «الهی العفو» و اتکا به «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»، نصرت الهی را رقم میزند.
در روزگاری که تمام محاسبات مادی و دولتهای پرادعای غربی در برابر استکبار سر خم میکنند و تحقیر میشوند، این ایرانِ ذوالفقاری و عاشورایی است که معادلات مادی جهان را بر هم میزند. راز این ایستادگی در چیست؟ در همان کلام نورانی امام صادق (ع) که مختصات ظالمانهی نظام بینالملل را بهدقت ترسیم کردهاند. ایشان در توصیف زمانهای که حق مرده و جور و ستم همهجا را فرا گرفته، هشدار میدهند؛ روزگاری که سردمداران نظام سلطه به بدزبانی افتخار میکنند، شرارت را ترویج میدهند و با اتهامات واهی، کشورها را به خاک و خون میکشند. در چنین اتمسفر مسمومی که مناسبات ظالمانهی جهانی بر آن حاکم است، راهبردِ شیعه نه هضم شدن در این هاضمهی شیطانی، که قیام و تقابل با آن است.
اینجاست که مفهوم عظیم «بعثتِ یک ملت» معنا پیدا میکند. اگر بعثت غالباً مختص انبیاست، اما این ملت، مصداق همان قومی است که قرآن کریم دربارهشان میفرماید: «فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ». ملتی که در راه خدا مجاهدت میکند و از سرزنشِ هیچ سرزنشگری، اعم از امپراتوریهای رسانهای و جنگهای روانی دشمن، نمیهراسد. این ملتِ مبعوثشده، دست خدا را در حوادث میبیند و با تکیه بر وعدههای قطعی پروردگار، در تمام جبهههای مقاومت از شرق تا غرب، از ایران تا لبنان، مظلومان را یاری میدهد.
اوج این بعثتِ تاریخی، در تقابل با طغیانگری صهیونیسم و بنیاسرائیل تجلی مییابد. قرآن کریم با قاطعیت وعده میدهد که: «بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ ۚ وَكَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا». این «عباداً لنا»، همین ملت امام رضایی است که با قدرتی نفوذناپذیر، خانه به خانه و کوچه به کوچه، هیمنهی پوشالی مفسدان را در هم میشکند. به تعبیر حکیمانهی مفسران بزرگی چون علامه جوادی آملی، این آیات صرفاً روایتی از تاریخ گذشته نیست، بلکه یک سنت قطعی و جاریِ الهی است. این ملت، سست نخواهد شد و تا زمانی که طومار ظلم و استکبار، بهویژه رژیم غاصب صهیونیستی را در هم نپیچد و داد مظلومان را نستاند، از پای نخواهد نشست. این، سرنوشت محتومِ ملتی است که جانش با نام و یاد علی بن موسیالرضا (ع) آمیخته است و به بیان رهبری شهیدمان ایران امام رضاست.
ایرانی که پرچمدار و منتقم خونهای بهناحقریخته در مناسبات ظالمانهی جهانی بوده و خواهد بود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید