گرفتن غرامت از دشمن وحشی متجاوز، امروز باید مقدم بر هر موضوعی پشت میزهای مذاکره باشد. همان طور که رهبری معظم در پیام بیستم فروردین ماه خود تصریح کردند: «حتماً غرامت تکتک صدمات وارد شده و خونبهای شهیدان و دیه جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد» و در پیام 21 اسفند سال گذشته خود فرمودند: «به هر صورت ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند به اندازهای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آن هم مقدور نباشد به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد». لذا مطرح کردن بحث هستهای همانطور که نبویان، عضو هیئت مذاکرهکننده اذعان کرد، خطایی راهبردی بود.
جنگ در جریان بود و هفتهها از التماس دشمن آمریکایی برای مذاکره میگذشت. مسئولین از جمله ریاست مجلس صریحا مینوشت: «رژیم صهیونیستی حیات ننگین خود را در استمرار چرخهٔ “جنگ-مذاکره-آتشبس و سپس دوباره جنگ” میبیند تا سلطهٔ خود را تثبیت کند. این چرخه را خواهیم شکست». دست برتر میدان با ایران بود که در صحنه نبرد، اف35 و آواکس میزد و چنگال شاهدهای ایرانی چشمان راداری آمریکا را در منطقه کور کرده بود. البته هر جنگی، آن هم جنگ در برابر قدرت اول نظامی دنیا، و قدرت نظامی منطقه، که توسط برخی کشورهای اروپایی و حاشیه خلیج فارس هم پشتیبانی میشدند خسارات دارد.
از غیرنظامیان و نفرات ارزشمند، در صدر آنها رهبر شهید انقلاب گرفته، تا تجهیزات و تاسیسات؛ برای دشمن مستاصل که به هیچکدام از اهداف راهبردی خود در جنگ نرسیده بود، خط قرمزی وجود نداشت. از مدرسه میناب گرفته تا ساختمان پژوهشگاه فضایی که وظیفه مطالعه، طراحی و ساخت ماهوارههای مخابراتی و سنجشی، ناوبری و موقعیتیابی و زیست فضا را داشت و محل فعالیت جوانان نخبهای بود که در کشور مانده بودند و آینده ایران را میساختند. یا انستیتو پاستور که پیشرو در تامین بهداشت جامعه بود و در بزنگاههایی مانند همهگیری ویروس کرونا به داد مردم رسید. تا برخی از تاسیسات انرژی و صنایع. به همین منظور طیفی از مسئولین با هدف تثبیت موفقیتهای میدانی و کسب امتیازات فراتر، وارد مذاکره شدند تا از خسارات بیشتر جنگ هم جلوگیری شود.
ایده در ابتدا خوب به نظر میرسید، اما با وارد شدن به مذاکره با بدعهدان تروریست، نه آن ده بند مورد اشاره در بیانیه شورای عالی امنیت ملی نزدیک به محقق شدن هستند و نه اقدامی جدی از سوی تیم مذاکرهکننده ما برای تحقق خواست مردم و رهبری که کمترین انتقام شهدای جنگ است، صورت گرفت. همانطور که نبویان، عضو هیئت مذاکرهکننده اذعان کرد: «ما در آنجا یک خطای راهبردی داشتیم. ما موضوع هستهای را آوردیم در دستور کار قرار دادیم؛ این خطای راهبردی بود و دشمن را امیدوار کرد… درست آن بود که ما در مورد پرداخت غرامت با آمریکا صحبت میکردیم». مذاکره از موضع ضعیف دشمن را امیدوار و ترغیب به محاصره دریایی کرد و ترامپ آن را به سبب عدم ضربه خوردن نفرات و تجهیزات آمریکایی در میدان جنگ، موثرتر از بمباران میداند.
این یعنی ایده جلوگیری از خسارات جنگ و رسیدن به اهداف میدانی در میز مذاکره، شکست خورده و با جابهجایی برنده و بازنده و فراموشی جنگ 40 روزه، عملا موضوع مذاکرات به قبل از 9اسفند بازگشته است؛ به نقل از سیانان ترامپ هم حالا ادعا میکند که هیچ توافقی را بدون حل و فصل موضوع هستهای نخواهد پذیرفت. از این روست که باید مطابق فرمایش رهبر انقلاب که: ««به هر صورت ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند به اندازهای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آن هم مقدور نباشد به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد»، به طور جدی و با اولویت دریافت غرامت و روش آن را در مذاکره مطرح کنیم و در صورت امتناع دشمن، با استفاده از ابزار تنگه هرمز اموالش را توقیف و مصادره کنیم.
اگر این هم مقدور نبود، مطابق کلمات پایانی فرمایش مذکور رهبری، باید به میدان جنگ برگشت و ضمن نابود کردن اموال دشمن به تلافی، او را به طور کامل پشیمان از جنگ کرد. تحقق این هدف در میز مذاکره بعید به نظر میرسد اما با جنگ یا مصادره اموال، نظامیان دلاور ایرانی قطعا این هدف را محقق خواهند کرد. یک پنجم نفت دنیا از این تنگه استراتژیک میگذرد که امروز توسط رسانههای خارجی مادر تنگهها نام گرفته؛ همچنین این تنگه محل عبور 60درصد آلومینیوم مورد نیاز آمریکا، 46درصد اوره جهان، یک سوم متانول و 20 درصد کود شیمیایی دنیاست. در شرایط تغییر نظم در دنیا، تنها زبان قدرت و میدان است که سهم کشورها را از نظم جدید تعیین خواهد کرد.
چگونگی تحقق غرامت
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید